بَیانِ عَیان

گفتارهای عاقلانه و عارفانه!

بَیانِ عَیان

گفتارهای عاقلانه و عارفانه!
بَیانِ   عَیان
بیان عیان، رسانه ای در حوزه علوم انسانی و در شاخه عرفان و دین است. مردم و جوانان امروز، خواهان تغذیه عقل و جان هستند تا در سایه سار این هوای پاک، جان هایشان را از غبارهای زمانه پاک سازند. عقل آنان را باید با برهان و جانشان را باید با عرفان سیراب کرد نه با خرافه و گزافه.
بیاییم با یکدیگر، محترمانه، صادقانه و در جهت کاهش معضلات، گفتگو کنیم. این تنها راه ممکن برای زیست انسانی است. بیاییم باور کنیم، افرادی که مثل ما فکر نمی کنند، الزاماً دشمن حقیقت نیستند. بیاییم باور کنیم، حقیقت الزاماً در چنگال! ما نیست.

[بیان عیان]

برای آگاهی از بروزرسانی [بیان عیان] لطفا ایمیل خود را در این قسمت وارد کرده و پنجره باز شده را تایید کنید. سپس ایمیل ارسال شده را باز کرده و لینک ارسال را بفشارید

Delivered by FeedBurner

پیوندهای مفید برای علاقمندان

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «جملات عارفانه» ثبت شده است



قوی ترین حجت خداوند در روز قیامت برعلیه گنهکاران و کجْ‌رفتگان، "وِجدان" آنهاست. وِجدان، "یافتِ درونی" هرشخص است که از فطرت او برمی‌آید. به‌راستی هرکس با وجدان خویش به وضوح درمی یابد که ظلم بد است، عدالت خوب است، جهل بد است، علم خوب است، تعصب بد است، انصاف خوب است و ... . همین وجدان آدمی است که انسان را به پذیرش دعوت های روح بخش اولیای الهی وامی دارد و بدین ترتیب، حجت درونی(وجدان) و حجت بیرونی(اولیای الهی)، دو بال حرکت آدمی به سوی ابدیت است.
ای آدمی‌زاد! به عمق قلبت مراجعه کن! لایه های بیرونی آن را بشکاف! آیا درختی را که قطع کردی، دلی را که رنجاندی، زخمی را که بر تن و روح آدمیان فرو آوردی، دروغ و ناسزایی را که گفتی، تعصبی را که به خرج دادی، عفت و حیایی را که وانهادی، بتی را که پرستیدی، انسانی را که آواره کردی، مطابق ندای وجدانت بود؟

تلگرام بیان عیان

https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A

حسین
۲۴ شهریور ۹۶ ، ۰۶:۰۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳ نظر

جامعه ای که برای حل مشکلات خود، ابتدائاً به زور بیرونی متوسل می شود، پیرزنی را ماند که برای رفع چروک صورتش، خود را به تیغ جراحان می سپرد اما نمی داند مشکل از جای دیگری است!

تلگرام:
https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A

حسین
۱۲ شهریور ۹۶ ، ۰۸:۴۳ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر


بر خلاف تصور رایج، خداوند برای به جهنم فرستادن آدمیان، اصلاً اشتاق و عجله ای ندارد.
وجود او سراسر رحمت است نه زحمت. گنه کاران گرچه با گناه، خود را از سعادت دور می کنند، اما خداوند کریم مادامی که لجاجت نورزند، به رحمت و ملاطفت معامله می کند تا به جرگه حقّ بپیوندند. اکثر گنهکاران، قصد دشمنی با خدا ندارند؛ بلکه دچار غفلتی خواسته یا ناخواسته می شوند. فقط همین!
 در کیمیای سعادت امام محمدغزالی نکته ای نغز در این باره آمده است: «...پس اگر کسی معصیتی کند دلیل نکند بر آنکه محبّ نیست، بل دوستی وی به همه دل نیست و دلیل بر این، آنکه نعیمان را چند بار حدّ بزدند به سبب شراب خوردن. یکی پیش پیغمبر (ص)، وی را لعنت کرد، رسول (ص) گفت: "وی را لعنت مکنید که خدای را و رسول را دوست دارد"».

 این فقره نشان می دهد که گناه کردن، دلیل بر زیر سوال رفتن «همه ابعاد شخصیتی» یک انسان نیست، بلکه بدان معناست که محبت او به حقایق، کامل و تمام نیست. دشمن گناه باشیم؛ نه گناهکار!

تلگرام: https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A
bayanayan@
حسین
۰۱ شهریور ۹۶ ، ۱۴:۳۲ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳ نظر

ای آدمی! از لاکِ خود بیرون بیا! هستی را از چشمان تنگ و تاریک خود نظاره نکن!
اگر مثلاً ایستادن پشت چراغ قرمز چهارراه برایت عذاب آور است، بِدان که هنوز در لاکِ خودت هستی! از لاک خود بیرون بیا!
اکنون فرض کن که بالای همه ماشین ها و آدم ها شناور هستی!
آیا باز هم چراغ قرمز برایت عذاب آور است؟
اکنون پایین بیا! چه احساسی داری؟ آرامش!
تو دیگر در بندِ خویش، نیستی!
چرا که اگر برای تو قرمز است، برای دیگران سبز است.
مبارکت باد!

* توضیح: #پس_بدرنگ! جملاتی در حوزه اصلاح اندیشه و تفکر در حوزه های فلسفی، عرفانی و دینی است.


بیانِ_عَیان
تلگرام:https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A
@bayanayan

حسین
۲۲ مرداد ۹۶ ، ۱۵:۵۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

:large_blue_cirدیدگاه انسان به هستی، دو گونه است:
گونه اول؛ نگاهی که مالامال و مشحون از «خود» محوری و «منفعت» جویی است. در این نگاه، هستی پیرامونِ «من»، زمانی خوب و شایسته است که سود و منفعتی برای «من» داشته باشد و «مرا» رشد دهد و چاق و فربه کند.
مثلاً استاد دانشگاه یا حوزه، زمانی استاد خوبی است که به «من» نمره دهد و امتحانات را برای آنکه «من» بلد نیستم، ساده بگیرد و اگر نمره «من» کم شد، به «من» نمره دهد و اگر در امتحان، تقلب کردم، گذشت کند! گُل خوب است، چون «من» خوشم می‌آید و «سوسک و پشه» بد هستند، چون نفرتِ «مرا» برمی‌انگیزانند. دیگران زمانی انسان‌های شریف و خوبی هستند که «منافع من» را تضمین کنند و اگر روزی بین اجرای عدالت و حفظ منافع «من» مردد شدند، منافع «مرا» انتخاب کنند! در این نگاه، کشاورز چون باران می‌آید و محصولاتش به بار می‌نشیند، شکر خدا می‌گوید و اگر روزی خشک‌سالی شود، دیگر خداوند را شکر نمی‌گوید؛ چراکه خداوند، هوای منافعش را نداشته است!
اکثر ما آدمیان به هستی، چنین نگاهی داریم و در حجابِ «خودْطلبی» گرفتاریم. انسان در این دید خودمحورانه، تنها به دنبال ارضا کردنِ «منِ» خویش است و بس و به آنچه در اطرافش می‌گذرد، به چشم طُعمه و شکار نگاه می‌کند و می‌خواهد تا همه موجوداتِ هستی، در خدمتِ او باشند و کُرنش و تعظیم او کنند و او را گرامی بدارند! تمام فرعونیان و طاغوتیان تاریخ و به زنجیر کشان هویت و کرامت انسان، از شدت این بیماری است که به چنین خویِ درندگی، گرفتار می‌آیند. در حقیقت، «من خواهی» و «من طلبی»، منبعِ همه تنش‌ها، حسادت‌ها، درگیری‌ها، تعصب‌ها و تحکّم‌هاست.
البته تنها عارفانِ از خود رهیده، به کنج عزلت خزیده و از بار دنیا تکیده هستند که «من‌ْطلبی» را فروگذارده‌اند و با تبتّل و بریدگی، «پله‌پله تا ملاقات خدا»(1) پیش می‌روند.

