بَیانِ عَیان

گفتارهای عاقلانه و عارفانه!

بَیانِ عَیان

گفتارهای عاقلانه و عارفانه!
بَیانِ   عَیان
بیان عیان، رسانه ای در حوزه علوم انسانی و در شاخه عرفان و دین است. مردم و جوانان امروز، خواهان تغذیه عقل و جان هستند تا در سایه سار این هوای پاک، جان هایشان را از غبارهای زمانه پاک سازند. عقل آنان را باید با برهان و جانشان را باید با عرفان سیراب کرد نه با خرافه و گزافه.
بیاییم با یکدیگر، محترمانه، صادقانه و در جهت کاهش معضلات، گفتگو کنیم. این تنها راه ممکن برای زیست انسانی است. بیاییم باور کنیم، افرادی که مثل ما فکر نمی کنند، الزاماً دشمن حقیقت نیستند. بیاییم باور کنیم، حقیقت الزاماً در چنگال! ما نیست.

[بیان عیان]

برای آگاهی از بروزرسانی [بیان عیان] لطفا ایمیل خود را در این قسمت وارد کرده و پنجره باز شده را تایید کنید. سپس ایمیل ارسال شده را باز کرده و لینک ارسال را بفشارید

Delivered by FeedBurner

پیوندهای مفید برای علاقمندان

۱۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دینداری» ثبت شده است

اصلاح گری دینی در دنیای معاصر با الگو برداری از روش و منش امام موسی صدر

بیان عیان به زودی، پرونده ویژه "دین، دعوت یا دعوا؟" را با رویکرد معرفتی، سیاسی و اجتماعی خدمت شما تقدیم خواهد کرد. 


امام موسی صدر در جنوب لبنان، حرکتی پویا و مردمی را شروع کرد، دل های مردم را از هر گرایش و مذهب، به هم نزدیک کرد و فرهنگ گفتگو رو گسترش داد. ایشان، قبل از اینکه اصرار بر دیندار کردن مردم داشته باشد، فضای زیستی ایشان را سالم کرد و  روابط آنها را بهبود بخشید! اقتصادشان را از وابستگی و فساد نجات داد و روح اعتماد به نفس رو تو دلشون زنده کرد. بعداً مردم، خود بخود، دیندار شدن! 


حسین
۰۲ آبان ۹۷ ، ۲۲:۲۱ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲ نظر

رسانه "بیان عیان" 14 اصل را بنیان نهاده است که عمدتاً به "بهبود فضای زیست دینی" مربوط می شود. یکی از عوامل مهم انزوای دین در برخی لایه های جامعه، "نبود ِ فضای بهنجار زیست دینی" است. 

برخی دائماً می پرسند: «چرا ایرانیان مسلمان، با این همه دعا و ثنا در مساجد و امامزاده ها و اماکن مقدسه، در مشکلات غوطه ورند اما کشورهای اروپایی، روز به روز در حال پیشرفت اند؟» یا : « چرا مثلا آمار فساد، پرونده های قضایی، تصادف ها و ... در ایران اسلامی، سر به فلک می کشد اما کشورهایی هستند، با اینکه مردم مسلمانی ندارند، اما گریبانگیر چنین معضلاتی نیستند!». 


پاسخ ساده است:


1- ایمان و دعا و ثنا، "اولاً و بالذات" به جهان واپسین (آخرت) مربوط می شود و دنیا پلی برای رسیدن به آن است، در حالیکه سعادت و رفاه دنیوی، نیاز به قانون مداری، نظم، برنامه ریزی و نظارت عمومی برای جلوگیری از شکل گیری و توسعه فساد دارد. 

مثلاً کسی که بیمار می شود، ابتدا باید به پزشک و طبیب متخصص مراجعه کند و البته فراموش نکند که آن پزشک، هر چه علم و تجربه دارد، از الطاف خداست. بنابراین می تواند در کنار رفتن نزد او، به دعا و استغاثه بپردازد، تا "لطف خدا" شامل حالش شود. 

