بَیانِ عَیان

گفتارهای عاقلانه و عارفانه!

بَیانِ عَیان

گفتارهای عاقلانه و عارفانه!
بَیانِ   عَیان
بیان عیان، رسانه ای در حوزه علوم انسانی و در شاخه عرفان و دین است. مردم و جوانان امروز، خواهان تغذیه عقل و جان هستند تا در سایه سار این هوای پاک، جان هایشان را از غبارهای زمانه پاک سازند. عقل آنان را باید با برهان و جانشان را باید با عرفان سیراب کرد نه با خرافه و گزافه.
بیاییم با یکدیگر، محترمانه، صادقانه و در جهت کاهش معضلات، گفتگو کنیم. این تنها راه ممکن برای زیست انسانی است. بیاییم باور کنیم، افرادی که مثل ما فکر نمی کنند، الزاماً دشمن حقیقت نیستند. بیاییم باور کنیم، حقیقت الزاماً در چنگال! ما نیست.

[بیان عیان]

برای آگاهی از بروزرسانی [بیان عیان] لطفا ایمیل خود را در این قسمت وارد کرده و پنجره باز شده را تایید کنید. سپس ایمیل ارسال شده را باز کرده و لینک ارسال را بفشارید

Delivered by FeedBurner

پیوندهای مفید برای علاقمندان

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دینداری حکیمانه» ثبت شده است

رسانه "بیان عیان" 14 اصل را بنیان نهاده است که عمدتاً به "بهبود فضای زیست دینی" مربوط می شود. یکی از عوامل مهم انزوای دین در برخی لایه های جامعه، "نبود ِ فضای بهنجار زیست دینی" است. 

برخی دائماً می پرسند: «چرا ایرانیان مسلمان، با این همه دعا و ثنا در مساجد و امامزاده ها و اماکن مقدسه، در مشکلات غوطه ورند اما کشورهای اروپایی، روز به روز در حال پیشرفت اند؟» یا : « چرا مثلا آمار فساد، پرونده های قضایی، تصادف ها و ... در ایران اسلامی، سر به فلک می کشد اما کشورهایی هستند، با اینکه مردم مسلمانی ندارند، اما گریبانگیر چنین معضلاتی نیستند!». 


پاسخ ساده است:


1- ایمان و دعا و ثنا، "اولاً و بالذات" به جهان واپسین (آخرت) مربوط می شود و دنیا پلی برای رسیدن به آن است، در حالیکه سعادت و رفاه دنیوی، نیاز به قانون مداری، نظم، برنامه ریزی و نظارت عمومی برای جلوگیری از شکل گیری و توسعه فساد دارد. 

مثلاً کسی که بیمار می شود، ابتدا باید به پزشک و طبیب متخصص مراجعه کند و البته فراموش نکند که آن پزشک، هر چه علم و تجربه دارد، از الطاف خداست. بنابراین می تواند در کنار رفتن نزد او، به دعا و استغاثه بپردازد، تا "لطف خدا" شامل حالش شود. 

اینکه یک بیمار، بدون مراجعه به پزشک، ابتدائاً به دعا و ثنای خدا بپردازد، در غالب موارد، به شکست قطعی و گاها، "مرگ آن بیمار" منجر می شود، چراکه توکل، کار خدا را به خدا واگذار کردن است، نه کار خود را به دوش خدا انداختن! 


این مضمون از حدیثی از امام صادق علیه السّلام مشخص می شود که فرمودند: «خدای عزّ و جلّ به حضرت داود علیه السّلام وحی فرستاد که هیچ یک از بندگانم بدون توجّه به احدی از مخلوقاتم، به من پناهنده نشود که من بدانم که نیّت و قصد او همین است، سپس آسمان‏ها و زمین و هرکه در آنهاست با او نیرنگ بازند، جز آنکه راه چاره از میان آنها را برایش فراهم آورم و هیچ یک از بندگانم به یکی از مخلوقاتم پناه نبرد که "بدانم قصدش همان است"، جز آنکه اسباب و وسائل آسمان‏ها و زمین را از دستش ببرم و زمین زیر پایش را فروریزم و به هر وادی هلاکتی افتد، باک ندارم.»