:large_blue_circle: گونه دوم؛ نگاهی هستی محورانه، کل طلبانه و صلح گرایانه است که این نگاه، نزد عارفان روشن‌ضمیر و سالکان مجذوب و مجذوبان سالک است. حضرات ایشان، به دلیل آنکه از خود رهیده‌اند و به محبوب پیوسته‌اند، ندای «من، من» سر نمی‌دهند؛ بلکه در صلح کل با هستی هستند. در نظرگاه ایشان، هر موجودی در هستی، درنهایت اتقان و زیبایی است؛ یعنی نه کرکس زشت‌تر از بلبل است و نه خار گزنده‌تر از گل. نه پاییز دل‌مرده است و نه بهار دل‌زنده؛ بلکه همه‌چیز به حدِّ خودش، زیبا و مطلوب است. ایشان تنها گل‌ها را نوازش نمی‌کنند؛ بلکه با خارهای گل نیز هم‌نشین‌اند و خار و گل را باهم دوست دارند. اگر در قفس دیگران، فقط طاووس و بلبل یافت می‌شود، در قفس ایشان، کرکس هم هست... چراکه کرکس چیزی از بلبل کم ندارد. البته زیبایی در نظرگاه ایشان، مرتبه دارد و اینطور نیست که همه چیز را در یک مرتبه ببینند.
به قول سهراب علیه الرحمة: «... من نمی‌دانم ... چرا در قفس هیچ‌کسی کرکس نیست؟ گُل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد؟!...».
آن‌ها از ما ارواح زندانی می‌پرسند:
آیا واقعاً خار مغیلان بیابان زشت است؟!
آیا حقیقتاً صدای درازگوش، «انکرالاصوات» است؛ یا آیه قرآن در بیانِ مسئله‌ای دیگر است؟
آیا به‌راستی خداوند، آواز بلبل را زیبا و آوازِ درازگوش را زشت آفریده است؟! آیا خداوند، زشتی آفرین است؟!
آیا پاییز و زمستان افسرده آور است؟!

به‌راستی اگر چُنین دیدگاهی در جهانْ‌زیست ما حکم‌فرما بود؛ نه حقی پامال می‌شد، نه جنگی و نزاعی درمی‌گرفت، نه اشکِ مظلومی بر گونه‌ها می‌نشست، نه کسی افسرده و غمگین و دل‌مرده می‌شد، نه بمب‌های خوشه‌ای سرانِ جهان بر سرانِ مردمان فرود می‌آمد و نه غیرمتخصصان بی‌دانش و ورزشکار، به امید عقد نامبارکشان با میز قدرت، نامزدیِ انتخابات اختیار می‌کردند؛ تا درنتیجه سهل‌انگاری‌های ملال‌آورشان، آواره‌های پلاسکو جان مأمورانی را بگیرد که مأمورِ حفظ جان دیگران بودند و آه از نهاد دخترکان و پسرکانی برخیزد که مبهوت جنازه سوخته پدرشان بودند و چهره غمگینشان، خوراکِ عکاسانِ فرصت‌طلب شد... .

اللهم صل علی محمد و آل محمد
---------------------------------------------------
(1) اشاره دارد به شعری از مولوی بلخی علیه الرّحمة:
از مقامات تبتل تا فنا پایه پایه (پله پله) تا ملاقات خدا
و همچنین اشاره ای دارد به کتاب پله پله تا ملاقات خدا از مرحوم عبدالحسین زرین کوب
:
بیان عیان 
بیان های عارفانه و عاقلانه 
https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A
حسین
۱۳ بهمن ۹۵ ، ۲۲:۵۷ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۶ نظر