بَیانِ عَیان

گفتارهای عاقلانه و عارفانه!

بَیانِ عَیان

گفتارهای عاقلانه و عارفانه!
بَیانِ   عَیان
بیان عیان، رسانه ای در حوزه علوم انسانی و در شاخه عرفان و دین است. مردم و جوانان امروز، خواهان تغذیه عقل و جان هستند تا در سایه سار این هوای پاک، جان هایشان را از غبارهای زمانه پاک سازند. عقل آنان را باید با برهان و جانشان را باید با عرفان سیراب کرد نه با خرافه و گزافه.
بیاییم با یکدیگر، محترمانه، صادقانه و در جهت کاهش معضلات، گفتگو کنیم. این تنها راه ممکن برای زیست انسانی است. بیاییم باور کنیم، افرادی که مثل ما فکر نمی کنند، الزاماً دشمن حقیقت نیستند. بیاییم باور کنیم، حقیقت الزاماً در چنگال! ما نیست.

[بیان عیان]

برای آگاهی از بروزرسانی [بیان عیان] لطفا ایمیل خود را در این قسمت وارد کرده و پنجره باز شده را تایید کنید. سپس ایمیل ارسال شده را باز کرده و لینک ارسال را بفشارید

Delivered by FeedBurner

پیوندهای مفید برای علاقمندان

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فرهنگ» ثبت شده است

با موتورسیکلت، نمی‌توان برهان و قرآن و عرفان را در دل‌های مردم جای داد. با ویراژ دادن و گشت‌زنی خیابانی، نمی‌توان حکمت و معرفت را در جامعه نهادینه کرد. چرا برخی از ما، بدون مطالعه کافی و نشناختن جنس جامعه، دست ‌به‌کارهای شتاب‌زده و خامی می‌زنیم که نتیجه‌ای جز دوری مردم از دیانت ندارد؟ چرا در عصر مدرن، هنوز هم به روش‌های بی‌اثر سنتی و خام دست می‌یازیم؟ چرا شأن امربه‌معروف و نهی از منکر را پایین می‌آوریم؟ چه وقت می خواهیم از گذشته شکست خورده، درس بگیریم؟!
+ استاد اخلاق محترم و مسنّ و گمنامی می‌گفت: «برخی بی‌حجاب ها که در قم چادر اَجَق وَجَق می پوشند، از انگلیس پول می گیرند تا چادر را بدنام کنند». به آن عزیزِ متخلّقِ متشخّص عرض می‌کنم: «شما بهتر است مثل من، قدری از گوشه حجره‌تان بیرون بیایید، تا همْ سَرِتان کمی هوا بخورد و همْ درد دل مردم را بشنوید و بهتر به واقعیت های جامعه پی ببرید».


تلگرام بیان عیان: 

حسین
۰۵ شهریور ۹۶ ، ۱۳:۴۲ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱ نظر



:white_check_mark: نزول سالیانه شمارگان کتاب در سال های پس از انقلاب یک خطر جدی برای فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی است.
:white_check_mark: شمارگان کتاب در سال1367، به 3250نسخه!! رسید اما اکنون چقدر از کتاب ها، چنین عددی را تجربه می کنند؟ آیا باور کردنی است بعد از گذشت سی سال، شمارگان اکثر کتاب ها به 3000 نمی رسد؟



یک خاطره تلخ فرهنگی
پنجشنبه گذشته، به دفتر یکی از انتشاراتی های معروف کشور در قم سری زدم. واقعاً حال و اوضاع نشر کتاب خوب نیست. انتشاراتی های باسابقه و خوش نام، با سیلی صورت خود را سرخ نگه داشته اند، چه برسد به انتشاراتی های بی نام و نشان.
یکی از دلایل این امر، کمبود "دغدغه و درد دانستن" در بین مردم است؛ اما همین امر نیز به یک موضوع دیگر مرتبط است و آن هم برداشته شدن یارانه کاغذ از سوی دولت (به معنای عام آن) و گران شدن کاغذ کتابهاست؛ چراکه خواه ناخواه وقتی چیزی گران شد، دغدغه داشتن آن هم کم می شود. کاغذ کتاب ها عمدتاً وارداتی است (مثلا اندونزی). کشور ایران هم هنوز توان تولید کاغذ مرغوب را ندارد. همچنین سوء استفاده اقتصادی برخی انتشاراتی ها و دغدغه کم دولتیان باعث شده است که یارانه کاغذ حذف شده و قیمت تمام شده کاغذ برای انتشاراتی ها حدوداً 4 برابر شود. 
بیایید بیشتر بخوانیم! حداقل یک روزنامه در روز مطالعه کنیم.

حسین
۰۴ شهریور ۹۶ ، ۱۴:۴۹ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر

 دغدغه این نوشته، «مطلقِ از خودبیگانگی ایرانی» است...

کشوری که نامش ایران است! سبقه فرهنگی آن از قدیمی ترین نمونه های جهان است! چه بهره ها که در طول تاریخ پر فراز و نشیب ایران از نام آفرینی پرافتخار نام آوران و دلاوران، از حکیمان و طبیبان، از عارفان و متفکران، از سرخی خون شهیدان و از جوانان با استعداد، نصیبِ این سامانِ پر سر و سامان نشده است. فرهنگ و هنر ایرانی، اصالت و هویت ملی، دین مداری و غیرت ایرانیان هماره زبانزد جهانیان بوده است؛ اما انگار مدتی است این آفتاب پرفروغ و ماه پرنور؛ در محاق مدل های وارداتی و غیر اصیل گرفتار شده است.
جوانان و نوجوانان این سرزمین، از صدقه سری برنامه دقیق مسئولان و کارگروه های متعدد فرهنگی و جلسات پربار شورای عالی و همایش های زرین و متعدد آخر سال، مدتی است در گیر و دار مدل هایی وارداتی گرفتار شده اند. از سگان پاکوتاه ناز گرفته تا عروسک های ولنتاین، از کدوهای ترسناک جشن هالووین گرفته تا پاپیون های صورتی، از ادکلن سیر خارجی گرفته تا جیغ های بنفش در سر پست بام ها، از برداشتن روسری گرفته تا ... . براستی نجوم و هنر و ادبیات و ورزش و حکمت و عرفان و دین، چقدر ذهن جوانان این سامان را به خود مشغول کرده است؟ براستی، سگ پاکوتاه مینیاتوری خوش دماغ، چه هویتی برای جوان امروزی به ارمغان آورده است؟

نسل بعدی که پدرانشان با سَگان آرام می گیرند و مادرانشان با عشوه و ناز، چه هویتی را انتظار می کشند؟ براستی چه چیز در انتظار نسل ششم و هفتم انقلاب است؟

این همه استاد و دانشجو و آیت الله و حجت الاسلام و مقام و مسئول و ...، چقدر در کاهش این آسیب ها موثر بوده اند؟

کِی، کجا، چرا و به چه جهت، هویت ما ایرانیان گم شد؟

تا کی نشستن و منتظر قیام ماندن؟

کجاست شیر دلی کز بلا نپرهیزد؟

بیان عیان 
بیان های عارفانه و عاقلانه 
https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A
حسین
۰۵ اسفند ۹۵ ، ۲۲:۲۹ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۵ نظر