نکته اینجاست که امام نفرمود: در موانع و مشکلات و بهبود زندگی دنیوی، به "مخلوقات" رجوع نکنید!" بلکه فرمود: «گمان نکنید که مخلوقات، "تاثیر نهایی و استقلالی" دارند بلکه مخلوقات، تنها وسیله ای برای جاری شدن الطاف خداوندی" هستند!

2-  پیشرفت ظاهری، تنها ملاک برتری نیست. ای بسا که کشورهایی مالامال از پیشرفت ظاهری باشند، اما "هویت انسان" در آن کشورها، شدیداً آماج تیرهای زهرآگینی چون فساد اخلاقی، بی اعتقادی و بی هویتی باشد، چراکه انسان، برای "ابدیت" خلق شده  است و تنها هدفش، این "موقت سرا" نیست.


جمع بندی بحث آنکه: دین مسئول پاسخگویی به همه مسائل نیست. دین، در کنار دیگر علوم و فنون و تخصص ها، ما را به سعادت و رفاه می‌رساند. از طرف دیگر، رفاه دنیوی نیز بدون "سطح قابل قبولی از معنویت در جامعه"، محکوم به شکست و بن بست است و انسان را به سرمنزل مقصود، نخواهد رساند.  

حسین
۰۸ مهر ۹۷ ، ۰۶:۱۶ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳ نظر

یک) یکی از آفات منبرها و خطابه های دینی که روزبه روز شدیدتر می شود، عدم مطالعه کافی واعظان است. اوج زحمت و تلاش برخی واعظان آن است که نیم ساعت قبل از منبر، تند تند نگاهی به فیش های نرم افزار منبر و خطابه بیندازند و سپس با ضمیمه کردن چند خاطره، خرافه، جوک، شعر و ضرب المثل، منبر خود را به پایان برند. آیا براستی، منزلت منبر در دوران گذشته نیز چنین سخیف و نحیف و ضعیف بود؟

 دو) کافی است نگاهی گذرا به قرآن، کتب روایی معتبر مانند کتب چهارگانه، نهج البلاغه، صحیفه سجادیه، دعاهای مأثور و منقول بیاندازیم تا دریابیم، آنچه در در این آثار فاخر موج می زند، عقلانیت و عبودیت و اخلاق است. نه نیازی هست بادنجانی به ولایت علی علیه السّلام اقرار کند، نه نیاز هست واعظ برای تایید و تاکید گزاره های دینی، به انواع خرافات و اخبار مجعول و مجهول دست یازد که اثبات آنها به این سادگی نیست.  

سه) خطری که دینداری امروز را تهدید و تحدید می کند، خطر خرافه گرایی و فاصله گرفتن از معارف اصیل دینی است. این معضل، آنچنان جدی است که نه تنها غیر دینداران، دین و دینداری را  به تمسخر می گیرند، بلکه پشتوانه های عقلانی دین نیز از رهگذر این شیوه، از دینداران بازستانده می شود و آنها را روز به روز منزوی تر می سازد. در روزگاری به سر می بریم که برخی به ناچار، زبان در کام گرفته اند و آنان که مجال سخن دارند، آب و کف تحویل اذهان و اعیان می دهند.  

چهار) باید در برابر این حرکت ناشیانه، آگاهانه ایستاد تا بیش از این، قالب دین از غلبه خرافه تهی نشود. جوان امروز به دنبال تبیین جدید و قابل دفاعی از نبوت، معاد، ولایت، عفت، غیرت و اخلاق است. نه به دنبال درجه ولایت پذیری بادنجان است، نه کدو و نه بارهنگ... کمی قبل از سخنرانی، سخندان باشیم... .