اینکه یک بیمار، بدون مراجعه به پزشک، ابتدائاً به دعا و ثنای خدا بپردازد، در غالب موارد، به شکست قطعی و گاها، "مرگ آن بیمار" منجر می شود، چراکه توکل، کار خدا را به خدا واگذار کردن است، نه کار خود را به دوش خدا انداختن! 


این مضمون از حدیثی از امام صادق علیه السّلام مشخص می شود که فرمودند: «خدای عزّ و جلّ به حضرت داود علیه السّلام وحی فرستاد که هیچ یک از بندگانم بدون توجّه به احدی از مخلوقاتم، به من پناهنده نشود که من بدانم که نیّت و قصد او همین است، سپس آسمان‏ها و زمین و هرکه در آنهاست با او نیرنگ بازند، جز آنکه راه چاره از میان آنها را برایش فراهم آورم و هیچ یک از بندگانم به یکی از مخلوقاتم پناه نبرد که "بدانم قصدش همان است"، جز آنکه اسباب و وسائل آسمان‏ها و زمین را از دستش ببرم و زمین زیر پایش را فروریزم و به هر وادی هلاکتی افتد، باک ندارم.»


نکته اینجاست که امام نفرمود: در موانع و مشکلات و بهبود زندگی دنیوی، به "مخلوقات" رجوع نکنید!" بلکه فرمود: «گمان نکنید که مخلوقات، "تاثیر نهایی و استقلالی" دارند بلکه مخلوقات، تنها وسیله ای برای جاری شدن الطاف خداوندی" هستند!

2-  پیشرفت ظاهری، تنها ملاک برتری نیست. ای بسا که کشورهایی مالامال از پیشرفت ظاهری باشند، اما "هویت انسان" در آن کشورها، شدیداً آماج تیرهای زهرآگینی چون فساد اخلاقی، بی اعتقادی و بی هویتی باشد، چراکه انسان، برای "ابدیت" خلق شده  است و تنها هدفش، این "موقت سرا" نیست.


جمع بندی بحث آنکه: دین مسئول پاسخگویی به همه مسائل نیست. دین، در کنار دیگر علوم و فنون و تخصص ها، ما را به سعادت و رفاه می‌رساند. از طرف دیگر، رفاه دنیوی نیز بدون "سطح قابل قبولی از معنویت در جامعه"، محکوم به شکست و بن بست است و انسان را به سرمنزل مقصود، نخواهد رساند.  

حسین
۰۸ مهر ۹۷ ، ۰۶:۱۶ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳ نظر

امام موسی صدر

(حضور امام موسی صدر در بنهران، شمال لبنان، برای شرکت در مراسم عقد یکی از شیعیان)


قاطبه مردم ِ جامعه‌ای که از تبعیض، فقر، فساد و آسیب‌های نهادینه‌شده اجتماعی (اعتیاد، دزدی، فحشاء و ...) رنج می‌برند، خواه‌ناخواه و بدون آنکه عمدی در کار باشد، دین را به فراموشی می­سپارند؛ چراکه دین، هنگامی در دل‌های مردم زبانه می‌کشد که به دغدغه‌های حداقلی معیشت وزندگی روزمره آنان پاسخ‌داده‌شده باشد.

امام موسی صدر که در روزگارانی نه‌چندان دور، مغز متفکر جهان اسلام در جنوب لبنان بشمار می‌رفت و قلبش برای محرومیت شیعیان آنجا می‌تپید، ابتدا به سراغ روسری دختران و قلیان پسران نرفت، دختران بدحجاب را فاحشه ننامید و گریبان تزویر و ریا در منبر و محراب چاک نکرد، بلکه ریشه مشکلات اجتماعی و دینی را شناخت و برای حل آن‌ها قدم برداشت. او ابتدا جهل مردان و زنان آن دیار را برطرف کرد و سپس با اصلاحات اقتصادی، اجتماعی و سپس سیاسی، قدم درراه حیات معنوی مردمان برداشت. اینک گفتاری از آن جناب:

