بَیانِ عَیان

گفتارهای عاقلانه و عارفانه!

بَیانِ عَیان

گفتارهای عاقلانه و عارفانه!
بَیانِ   عَیان
بیان عیان، رسانه ای در حوزه علوم انسانی و در شاخه عرفان و دین است. مردم و جوانان امروز، خواهان تغذیه عقل و جان هستند تا در سایه سار این هوای پاک، جان هایشان را از غبارهای زمانه پاک سازند. عقل آنان را باید با برهان و جانشان را باید با عرفان سیراب کرد نه با خرافه و گزافه.
بیاییم با یکدیگر، محترمانه، صادقانه و در جهت کاهش معضلات، گفتگو کنیم. این تنها راه ممکن برای زیست انسانی است. بیاییم باور کنیم، افرادی که مثل ما فکر نمی کنند، الزاماً دشمن حقیقت نیستند. بیاییم باور کنیم، حقیقت الزاماً در چنگال! ما نیست.

[بیان عیان]

برای آگاهی از بروزرسانی [بیان عیان] لطفا ایمیل خود را در این قسمت وارد کرده و پنجره باز شده را تایید کنید. سپس ایمیل ارسال شده را باز کرده و لینک ارسال را بفشارید

Delivered by FeedBurner

پیوندهای مفید برای علاقمندان و محققان

۱۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کتاب کیمیای سعادت» ثبت شده است

پرونده ویژه مطالعاتی کتاب "کیمیای سعادت" حجت الاسلام ( والمسلمین!) ابوحامد محمد غزالی با هدف نشر محتوای کتاب به صورت دسته بندی شده و با تطبیق بر آثار مرتبط، در آینده ای نزدیک به صورت هفتگی در اختیار خوانندگان گرامی قرار خواهد گرفت و به دلیل عدم وقت کافی و پرهیز از نشر متفرقه جات!، از درج مطالب دیگر خودداری خواهد شد.

 امید است، شما خوانندگان گرامی، لطف خود را از "بیان عیان" دریغ ندارید و با ارائه پیشنهادها و انتقادها، این وبگاه را به مقصد و مقصودِ کمال، نزدیکتر کنید. 

در صورت امکان، فایل ویدئویی نوشتارها نیز در آپارات بارگذاری و بالاگذاری! همون آپلود :) خواهد شد. 

سپاس از همراهیتان

حسین
۲۹ خرداد ۹۷ ، ۲۰:۴۲ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳ نظر

زید الخیل! (1) 

ابوحامد محمد غزالی علیه الرحمه در کتاب ارزشمند و خواندنیِ «کیمیای سعادت»، حکایتی را درباره خوی خیرخواهی و نیک سیرتی انسان، از دوران حضرت رسول صلّی الله علیه و آله نقل می کند که در پِی می آید:

"یحیی معاذ گوید: «هیچ حماقت، بیش از آن نیست که  ]کسی[ تخم آتش می‏ پراکند و بهشت چشم می‏ دارد، و سرای مطیعان می‏ جوید و کار عاصیان می‏ کند، و عملِ ناکرده را ثواب می‏ بَیُوسد ]بَیوسیدن: امید و انتظار داشتن[، و یکی بود وی را «زید الخیل» گفتند. رسول را گفت ]=به رسول گفت[: «آمده ‏ام تا از تو بپرسم که نشان اینکه خدای-تعالی- به کسی خیر خواسته باشد، چیست؟ و نشانِ آنکه به وی خیر نخواهد چیست؟»

]رسول[گفت: «هر روز، چون برخیزی،  به چه صفت باشی؟» گفت: «چُنانکه خیر را و اهل خیر را دوست دارم و اگر خیری پدید آید بزودی بکنم و ثواب آن بیقین ]به یقین[شناسم، و اگر ]آن خیر[ از من فوت شود، اندوهگِن ]اندوهگین[ شوم و در آرزوی آن، رنجور بمانم.»

]رسول[ گفت: «این است نشان آنکه ]خدای تعالی[ به تو خیر خواسته است، و اگر کاری دیگر خواستی، تو را بدان مشغول کردی و آنگاه باک نداشتی که در کدام وادی از وادی­ های دنیا تو را هلاک کردی»".

 

پی نوشت:

(1) در سال نهم هجری، مذاکرات قبایل مختلف با پیامبر و گرایش آنها به اسلام به حدی بود که آن سال را «عام الوفود» نام نهادند. گروهی از قبیله طَی (که حاتِم طائی نیز جزو همان قبیله است) به ریاست زیدالخیل به حضور پیامبر صلّی الله علیه و آله  رسیدند. پیامبر، ایشان را به جهت نیکو سیرتی، «زیدالخیر» نامیدند. ظاهراً منظور از زیدالخیل در حکایت جناب غزالی، همین شخص است.

حسین
۲۷ فروردين ۹۷ ، ۱۴:۲۲ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر



غزالی در کیمیای سعادت: 


پیامبر صلّی الله علیه و آله : «دشمن‏ترین علما نزد حق- تعالی علمایی‏اند که به نزدیکِ امرا [ظالم] شوند». 


«علما امانت داران پیغامبرانند- تا با سلطانان مخالطت نکنند- و چون مخالطت کردند، در امانت خیانت کردند، از ایشان حذر کنید و دور باشید.


بوذر گفت فرا سلمه که «دور باش از درگاه سلطان، که از دنیای وی هیچ چیز به تو نرسد که نه از آن زیادت از دین تو بشود» و گفت: «در دوزخ وادیی است که در آنجا هیچ کس نبود، مگر عالمانی که به زیارت سلطانان شوند.» 