بیان عیان؛ بیان های عارفانه و عاقلانه 

تلگرام: https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A

حسین
۱۰ آذر ۹۶ ، ۲۱:۳۱ موافقین ۱ مخالفین ۱ ۱ نظر

نوع و جنس دین‌مداری دین‌داران، اثر زیادی در روش سلوکی ایشان داشته و یکی از مهم‌ترین عوامل  رشد یا انحطاط آن دین به شمار می‌رود. چه بسیار دین‌دارانی که ادیان باطل را برگزیدند، اما با سلوک و رفتار خود، موجب سرافرازی دین باطل خود شدند و چه‌بسا دین‌دارانی که در طریق دین حق بودند، اما با رفتارها و گفتارهایشان، موجبات زوال آن دین را فراهم کردند. در این نوشته، به دو گونه دین‌مداری پرداخته‌شده است.

دین اسلام مفتخر است که در فضای خرافی و متعصبانه اعراب جاهلی ـ که فهم دقیق آن  تنها با خواندن تاریخ میسر است ـ معارفی از جنس عقل را به آدمیان هدیه داد که ایشان را به‌کلی از آن جهالت‌ها رهاند و کار به‌جایی رسید که در دوره درخشان تمدن اسلامی به مدد تلاش متفکران، دین به  کمال اجتماعی خود رسید. در این شکل‌گیری، نه بخشنامه‌ای در کار بود، نه تبلیغاتی، نه ردیف بودجه‌ای، و نه محتسب و محبسی؛ بلکه این تمدن، حاصل تلاش مستمر و اصیلی بود که در سنت اسلامی در قرن‌های پیش شکل گرفت و متأسفانه به دلایل مختلف روبه افول نهاد(1).

عقل و حکمت و خرد، در کنار عشق و عرفان، شالوده و اساس دین اسلام است و هر آنچه به این شالوده آسیب برساند، خطرزاست. تاریخ اثبات می‌کند، هر گروهی که به نام دفاع از دین، از روش‌های غیرعقلانی استفاده کند، گرچه ممکن است در کوتاه‌مدت، جَوَلان و هیجانی در اذهان آدمیان به‌جا بگذارد؛ اما درنهایت به انزوا کشیده خواهد شد.  

احساس دینی همان شور و عشقی است که با پشتوانه عقل و حکمت، معجزه و معجون دین است؛ اما مشکل ازآنجا آغاز می‌شود که «احساس دینی» به «دین احساسی» تبدیل می‌شود و قوانین، اصول و پایه‌های مذهب، در بستر احساسات دین‌داران، دستخوش تغییر می‌شود؛ همان احساساتی که کاملاً شخصی و منفعت طلبانه بوده و تیشه به ریشه دین می‌زند.

باید توجه کرد که شیطان، تنها به زنا و ریا و ربا امر نمی‌کند، بلکه گاهی به خرافات و احساسات بدون پشتوانه عقلی فرمان می‌دهد تا دین‌داران را از وجوه اساسی‌تر دین بازبدارد. در حقیقت، پایه و اساسِ «دین احساسی» دعوت شیطان به فاصله گرفتن از عقل و خرد، و هم‌آغوشی با جهل و خرافه است. شیطان با پروراندن غلو، خرافه، احساسات شخصی، تمایلات درونی، خیال‌پردازی و وهم گرایی، در برخی دین‌داران نفوذ می‌کند و ایشان را ذره‌ذره از کمال دور می‌سازد؛ طوری که حتا خودشان هم متوجه نشوند.