«دعوت صحیح اگر توأم با عمل نباشد و وضع اجتماعی دعوت‌کننده یا هم‌مذهبان او بد باشد، کم اثر خواهد بود. آخر چطور ممکن است که مردم، ادعای مسلمانی را که اسلام را ضامن سعادت دنیا و آخرت می‌داند، باور کنند، درحالی‌که فقر و جهل و مرض و کثافت، آن‌ها را فراگرفته است؟... فعالیت های دینی من، قبل از هرچیز، ارتقای زندگی اجتماعی مردم به طور عام، و فرهنگ دینی مسلمین، به طور خاص است. بر این باورم که تا وقتی، زندگی اجتماعی مردم در این سطح است، وضع دینی آنان را نمی توان بهبود بخشید»(1)

+ای‌کاش حداقل جرقه‌ای از وجود ایشان به تن برخی از مسئولینی که مردم فقیر را در خط دشمن معرفی می‌کنند، بخورد. ای‌کاش... همانانی که در بستر نرم و راحت قدرت با وجود مقرری ماهانه و معهود، خبر از شکم گرسنه فقرا ندارند.

 -----------------------------------

 

(1) کتاب "عصایت را به میله‌های زندان بزن، موسی!"، ص23(با تغییرات جزئی). این کتاب، خلاصه‌ای خواندنی از سیره اجتماعی و سیاسی امام موسی صدر است که در 112 صفحه از سوی انتشارات موسسه فرهنگی ­ـ­­ تحقیقاتی امام موسی صدر چاپ‌شده است.  


حسین
۱۴ خرداد ۹۷ ، ۱۶:۳۹ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳ نظر

خودشیفتگی

مانعی بدتر از پند
ار کمال نیست 

در راهِ کمال، ای ذو دَلال (1)

 آری! بحث بر سر توهّمات معنوی است! چه بسیار افراد ساده لوح و کم ظرفیتی که با چند شب نمازشب خواندن و چند دقیقه سجده و عبادت بیشتر و چند قطره اشک و یاد گرفتن الفاظی چند، آن هم همراه با تعریف و تمجید و تحسین اطرافیان، تمام گذشته خود را به فراموشی می سپارند و خود را در یک مراتبی از معنویت و عرفان و بلکه در اوج می بینند و فکر می کنند که به وصال نائل شده و طیّ طریق کرده اند و آن وقت با احساس «پیغمبر دیگران بودن»، با احساس تافته جدا بافته بودن، با احساس اینکه همه پایین اند و فقط اوست که می تواند به مراتب بالا برود، هم خودْ دچار توهم می شوند و هم دیگران را دچار این توهمات می کنند. حال اگر این شخص، خواب ها و مکاشفات معنوی هم داشته باشد، بیشتر این توهمات برایش حجت می شود و تشخیص آن به قدری مشکل است که جز استادان راه رفته ... متوجه آن توهّم نمی شوند و این عمده ترین مشکلی است که در این مسیر، ممکن است عده ای را به انحراف بکشاند. 

آری بهتر است دقت کنیم! شرک خفی یعنی همان خواسته های نفسانی، با رنگ و بوی معنوی! یعنی اگر نماز بخوانیم، روزه بگیریم، عبادت کنیم، فلان اذکار را ـ آن هم با زحمت و مشقت و ریاضت ـ بگوییم، برای اینکه به مقامات عالیه برسیم، به کشف و کرامت برسیم، و حتا عارف شویم! (تا از ما تعریف کنند). اینها، رسیدن به این مقامات است اما رسیدن به خدا نیست، و این همان عبارت آیت الله سیدعلی قاضی رحمة الله علیه است که: «سالکِ خود، واصلِ خود». یعنی در خود سلوک کرد و به خود رسید و به خدا نرسید. و این همان شرک و ظلم عظیم است: 

﴿إنّ الشّرک لظلم عظیم﴾ (لقمان/13). 

حقیقت، بت پرست است آنکه در خود، هست پندارش... 


(1) دَلال (به فتح دال) به معنای غَنج، کرشمه و ناز ناشی از نَخوت و غرور است. 

منبع: نقلی امانتدارانه از کتاب «شیدا» (در احوالات «سیدعبدالکریم کشمیری» رحمة الله علیه). ایشان از شاگردان شیخ اعظم «مرتضی طالقانی» رحمة الله علیه و «سیدعلی قاضی طباطبائی» رحمة الله علیه بودند و مزارشان در حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها است. البته یکی دیگر از شاگردان سیدعلی قاضی رحمة الله علیه، «سیداحمد کشمیری» رحمة الله علیه (قاضی ثانی) بودند که نباید با ایشان اشتباه شود.

حسین
۰۷ خرداد ۹۷ ، ۲۱:۵۶ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۷ نظر

یک) اندیشه هایِ ذهنیِ "بی پشتوانه"(1) دینی از نظر معرفت شناسی، که مالامال از تقلید، ایستایی و سکون اند، گرچه آرامش نسبی را برای دینداران _ خصوصاً متولّیان دینی جامعه_ به ارمغان (!) خواهند آورد؛ اما در نهایت، به طوفانی ختم خواهند شد که دینداران عاشق را از لحاظ ذهنی در هم می شکند و "طوفانِ قاصمِ اندیشه های نو"، دین را که "قاسِم معرفت" بود، به کنج عزلت می نشاند و اینجاست که نقطه شروع "سکورالیزم معرفتی و سیاسی" (2) است. 
مهمترین دلیل (نه علت) (3) این چالش بزرگ، آن است که متولّیان دینی؛ گمان می کنند که با "دستوری کردنِ علم و معرفت و تمدّن سازی اسلامی"، می توانند ذهن ها را مشتاق معرفت دینی نگاه دارند، در حالی که نمی دانند با این کار، تیشه به ریشه معرفت خود می زنند؛ چراکه به میزانی که اندیشه های دینی، با معیارهای روز و اندیشه های جدید، در تقابل و تصادم و  ترافق قرار نگیرند، به طور خودکار، از ذهن  و ضمیر آدمیان رخت برخواهند بست و جای خود را به دیگر اندیشه ها خواهند داد. در این هنگام است که دیگر هیچ "بودجه کلانی" هم دوای این بیماری نخواهد شد، چراکه نوشدارویی است پس از فوت (نه وفات!) معرفت دینی (4). 

دو) تنها راه چاره برای حفظ سنت معرفت دینی، بها دادن به "آزادی محترمانه اندیشه ها" است که متاسفانه مورد بی مهری های فراوان قرار گرفته است. اینکه تا فردی، اندیشه ای برآورَد و کتابی بنویسد و از سر قصور یا تقصیر، "معرفت متفاوت" خود را  در "محیطی علمی" عیان کند، و عده ای، حتا تحمّل شنیدنش را هم نداشته باشند، از "تیغ بر کشیدن" بر اندیشه ها حکایت دارد که بر خلاف تصور رایج، مهمترین دلیلِ "زوال معرفت دینی" است.
توسعه معرفت و اندیشه دینی در دوران "تمدّنِ غیر دستوری" قرون ابتدایی اسلامی  و  همدم و همدل شدن با "دانش مزاجان" کجا، و دوران کنونی کجا که  "مزاج صفراوی ِداعش مزاجان" هماره در پی یافتن "ارتداد" در قلوب "همکیشانند!" (5)
دلیل این ترس و  واهمه از ورود اندیشه های جدید، آن است که "رهایی از یقین و یقین به رهایی" وجود ندارد. این واهمه را امثال "علامه طباطبایی" در مواجهه با مکتب مارکسیسم نداشتند، چراکه آنقدر در فلسفه و عرفان، ممحّض بودند که بدون تیغ برکشیدن و زخم وارد آوردن بر تن رقیب، با چند برهان فلسفی، پایه های مادی گرایی مارکسیسم را به لرزه درآوردند. 
پس تیغ کشیدن و محدود کردن "دگر اندیشان"، گرچه به خیال ِخام تهدیدگران و تحدیدگرایان، موجبات حفظ معرفت دینی را فراهم می آورد، اما در اصل، از ترس و واهمه و عدم یقین ایشان به "مکتب و مرام خویش"، حکایت دارد. 

سه) تیغ بر کشیدن، چاره کار نیست؛ بلکه تحمل کردن "تیغِ نقد" معرفت زا و مبارک است. تا نتوانیم اندیشه یکدیگر را تحمل کنیم و راهی به سوی مرافقت و مصاحبت بگشاییم، و از "من قال" ها به سوی "ما قال" ها گذر نکنیم، نمی توانیم امیدوار به بهبود "معرفت دینی در اذهان دینداران و طلبه ها" باشیم.
اینکه برخی طلبه ها، دچار "ارتداد خفی" شده اند به این دلیل است که: 
اولاً) باب ارتداد در نظر برخی بسیار گسترده شده است و به راحتی، دیگران را "مرتد" می خوانند! 
دوماً) اگر هم ارتدادی هست، نه از باب "کثافت روح و زمختی اندیشه و شوریدن بر حقیقت" بلکه از "شک مثبت و سازنده به اندیشه های راکد" است که اگر با "فراهم آوردن فضای محترمانه تبادل اندیشه" درمان نشود، قطعاً به "ارتداد حقیقی" منجر خواهد شد (6)

 پی نوشت ها:

(1) قید احترازی نه توضیحی
(2) سکورالیزم معرفتی به "دهری گرایی" و "دنیاویّت" ختم خواهد شد و سکورالیزم سیاسی به "جدایی" نهاد دین از نهاد دولت، و فرق این دو، از زمین تا آسمان است که غالباً خلط می شود. 
(3) "دلیل"، آن است که معلول خود را موجّه کند و علت تامّه آن باشد، اما علت، صرفاً مقارنت و معیت با معلول است. 
(4) "وفات"، از "توفّی" به معنای دریافت روح توسط ملائکه علیهم السلام است و با فوت؛ یعنی مرگ زیستی، تفاوت بسیار دارد. 
(5) لازم به توضیح است که مقصود نگارنده، نویسنده نوشته "ارتداد خفی طلاب" نیست بلکه معضلی است که از سوی برخی در جامعه مشاهده می شود. 
(6) یک نمونه تاریخی جالب از مواجهه "رئیس مکتب شیعه اثنی عشری" با ارتداد آن است که ابن ابی العوجاء ملحد، امام صادق علیه السّلام  را فردی " آرام و بردبار و خردمند" معرفی می کند نه کسی که خشم بر او چیره می شود. 

یک نمونه تاریخی: «مُفَضَّل» که از شاگردان امام صادق علیه السلام بود، روزی «ابن ابی العوجاء» (خدا ناباور) را دید و با شنیدن سخنان الحادی او، برآشفت و به او تندی کرد. ابن ابی العوجاء گفت: «... اگر از یاران جعفر بن محمدصادق  علیه السّلام هستی، ایشان این‌طور با ما مجادله نمی‌کند. ایشان گفتار ما را بارها شنیده اما دشناممان نداده و در پاسخ، از اندازه بیرون نرفته است. وی،  آرام، بردبار ، خردمند و متین است و هرگز خشم و سفاهت بر او چیره نمی‌شود. سخنان و دلایل ما را می شنود، ... آنگاه با کمترین سخن، دلایل ما را باطل می‌سازد و با کوتاه‌ترین کلام، حجّت را بر ما تمام می کند، چُنانکه دیگر نمی‌توانیم پاسخی دهیم. اینک تو اگر از اصحاب اویی، چُنانکه شایسته اوست با ما سخن بگو!». 

پیوند تلگرام #بیان_عیان: 
حسین
۱۰ فروردين ۹۷ ، ۱۱:۲۸ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر