بَیانِ عَیان

گفتارهای عاقلانه و عارفانه!

بَیانِ عَیان

گفتارهای عاقلانه و عارفانه!
بَیانِ   عَیان
بیان عیان، رسانه ای در حوزه علوم انسانی و در شاخه عرفان و دین است. مردم و جوانان امروز، خواهان تغذیه عقل و جان هستند تا در سایه سار این هوای پاک، جان هایشان را از غبارهای زمانه پاک سازند. عقل آنان را باید با برهان و جانشان را باید با عرفان سیراب کرد نه با خرافه و گزافه.
بیاییم با یکدیگر، محترمانه، صادقانه و در جهت کاهش معضلات، گفتگو کنیم. این تنها راه ممکن برای زیست انسانی است. بیاییم باور کنیم، افرادی که مثل ما فکر نمی کنند، الزاماً دشمن حقیقت نیستند. بیاییم باور کنیم، حقیقت الزاماً در چنگال! ما نیست.

[بیان عیان]

برای آگاهی از بروزرسانی [بیان عیان] لطفا ایمیل خود را در این قسمت وارد کرده و پنجره باز شده را تایید کنید. سپس ایمیل ارسال شده را باز کرده و لینک ارسال را بفشارید

Delivered by FeedBurner

پیوندهای مفید برای علاقمندان

۱۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کیمیای سعادت» ثبت شده است

امام حسین علیه السّلام در فرازهای پایانی دعای عرفه می‌فرمایند: «اِلـهى کَیْفَ اَسْتَعِزُّ وَ فِى الذِّلَّهِ اَرْکَزْتَنى، اَمْ کَیْفَ لا اَسْتَعِزُّ وَاِلَیْکَ نَسَبْتَنى». خدایا! چگونه عزت خواهم، درحالی‌که در خوارى (1) ثابتم کرده‌ای، و چگونه عزت نخواهم باآنکه به خود، نسبتم داده‌ای؟ (2) 

عُجب چیست؟

 حجت‌الاسلام ابو حامد محمد غزالی، در کیمیای سعادت می‌فرمایند: «بِدان که عُجب ازجمله اخلاق مذموم است. رسول صلّی الله علیه و آله، (فرمود): "اگر معصیتی نکنید ترسم‏ بر شما از چیزی که بَتَر (بدتر) است از معصیت، و آن عجب است" و نیز فرمود: "اگر همی ‏خندی و به تقصیر خویش مُقرّ، بهتر از آنکه همی‌گریی و آن (گریه)، کاری دانی (به حسابش آوری)" و مطرّف (رض) گوید: "همه‌شب بخُسبم (بخوابم) و بامداد شکسته و ترسان باشم، دوست‏ تر دارم از آنکه همه‌شب نماز کنم و بامداد مُعجِب باشم" (3)، و بشر بن منصور یک روز نماز دراز می‏ کرد و یکی به تعجّب در عبادت وی می‏ نگریست، چون سلام باز داد گفت: "یا جوانمرد! تعجّب مکن که ابلیس مدت‌های دراز عبادت کرد و خاتمت وی دانی که چه بود!" 

بدان که عجب، بیماری است که علّت آن "جهل محض" است، پس علاج آن "معرفت محض" باشد... باید که تعجّب تو از فضل خدای تعالی بود که ... تو را از عنایت خویشتن استخلاصی فرستاد و اگر پادشاهی اندر غلامان خود نظر کند، و از میان همه، یکی را خلعت دهد، بی ‏سببی و خدمتی که از پیش کرده بُود، باید که تعجّب وی از فضل مَلِک بُود که بی استحقاق، وی را تخصیص کرد نه (تعجب وی) به خود، پس اگر گوید: "مَلِک حکیم است و تا اندر من صفت استحقاق ندید، آن خلعت خاص به من نفرستاد"، گوییم: آن صفت استحقاق از کجا آوردی؟! همچنین اگر گویی: "مرا توفیق عبادت بدان داد که وی را دوست داشتم، گویند: "این دوستی اندر دل تو، که افکند؟!" 

جواب حقیقی آن است که تو راهگذر قدرتی و بس، و تو هیچ‌کس نه ‏ای! ﴿وَ ما رَمَیْتَ اذْ رَمَیْتَ و لکِنَّ اللّهَ رَمی‏﴾ (4) آنچه کردی نه تو کردی که وی کرد، ولیکن چون حرکت پس از علم و قدرت و ارادت آفرید، پنداشتی که تو کردی! 

مطلب مرتبط: عجب از عجب (قسمت اول) 

پی نوشت ها: 

(1) خواری، به معنای مذموم آن نیست چراکه انسان خلیفه خدا و گوهر آفرینش است. خواری در اینجا، در برابر عزت و کبریایی خداوند معنا می‌شود؛ یعنی انسان به دلیل مخلوق بودن و صفت امکانی داشتن، در برابر پروردگار خود، ذاتاً دارای انکسار و خضوع است، چراکه تمام وجودش در احاطه خداست. 

(2) ترجمه از شیخ حسین انصاریان (پر توفیق باد) در پایگاه عرفان: Erfan.ir 

(3) بدان معنا نیست که عبادت و گریه را ترک کنیم و به‌غفلت و خواب مشغول باشیم تا از عُجب در امان بمانیم، بلکه بدان معناست که صفت عجب باصفت عبادت و بندگی در تضاد است و باید تلاش کرد تا آن صفت را از خود دور نمود تا به عبادت و ثنایی خالصانه‌تر رسید وگرنه خواب نیز اگر با غفلت همراه باشد، مذموم و مطرود است. 

(4) سوره الانفال، ترجمه آقای بهاءالدین خرمشاهی (پر توفیق باد)

حسین
۱۱ مهر ۹۷ ، ۰۶:۰۵ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲ نظر

پرونده ویژه مطالعاتی کتاب "کیمیای سعادت" حجت الاسلام ( والمسلمین!) ابوحامد محمد غزالی با هدف نشر محتوای کتاب به صورت دسته بندی شده و با تطبیق بر آثار مرتبط، در آینده ای نزدیک به صورت هفتگی در اختیار خوانندگان گرامی قرار خواهد گرفت و به دلیل عدم وقت کافی و پرهیز از نشر متفرقه جات!، از درج مطالب دیگر خودداری خواهد شد.

 امید است، شما خوانندگان گرامی، لطف خود را از "بیان عیان" دریغ ندارید و با ارائه پیشنهادها و انتقادها، این وبگاه را به مقصد و مقصودِ کمال، نزدیکتر کنید. 

در صورت امکان، فایل ویدئویی نوشتارها نیز در آپارات بارگذاری و بالاگذاری! همون آپلود :) خواهد شد. 

سپاس از همراهیتان

حسین
۲۹ خرداد ۹۷ ، ۲۰:۴۲ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳ نظر

غزالی

مرحوم ابوحامد غزالی در کتاب کیمیای سعادت، مطلبی را درباره «لغزش بینش توحیدی» می فرماید که تقریر آن در پی می آید:


«مَثَل بعضی، مَثَل مورچه است که ـ مثلاً ـ سر قلم را که بر کاغذ است می بیند و گمان می کند که او (سر قلم) دارد نقاشی می کند، و یا مورچه ای دیگر که فکر می کند به حقیقت دست یافته است و دست نقاش را می بیند و مبتهج می شود که حقیقت را پیدا کرده است؛ اما نمی داند که نقاش واقعی کیست. 

مثلاً منجم با رصد کواکب و ستارگان، گمان می کند که به نهایت هستی رسیده است و همچنین پِی می بَرد که طبایع، مسخَّر کواکب اند اما نمی داند که کواکب، مسخَّر فرشتگانند. 