 

در اینجا به دو نمونه از تقابل «احساس دینی» و «دین احساسی» اشاره می‌شود:

یک. نقل‌شده است که آیت‌الله حق‌شناس (از عرفای بنام) در دوران طلبگی خود، اهل نماز شب و تهجد بودند. روزی  «هم حجره» ایشان  می‌گوید که من راضی نیستم شما برای نمازشب، بیدار شوید؛ چون بیدار شدن شما با سروصدا همراه است و من اذیت می‌شوم. شما فقط حق داری برای اذان صبح بیدار شوید.

دین احساسی در این موقع چه قضاوتی دارد؟ شیطان و دین احساسی در این هنگام، به نماز شب و تهجد امر می‌کند و به آدمی می‌گوید: «شما باید نماز شب بخوانی و اگر هم‌حجره‌ای شما بیدار نمی‌شود، از بی‌ایمانی اوست! چه معنی دارد که طلبه علوم دینی، نماز شب نخواند؟!».

اما آیت‌الله حق‌شناس، به جهت حفظ حقوق هم‌حجره‌ای خود، نماز شب را ترک می‌گوید و آن را در وقت دیگر، قضا می‌کند و این‌چنین می‌شود که با پیروی از «احساس دینی» و فاصله گرفتن از «دین احساسی»، به مقامات والا می‌رسد.

دو. اُوِیْس قرن، از عاشقان حضرت ختمی‌مرتبت بود و برای زیارت حضرت رسول، از یَمَن به محل زندگی پیامبر شتافت تا ایشان را زیارت کند. وقتی‌که به مقصد رسید، مقصودش را نیافت. منتظر ماند، بلکه پیامبر را ببیند اما خبری نشد. به یاد قولی که ظاهراً به مادرش داده بود افتاد و مجبور شد برگردد. اویس، برخلاف امر شیطان، و علی‌رغم شوقش به زیارت پیامبر، برگشت و به عهدش وفا کرد. او هرگز پیامبر را ندید اما با رابطه معنوی خود، سرسلسله اویسی مسلکانی شد که معتقدند وجود جسمانی استاد معنوی برای سلوک لازم نیست و می‌توان از پیران گذشته برای معنویت، کمک جست. نقل است که پیامبر درباره اویس فرمود که من بوی خدا را از یَمَن می‌شنوم: إنّی أشَمّ رائِحَةَ الرَّحمنِ مِن قِبَلِ الیَمَن.

ابوسعید ابوالخیر:

گر در یمنی، چو با منی، پیش منی!

گر پیش منی، چو بی منی، در یمنی!

 من با تو چُنانم، ای نگار یمنی!

 خود در غلطم، که من توام یا تو منی!

آفت جامعه امروز ما آن است که برخی، به‌جای ترویج «احساس دینی»، به ترویج « دین احساسی»  می‌پردازند و دائماً هم گله‌مندند که چرا نسل جوان از دین‌گریزان شده‌اند. اینان نمی‌داند که افکار و اعمال ایشان، اگر مالامال از عقل و حکمت و برهان و عرفان شود، دیگر چه کسی خواهد ماند که از دین و دین‌مداری بگریزد؟

(1) شاید بتوان دوره کنونی را یکی از پرآسیب‌ترین دوران زیست مسلمانان نامید؛ چراکه مشکلات فراوانی گریبان گیر دنیای اسلام شده است و متأسفانه وحدت و انسجام کافی نیز برای حل این مشکلات دیده نمی‌شود. سایه سیاست و تحجر، گلوگیر معرفت دینی شده و علاوه بر آن، چالش و کلنجار دین سنتی با دنیای مدرن، بر مشکلات افزوده است.  

تلگرام بیان عیان

https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A

حسین
۲۹ شهریور ۹۶ ، ۰۰:۳۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر


شنبه یا انسان؟ (تفاوت دین حُکمی و دین حِکمی)

یهودیانِ قبل از عیسی ـ‌علیه‌السلام‌ـ به دنیا و ظواهر آن، میلِ شدید و رغبتی عظیم داشتند و یاد خدایشان ـ‌یَهُوَه‌ـ را به فراموشی سپرده بودند. به همین دلیل از جانب خدا، مکلَّف شدند تا یک روزِ هفته را از کارِ دنیایی دست بشویند و به‌جای دنیا، به آخرت بپردازند و این روز، روز سَبْت (شنبه) بود.

مدت‌ها گذشت و عیسی ‌ـ‌منجی و خلف شایسته‌ـ ظهور کرد؛ اما دیگر شرایط فرق کرده بود. دیگر نه دنیاخواهیِ مردم آن‌چنان غلیظ بود و نه شرایط اقتصادی مردم، اجازه می‌داد که روزِ شنبه تعطیل باشد؛ چراکه حتی کار نکردن در یک روز هم آدمیان را ازلحاظ معیشت به خطر می‌انداخت.

حال پیروان عیسی، یهودیان سلف و عیسویان خلف، چه باید می‌کردند؟! حرمت شنبه را نگاه‌دارند و همچنان به تعطیلی آن ملتزم باشند و به عبادت خدایشان برسند؛ یا برعکس، شنبه‌ها نیز کار کنند و خود را از سختی در امان دارند؟!

عیسی، با یک جمله تاریخی تکلیف را روشن کرد:

«شنبه برای انسان وضع‌شده است؛ نه 
انسان برای شنبه!»

و این یعنی قواعد و احکام فقهی، خادمِ کرامت انسان و ضامنِ رشد معنوی اویند. به‌عبارت‌دیگر، فقه و دستورات فقهی، برای رشد انسان آمده است نه آنکه موجب دل‌زدگی آدمیان شوند. هدفِ نهایی خداوند، انسان و پیوند او باخداست؛ نه تعطیلی شنبه!

حکم شنبه لغو شد (1)، چراکه کرامت انسان مهم‌تر بود... . با لغو حُکم در آن زمان، نه رگ گردنی بیرون زد؛ و نه دین مردم از دست رفت؛ و نه خدا به فراموشی سپرده شد؛ بلکه دمِ عیسوی و روح خدایی، در کوبش چکش‌های کارگران، در رایحه غذای آشپزان، در گاوآهنِ کشاورزان و در دستان تاول‌زده باربران، دمید و جان‌ها را سیراب کرد... .

 

متأسفانه همواره داعشیان و سلفی مزاجانِ حوزه اندیشه دین که در همه ادیان آسمانی کم‌وبیش هستند؛ هیچ‌گاه دین را از دید حِکمی نگاه نکرده‌اند؛ بلکه همواره به دین، از دیدگاه حُکمی نظر می‌دوزند؛ یعنی همواره به دنبال کشفِ حُکم‌اند نه کشف حکمت‌های احکام دینی؛ و به همین دلیل است که سخن گفتن با ایشان در حوزه کرامت و حقوق انسان، به بن‌بست می‌رسد. البته در طول تاریخ، فقه پویای شیعی به این موضوع بسیار عنایت داشته است؛ و پیشوایان معصوم علیهم‌السلام، به فقه و دستورات فقهی، عمیق‌تر و انسانی‌تر نظر می‌دوختند؛ مثلاً بحث تقیّه و پنهان کردن عقیده خویش یا حتی برخلاف آن عمل کردن در برخی شرایط حادّ، نه ناشی از ترس است و نه سست مذهبی؛ بلکه حکمت ورود تقیه به دنیای فقه شیعی، حفظ کرامت و جان مؤمنان و پرهیز از درگیری‌های بی‌فایده با مخالفان است.

(1) پی‌نوشت مهم: البته هرگونه تغییر حکم دینی، باید با تسلّط کامل بر منابع دینی و در جهت رضای خدا باشد؛ نه با نیت اباحی‌گری. 


بیان عیان 
بیان های عارفانه و عاقلانه 
https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A
حسین
۰۹ بهمن ۹۵ ، ۱۳:۱۸ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۵ نظر