بَیانِ عَیان

گفتارهای عاقلانه و عارفانه!

بَیانِ عَیان

گفتارهای عاقلانه و عارفانه!
بَیانِ   عَیان
بیان عیان، رسانه ای در حوزه علوم انسانی و در شاخه عرفان و دین است. مردم و جوانان امروز، خواهان تغذیه عقل و جان هستند تا در سایه سار این هوای پاک، جان هایشان را از غبارهای زمانه پاک سازند. عقل آنان را باید با برهان و جانشان را باید با عرفان سیراب کرد نه با خرافه و گزافه.
بیاییم با یکدیگر، محترمانه، صادقانه و در جهت کاهش معضلات، گفتگو کنیم. این تنها راه ممکن برای زیست انسانی است. بیاییم باور کنیم، افرادی که مثل ما فکر نمی کنند، الزاماً دشمن حقیقت نیستند. بیاییم باور کنیم، حقیقت الزاماً در چنگال! ما نیست.

[بیان عیان]

برای آگاهی از بروزرسانی [بیان عیان] لطفا ایمیل خود را در این قسمت وارد کرده و پنجره باز شده را تایید کنید. سپس ایمیل ارسال شده را باز کرده و لینک ارسال را بفشارید

Delivered by FeedBurner

پیوندهای مفید برای علاقمندان و محققان

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حکمت دین» ثبت شده است


دین به مجموعه‌ای از باورها درباره هستی، انسان و رابطه آن دو می پردازد که بخشی از آن، ناظر به گزاره‌های معرفتی و بخشی دیگر، ناظر به آموزه‌های عملی و اخلاقی است. همواره در طول تاریخ بین قرائت‌ها و برداشت‌های متفاوت از دین، اختلاف وجود داشته است. یکی از مهم‌ترین چالش‌ها، اختلافِ «بسنده کردن به ظواهر دینی یا فروشدن در بواطن» است. اولی معتقد به پایبندی حداکثری به متون و نصوص دینی (بدون اندکی تعقل) است و دومی از عقل و عشق سخن می‌گوید و نصوص را بر اساس آن تأویل و تفسیر می‌کند.
 
نقلی از یک واقعه تاریخی در زمان عیسی علیه السّلام:

پس از سپری شدن روزگارانی چند از ممنوعیت کار کردن در روز شنبه (سبت) که برای قوم یهود از سوی خدای حکیم وضع‌شده بود، مردم مجبور بودند همین یک روز را هم کار کنند وگرنه به‌سختی فوق‌العاده گرفتار می‌شدند. عده‌ای نزد عیسی آمده و بیان داشتند که چه کنیم؟ اگر کارکنیم، مخالف فرمان الهی است و اگر دست از کار بشوییم، به‌ سختی فوق‌العاده می‌افتیم.
عیسی علیه السلام باکمال آرامش فرمود: «شنبه برای انسان است نه انسان برای شنبه! دلیل وضع احکام توسط خداوند، سعادت انسان است و بس. حال که سعادت و زندگی شما درگرو کار کردن در روز شنبه (سبت) است، کارکنید!».

سخن عیسی علیه السلام نشان می‌دهد که فرمان‌های الهی، پشتوانه معرفتی و "حِکمی" دارند (نه حُکمی و جابرانه)؛ یعنی امور خشک و بی‌روح نیستند. آنچه خدا از دین‌داران انتظار دارد، فروشدن در باطن دریای دین و بهره‌گیری از یاقوت و مرجان‌های آن است نه اکتفا کردن به کف‌های روی آب. برخلاف تصور عده‌ای، خداوند حاکمی سلطه‌گر و نشسته بر صندلی قدرت نیست، بلکه لحظه‌لحظه با نفَس‌های مردم شریک است و سعادتشان را آرزومند! احکام او نیز از همین روح؛ یعنی همدمی با دم‌های مردم سرچشمه می‌گیرد.