منجم از آنجا به اشتباه افتاد که در کوکب و ستارگان بماند و دیدِ خود را فراتر نبرد و از نجوم، اصل و حَوالت گاه ساخت و مسخَّری ایشان (توسط خداوند تعالی) ندید و ندانست که: 

إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیامٍ ثُمَّ اسْتَوَی عَلَی الْعَرْشِ یغْشِی اللَّیلَ النَّهَارَ یطْلُبُهُ حَثِیثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَکَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ (الأعراف/54)

همانا پروردگار شما کسی است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید، سپس [ملکوتش کامل شد و] بر عرش استیلاء یافت، شب را به روز [و روز را به شب‌] -که آن را شتابان می‌جوید می‌پوشاند، و خورشید و ماه و ستارگان را [آفرید] که رام شده فرمان اویند، بدانید که خلق و امر او راست، بزرگا خداوندا که پروردگار جهانیان است‌. 

وَسَخَّرَ لَکُمُ اللَّیلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومُ مُسَخَّرَاتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یعْقِلُونَ (النحل/12)

و برای شما شب و روز و خورشید و ماه را رام کرد، و ستارگان به فرمان او رام شده‌اند، بی‌گمان در این برای خردورزان مایه عبرتی هست‌. 

نجوم و کواکب، بِکارگماشتگان اند از جهت فرشتگان، و فرشتگان نیز مسخَّر و تحت فرمان خداوند هستند. منجم اما تا ستاره و کوکب دید، از او اصل ساخت، نه مسخَّر و خدا ساخت نه چاکر.

در حقیقت دیدگان محدود مخلوقات، از یک جهت ناقص است و بخشی و لایه ای از هستی را می بیند اما بخش دیگر را نمی بیند که همان مثل فیل و مولاناست. ذلک مَبلَغُهم من العلم!    


بیان عیان؛ بیان های عارفانه و عاقلانه
تلگرام:
 
https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A


حسین
۳۱ فروردين ۹۷ ، ۱۳:۵۱ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۴ نظر

حکایتی از کتاب ارزشمند کیمیای سعادت از ابوحامد غزالی رحمة الله علیه [ملقب به حجت الإسلام]


و یک روز بوذر [ظاهراً ابوذر غِفاری] (رض) (1) جنگ کرد با کسی، گفت: «یا بن الحمراء»، مادر وی را عیب کرد که رنگ وی سرخ است یعنی که بنده است. 

پیغامبر گفت: «شنیدم که امروز کسی را عیب کردی به مادر، بدان که تو از هیچ سیاه و سرخ فاضل‏تر نه ‏ای، مگر آنکه به تقوی بیش از وی باشی.» 


(1) غِفاری صحیح است نه غفّاری! چراکه نام قبیله ایشان «غِفار» بود که از اقوام اصیل عرب بشمار می آمد. 


#بیان_عیان؛ گفتارهای عاقلانه و عارفانه

تلگرام:

https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8IaMsFjs0vwZw

حسین
۱۷ فروردين ۹۷ ، ۱۴:۳۳ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

♨️ ابوحامد غزالی در کتاب "کیمیای سعادت" حکایتی را از حضرت موسی(ع) نقل می‌کند که خواندنی است:


🔸🔹موسی علیه‌السلام گفت: «یا ربّ! نزدیکی تا سخن به راز گویم؟ یا دوری تا به آواز گویم؟» گفت: «هر که مرا یاد کند، من همنشین وی‌‏ام.» گفت: «بار خدایا، ما را حال‌هاست؛ چون جنابت و قضای حاجت که تو را در چُنان حال، از یاد کرد خویش اجلال کنیم (شرمناکیم که در حال جنابت و اجابت مزاج یادت کنیم). 

💟خداوند گفت: «به هر حال که باشی، مرا یاد کن و باک مدار!».

#بیان_عیان

🌸عضویت: 

https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A

حسین
۰۵ مهر ۹۶ ، ۰۹:۲۷ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر