بَیانِ عَیان

گفتارهای عاقلانه و عارفانه!

بَیانِ عَیان

گفتارهای عاقلانه و عارفانه!
بَیانِ   عَیان
بیان عیان، رسانه ای در حوزه علوم انسانی و در شاخه عرفان و دین است. مردم و جوانان امروز، خواهان تغذیه عقل و جان هستند تا در سایه سار این هوای پاک، جان هایشان را از غبارهای زمانه پاک سازند. عقل آنان را باید با برهان و جانشان را باید با عرفان سیراب کرد نه با خرافه و گزافه.
بیاییم با یکدیگر، محترمانه، صادقانه و در جهت کاهش معضلات، گفتگو کنیم. این تنها راه ممکن برای زیست انسانی است. بیاییم باور کنیم، افرادی که مثل ما فکر نمی کنند، الزاماً دشمن حقیقت نیستند. بیاییم باور کنیم، حقیقت الزاماً در چنگال! ما نیست.

[بیان عیان]

برای آگاهی از بروزرسانی [بیان عیان] لطفا ایمیل خود را در این قسمت وارد کرده و پنجره باز شده را تایید کنید. سپس ایمیل ارسال شده را باز کرده و لینک ارسال را بفشارید

Delivered by FeedBurner

پیوندهای مفید برای علاقمندان

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عرفان» ثبت شده است

خودشیفتگی

مانعی بدتر از پند
ار کمال نیست 

در راهِ کمال، ای ذو دَلال (1)

 آری! بحث بر سر توهّمات معنوی است! چه بسیار افراد ساده لوح و کم ظرفیتی که با چند شب نمازشب خواندن و چند دقیقه سجده و عبادت بیشتر و چند قطره اشک و یاد گرفتن الفاظی چند، آن هم همراه با تعریف و تمجید و تحسین اطرافیان، تمام گذشته خود را به فراموشی می سپارند و خود را در یک مراتبی از معنویت و عرفان و بلکه در اوج می بینند و فکر می کنند که به وصال نائل شده و طیّ طریق کرده اند و آن وقت با احساس «پیغمبر دیگران بودن»، با احساس تافته جدا بافته بودن، با احساس اینکه همه پایین اند و فقط اوست که می تواند به مراتب بالا برود، هم خودْ دچار توهم می شوند و هم دیگران را دچار این توهمات می کنند. حال اگر این شخص، خواب ها و مکاشفات معنوی هم داشته باشد، بیشتر این توهمات برایش حجت می شود و تشخیص آن به قدری مشکل است که جز استادان راه رفته ... متوجه آن توهّم نمی شوند و این عمده ترین مشکلی است که در این مسیر، ممکن است عده ای را به انحراف بکشاند. 

آری بهتر است دقت کنیم! شرک خفی یعنی همان خواسته های نفسانی، با رنگ و بوی معنوی! یعنی اگر نماز بخوانیم، روزه بگیریم، عبادت کنیم، فلان اذکار را ـ آن هم با زحمت و مشقت و ریاضت ـ بگوییم، برای اینکه به مقامات عالیه برسیم، به کشف و کرامت برسیم، و حتا عارف شویم! (تا از ما تعریف کنند). اینها، رسیدن به این مقامات است اما رسیدن به خدا نیست، و این همان عبارت آیت الله سیدعلی قاضی رحمة الله علیه است که: «سالکِ خود، واصلِ خود». یعنی در خود سلوک کرد و به خود رسید و به خدا نرسید. و این همان شرک و ظلم عظیم است: 

﴿إنّ الشّرک لظلم عظیم﴾ (لقمان/13). 

حقیقت، بت پرست است آنکه در خود، هست پندارش... 


(1) دَلال (به فتح دال) به معنای غَنج، کرشمه و ناز ناشی از نَخوت و غرور است. 

منبع: نقلی امانتدارانه از کتاب «شیدا» (در احوالات «سیدعبدالکریم کشمیری» رحمة الله علیه). ایشان از شاگردان شیخ اعظم «مرتضی طالقانی» رحمة الله علیه و «سیدعلی قاضی طباطبائی» رحمة الله علیه بودند و مزارشان در حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها است. البته یکی دیگر از شاگردان سیدعلی قاضی رحمة الله علیه، «سیداحمد کشمیری» رحمة الله علیه (قاضی ثانی) بودند که نباید با ایشان اشتباه شود.

حسین
۰۷ خرداد ۹۷ ، ۲۱:۵۶ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۷ نظر

غزالی

مرحوم ابوحامد غزالی در کتاب کیمیای سعادت، مطلبی را درباره «لغزش بینش توحیدی» می فرماید که تقریر آن در پی می آید:


«مَثَل بعضی، مَثَل مورچه است که ـ مثلاً ـ سر قلم را که بر کاغذ است می بیند و گمان می کند که او (سر قلم) دارد نقاشی می کند، و یا مورچه ای دیگر که فکر می کند به حقیقت دست یافته است و دست نقاش را می بیند و مبتهج می شود که حقیقت را پیدا کرده است؛ اما نمی داند که نقاش واقعی کیست. 

مثلاً منجم با رصد کواکب و ستارگان، گمان می کند که به نهایت هستی رسیده است و همچنین پِی می بَرد که طبایع، مسخَّر کواکب اند اما نمی داند که کواکب، مسخَّر فرشتگانند. 

منجم از آنجا به اشتباه افتاد که در کوکب و ستارگان بماند و دیدِ خود را فراتر نبرد و از نجوم، اصل و حَوالت گاه ساخت و مسخَّری ایشان (توسط خداوند تعالی) ندید و ندانست که: 

إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیامٍ ثُمَّ اسْتَوَی عَلَی الْعَرْشِ یغْشِی اللَّیلَ النَّهَارَ یطْلُبُهُ حَثِیثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَکَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ (الأعراف/54)

همانا پروردگار شما کسی است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید، سپس [ملکوتش کامل شد و] بر عرش استیلاء یافت، شب را به روز [و روز را به شب‌] -که آن را شتابان می‌جوید می‌پوشاند، و خورشید و ماه و ستارگان را [آفرید] که رام شده فرمان اویند، بدانید که خلق و امر او راست، بزرگا خداوندا که پروردگار جهانیان است‌. 

وَسَخَّرَ لَکُمُ اللَّیلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومُ مُسَخَّرَاتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یعْقِلُونَ (النحل/12)

و برای شما شب و روز و خورشید و ماه را رام کرد، و ستارگان به فرمان او رام شده‌اند، بی‌گمان در این برای خردورزان مایه عبرتی هست‌. 

نجوم و کواکب، بِکارگماشتگان اند از جهت فرشتگان، و فرشتگان نیز مسخَّر و تحت فرمان خداوند هستند. منجم اما تا ستاره و کوکب دید، از او اصل ساخت، نه مسخَّر و خدا ساخت نه چاکر.

در حقیقت دیدگان محدود مخلوقات، از یک جهت ناقص است و بخشی و لایه ای از هستی را می بیند اما بخش دیگر را نمی بیند که همان مثل فیل و مولاناست. ذلک مَبلَغُهم من العلم!    


بیان عیان؛ بیان های عارفانه و عاقلانه
تلگرام:
 
https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A


حسین
۳۱ فروردين ۹۷ ، ۱۳:۵۱ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۴ نظر

اذکار دینی، هر کدام خاصیت و ویژگی دارند و در روایات و اقوال عارفان، منعکس شده است. یکی از اذکاری که برای پیدا شدن گم شده از سوی برخی عرفا از جمله آیت الله بهجت رحمة الله  توصیه شده، ذکرِ «أصْبَحْتُ فی امان الله أمْسَیْتُ فی جوار الله» است. 


تجربه شخصی اینجانب، اثبات کرده است که اثر این ذکر در پیدا شدن گمشده بسیار بالاست (مگر مانعی مانند دزدی و ... در میان باشد که ممکن است اثرش از بین برود).  حتا گفتن این ذکر برای پیدا شدن گمشده ی دیگران نیز مفید است و موجب پیدا شدن گمشده آنها می شود (تجربه شخصی). 

اما حکایتی را برای شما نقل می کنم که چندی پیش اتفاق افتاد. چند روز پیش در پیاده رو خیابانی در همدان راه می رفتم که  اطلاعیه ای را مبنی بر گمشدن یک سگ تزئینی بر دیوار مشاهده کردم. 

بنا بر آنچه که در متون دینی خوانده بودم، تصمیم گرفتم با لحنی مناسب و خیرخواهانه، به صاحب آن سگ ناز !  پیامکی ارسال کنم و تشویقشان کنم که از سگ، به جز مصرف شکار و نگهبانی استفاده نکنند و از دیگر مخلوقات خداوندی لذت ببرند. 

ایشان پیام مرا جواب دادند که:  من سگباز نیستم و سگ صاحبکارم، در "چهارشنبه سوری "در جوار من! بوده و گم شده است و اگر پیدا نشود، احتمال بیکار شدنم زیاد است. من نیز به یاد ذکر فوق افتادم و برایشان فرستادم و در دل امید داشتم که با پیدا شدن سگ، هم ایشان از دردسر رهایی یابند و هم شاید صاحب کار ایشان بدین وسیله به نگهداری حیوانات دیگر سوق پیدا کنند. 

اتفاقاً ذکر شریف، جواب داد و سگ ناز و تپلی!! پیدا شد و ایشان با بنده تماس گرفت و خبر خوش دومی را هم داد که حیوانات دیگری را خریداری کرده اند تا از آنها را نگهداری کنند و دنبال سگ تزئینی نروند. 

اینجا بود که فهمیدم، اگر فردی در دل به سوی خداوند کریم، مایل شود و تصمیم خود را بگیرد، خداوند همه درهای خود را به روی او می گشاید... . 


پیوند تلگرام #بیان_عیان: 

https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8IaMsFjs0vwZw

حسین
۰۱ فروردين ۹۷ ، ۲۰:۱۷ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰ نظر

ای آدمی! از لاکِ خود بیرون بیا! هستی را از چشمان تنگ و تاریک خود نظاره نکن!
اگر مثلاً ایستادن پشت چراغ قرمز چهارراه برایت عذاب آور است، بِدان که هنوز در لاکِ خودت هستی! از لاک خود بیرون بیا!
اکنون فرض کن که بالای همه ماشین ها و آدم ها شناور هستی!
آیا باز هم چراغ قرمز برایت عذاب آور است؟
اکنون پایین بیا! چه احساسی داری؟ آرامش!
تو دیگر در بندِ خویش، نیستی!
چرا که اگر برای تو قرمز است، برای دیگران سبز است.
مبارکت باد!

* توضیح: #پس_بدرنگ! جملاتی در حوزه اصلاح اندیشه و تفکر در حوزه های فلسفی، عرفانی و دینی است.


بیانِ_عَیان
تلگرام:https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A
@bayanayan

حسین
۲۲ مرداد ۹۶ ، ۱۵:۵۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

خداوند عزیز(1) در قرآن عزیز(2) فرموده است: «...خداوند آمرزش خواهان و پاکیزگان را دوست دارد»(3). آری خداوند پاکانِ پاک‌باز را دوست دارد، چراکه هستی و وجودی که در او غرقیم، فطرتی که در خود می‌یابیم، و هدفی که ما را برایش آفریده‌اند، اقتضای پاکی و پاک‌بازی دارد. نقل است که رسول گرامی اسلام فرمودند: «پاکی، قسمی از ایمان است»؛ پس ایمان بدون پاکی، معنا ندارد.
ابو حامد محمد غزالی‌ـ خدایش رحمت کندـ در کتاب «کیمیای سعادت» مطلبی را در خصوص پاکی می‌فرماید که در ذیل می‌آید:

:white_check_mark: پاکی 4 مرتبه دارد:

:red_circle: الف) پاکی سِرّ دل:
به معنای پاک شدن دل و ضمیر آدمی از غیر حقّ(خداوند) است که مصداق دقیق آن، التزام عملی به وحدت وجود است که در لایه های مختلف، بر قلوب سالکان، رخ می نماید و ایشان را شیرین کام می کند. این پاکی، معنای کلمه «لااله الا الله» است و درجه ایمان صدّیقان است؛ یعنی پاکی از غیر حقّ، یک نیمه و یک شرط ایمان است. لازم به ذکر است، تاکید عرفا بر اذکار توحیدی، دقیقاً به این دلیل است که زنگار تفرقه را از دلهای مشتاقان بزدایند و ایشان را در پناه خداوندی، قرار و آرامش دهند. شاید بتوان گفت که منبع تمام اضطراب ها و وسواس های فکری انسان، از تفرقه ذهن او نشئت می گیرد و به این مطلب، نه تنها عارفان مسلمان، بلکه عارفان دیگر مسلک ها هم اذعان کرده اند؛ مثلاً در آیین دائو که رنگ توحیدی پررنگی دارد.
دلهایی که در غبار تفرقه و گناه غرق‌اند، به مانند کودکانی هستند که از آینده خویش غافلند و در کوی و برزن، به بازی و خوشی مشغولند؛ در حالی که نمی دانند در بزرگسالی، چه در انتظار آنهاست. خداوند درباره کسانی که در تفرقه و انکار غرق شده اند، می‌فرماید:
...قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِی خَوْضِهِمْ یلْعَبُونَ(الأنعام/91)؛ یعنی ای پیامبر بگو: آن اللَّه است، آن گاه رهایشان ساز تا هم چنان به انکار خویش دلخوش باشند(ترجمه آقای آیتی).

:red_circle: ب) پاکی دل: پاک کردن نفس از هرچه اخلاق ذمیمه است؛ مانند کبر، حسد، رُعونت (جهالت و حماقت)، ریا که دوری از اینها، آدمی را به فضایل اخلاقی رساند. این درجه متّقیان است. پاکی از اخلاق مذمومه، یک نیمه دیگر ایمان است.

:red_circle: ج) پاکی جوارح: از معصیت ها و حرمت ها؛ مانند حرام خوری، خیانت، غیبت که نیمه دیگر آن، آراسته شدن به فرمانبرداری از خداوند است. و این درجه ایمان پارسایان است.

:red_circle: د) پاک داشتن تن و جامه است؛ از نجاست ها تا انسان مهیّای نماز و عبادت شود و این درجه پاکی مسلمانی است و سه قسم است:
یک. طهارت از خبث(نجاسات؛ خصوصاً ادرار)
دو. حَدَث(آنچه وضو یا غسل انسان را باطل کند، پس وضو یا غسل، طهارت از حدث است)
سه. چرک(آلودگی های ظاهری).

کمترین مرتبه پاک داشتن، همین مرتبه ظاهری و خیلی ها در این مرتبه مانده اند و به مراتب بالاتر نرفته اند. آنکه دایم در طهارت دست و پای غرق است، خوب است توجه کند که طهارت های مهمتری هم هست که باید به آنها روی آورد؛ مثلا ترک لقمه حرام یا ترک سخن زشت. بسیار کسان هستند که جامه از نجاست پاک کرده اند؛ اما زبان و دست و قلبشان، مالامال از نجاست است. درست مانند کسی که میهمانی را دعوت کرده و بیرون خانه را پاک و تمیز کرده؛ اما اندورنی خانه، پر از چرک و کثافت است.
-------------------------------------------------
پی نوشت ها:
(1) عزیز در عربی معنایی متفاوت از آنچه فارسی زبانان بکار می برند، دارد. مترجمان واژه عزیز در قرآن را مختلف معنا کرده اند که ویژگی مشترک همگی، صفتی از خداست که بر غیرِ خود، غالب و چیره است و مورد چیرگی هم قرار نمی گیرد(غالب لایُغلَب).
برخی ترجمه های "عزیز" در قرآن : آقایان (انصاریان: شکست ناپذیر)، (خرمشاهی:پیروزمند)، (مشکینی: غالب)، (الهی قمشه ای: مقتدر)، (پورجوادی: توانمند)، (موسوی همدانی در ترجمه المیزان: نیرومند)، (مکارم شیرازی: قادر).
(2) واژه عزیز در مورد قرآن، به معنای «شکست ناپذیر» (آقایان انصاریان، مکارم شیرازی، مشکینی، رضایی و...)، «ارجمند»(آیتی و پاینده)، «صاحب عزت» (الهی قمشه ای)، «گرانقدر» و «گرامی»(بهاءالدین خرمشاهی) معنا شده است.
(3) سوره بقره، آیه 222، ترجمه دانشمند فاضل آقای بهاءالدین خرمشاهی
بیان عیان 
بیان های عارفانه و عاقلانه 
https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A
حسین
۰۱ اسفند ۹۵ ، ۲۳:۳۹ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۴ نظر