تلگرام بیان عیان
https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A

حسین
۰۶ شهریور ۹۶ ، ۲۰:۱۰ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳ نظر


شنبه یا انسان؟ (تفاوت دین حُکمی و دین حِکمی)

یهودیانِ قبل از عیسی ـ‌علیه‌السلام‌ـ به دنیا و ظواهر آن، میلِ شدید و رغبتی عظیم داشتند و یاد خدایشان ـ‌یَهُوَه‌ـ را به فراموشی سپرده بودند. به همین دلیل از جانب خدا، مکلَّف شدند تا یک روزِ هفته را از کارِ دنیایی دست بشویند و به‌جای دنیا، به آخرت بپردازند و این روز، روز سَبْت (شنبه) بود.

مدت‌ها گذشت و عیسی ‌ـ‌منجی و خلف شایسته‌ـ ظهور کرد؛ اما دیگر شرایط فرق کرده بود. دیگر نه دنیاخواهیِ مردم آن‌چنان غلیظ بود و نه شرایط اقتصادی مردم، اجازه می‌داد که روزِ شنبه تعطیل باشد؛ چراکه حتی کار نکردن در یک روز هم آدمیان را ازلحاظ معیشت به خطر می‌انداخت.

حال پیروان عیسی، یهودیان سلف و عیسویان خلف، چه باید می‌کردند؟! حرمت شنبه را نگاه‌دارند و همچنان به تعطیلی آن ملتزم باشند و به عبادت خدایشان برسند؛ یا برعکس، شنبه‌ها نیز کار کنند و خود را از سختی در امان دارند؟!

عیسی، با یک جمله تاریخی تکلیف را روشن کرد:

«شنبه برای انسان وضع‌شده است؛ نه 
انسان برای شنبه!»

و این یعنی قواعد و احکام فقهی، خادمِ کرامت انسان و ضامنِ رشد معنوی اویند. به‌عبارت‌دیگر، فقه و دستورات فقهی، برای رشد انسان آمده است نه آنکه موجب دل‌زدگی آدمیان شوند. هدفِ نهایی خداوند، انسان و پیوند او باخداست؛ نه تعطیلی شنبه!

حکم شنبه لغو شد (1)، چراکه کرامت انسان مهم‌تر بود... . با لغو حُکم در آن زمان، نه رگ گردنی بیرون زد؛ و نه دین مردم از دست رفت؛ و نه خدا به فراموشی سپرده شد؛ بلکه دمِ عیسوی و روح خدایی، در کوبش چکش‌های کارگران، در رایحه غذای آشپزان، در گاوآهنِ کشاورزان و در دستان تاول‌زده باربران، دمید و جان‌ها را سیراب کرد... .

 

متأسفانه همواره داعشیان و سلفی مزاجانِ حوزه اندیشه دین که در همه ادیان آسمانی کم‌وبیش هستند؛ هیچ‌گاه دین را از دید حِکمی نگاه نکرده‌اند؛ بلکه همواره به دین، از دیدگاه حُکمی نظر می‌دوزند؛ یعنی همواره به دنبال کشفِ حُکم‌اند نه کشف حکمت‌های احکام دینی؛ و به همین دلیل است که سخن گفتن با ایشان در حوزه کرامت و حقوق انسان، به بن‌بست می‌رسد. البته در طول تاریخ، فقه پویای شیعی به این موضوع بسیار عنایت داشته است؛ و پیشوایان معصوم علیهم‌السلام، به فقه و دستورات فقهی، عمیق‌تر و انسانی‌تر نظر می‌دوختند؛ مثلاً بحث تقیّه و پنهان کردن عقیده خویش یا حتی برخلاف آن عمل کردن در برخی شرایط حادّ، نه ناشی از ترس است و نه سست مذهبی؛ بلکه حکمت ورود تقیه به دنیای فقه شیعی، حفظ کرامت و جان مؤمنان و پرهیز از درگیری‌های بی‌فایده با مخالفان است.

(1) پی‌نوشت مهم: البته هرگونه تغییر حکم دینی، باید با تسلّط کامل بر منابع دینی و در جهت رضای خدا باشد؛ نه با نیت اباحی‌گری. 


بیان عیان 
بیان های عارفانه و عاقلانه 
https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A
حسین
۰۹ بهمن ۹۵ ، ۱۳:۱۸ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۵ نظر