و عبادة بن الصامت می‏گوید که «دوستی علما و پارسایان با امرا دلیل نفاق بود، و دوستی ایشان با توانگران دلیل ریا بود.» 


و فضیل می‏گوید: «همچند آن که عالم به سلطان نزدیک می‏شود از حق- تعالی- دور می‏گردد.»

 

و وهب می‏گوید: «این علما که به- نزدیک سلطان می‏شوند، ضرر ایشان بر مسلمانان بیشتر است از ضرر مقامران[قمار باز]» 


 محمد بن سلمه می‏گوید: «مگس بر نجاست آدمی نیکوتر از آنکه علما بر درگاه سلطان».


 رسول صلّی الله علیه و آله گفته است که عالم که مقصود وی از علم خدای- تعالی- بود، همه کس از وی بترسد، و چون مقصود وی دنیا بود، او از همه کس بترسد.


رسول (ص) می‏گوید: «همیشه این امّت در کنف حمایت حق- تعالی- باشند تا آنگاه که علمای ایشان با امرا مخالطت نکنند.». 


✔️ و در جمله، سبب فساد رعیّت از فساد ملوک و سلاطین بود، و فساد سلاطین از فساد علما باشد که ایشان را اصلاح نکنند و بر ایشان انکار نکنند.


بیان عیان: اگر هدف از دین، نه هدایت مردمان؛ بلکه حفظ قدرت و هیبت و سطوت برای اشاعه ظلم و فساد شد، نه دین ماند، نه دنیا. 

الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظّلم... .


#بیان_عیان؛ گفتارهای عاقلانه و عارفانه


https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8IaMsFjs0vwZw


حسین
۲۰ فروردين ۹۷ ، ۱۵:۱۸ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲ نظر

♨️ ابوحامد غزالی در کتاب "کیمیای سعادت" حکایتی را از حضرت موسی(ع) نقل می‌کند که خواندنی است:


🔸🔹موسی علیه‌السلام گفت: «یا ربّ! نزدیکی تا سخن به راز گویم؟ یا دوری تا به آواز گویم؟» گفت: «هر که مرا یاد کند، من همنشین وی‌‏ام.» گفت: «بار خدایا، ما را حال‌هاست؛ چون جنابت و قضای حاجت که تو را در چُنان حال، از یاد کرد خویش اجلال کنیم (شرمناکیم که در حال جنابت و اجابت مزاج یادت کنیم). 

💟خداوند گفت: «به هر حال که باشی، مرا یاد کن و باک مدار!».

#بیان_عیان

🌸عضویت: 

https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A

حسین
۰۵ مهر ۹۶ ، ۰۹:۲۷ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر

مرحوم(1) غزالی طوسی در «کیمیای سعادت»، حکایتی شنیدنی از حضرت زکریا علیه السّلام نقل کرده است که به جهت زیبایی متن، عین آن (با اندکی تغییر) آورده می شود:

«...قومى خصومتى داشتند: زکریّا علیه‌السّلام را طلب کردند تا میانجى(گری)کند.

به خانه وى شدند(رفتند). وى را ندیدند. زنى نیکو را دیدند. عجب داشتند که وى پیغامبر است و با چنان زن، (چگونه)تنعّم کند(یعنی شأن پیامبری کجا و تمتّع از زن کجا). چون وى را طلب کردند، وى را یافتند که طعام مى ‏خورد. و ایشان سخن همى‏ گفتند، و (زکریا) نگفت که: «با من نان خورید.» چون (زکریا) برخاست، پاى برهنه از آن زمین بیرون آمد.

ایشان را این هر سه کار، عَجَب آمد. پرسیدند: «این(کارها) چیست؟»
(زکریا)گفت: «آن زنِ با جمال براى آن دارم تا "دینِ مرا نگاه دارد" و "چشم و دل من به جاى دیگر نگذارد"، و شما را (به تعارف) نگفتم که طعام خورید، که آن(غذا) مزدِ من بَوُد تا کار کنم، که اگر کمتر خوردَمى، در کار ایشان تقصیر(کوتاهی) کردمى، و آن(کار) فریضه بُوَد بر من (بنابراین تعارف کردن، خلاف اراده من، و نوعی نفاق بود) و پاىْ برهنه از آن آمدم که میان صاحبانِ زمین ها عداوت بود، نخواستم تا خاکِ یک زمین در کفش من افتد و به دیگر زمین بُرده آید.»

(1) برخی مولفان شیعی عادت دارند که از عناوین احترام آمیز، تنها برای شیعیان استفاده می کنند و برای اهل سنتِ غیرِناصبی، چنین القابی را بکار نمی برند. حتی از یک بزرگواری شنیدم که می فرمود: تلاوت و قرائت قاریان اهل سنت را گوش نکنید! و فقط قاریان شیعی را گوش کنید. صرف نظر از اینکه مکتب شیعه در نظر نگارنده حق و حقیقت است (تقلیداً یا تحقیقاً) ؛ اما به نظر می رسد این چنین موضع گیری هایی چندان مطابق با سیره و تفکر پیشوایان دینی نیست و علاوه بر آن، عقلانی و انسانی هم نیست. امیدوارم همگی مانند امام موسی صدر باشیم که در عین حفظ عقیده، بتوانیم با دیگرانی که مثل ما فکر نمی کنند، با احترام برخورد کنیم! چه اشکال دارد؟!

بیان عیان 
بیان های عارفانه و عاقلانه 
https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A
حسین
۱۴ شهریور ۹۶ ، ۰۷:۳۹ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۶ نظر