[بَیانِ عَیان]

گفتارهایی عاقلانه و عارفانه!

[بَیانِ عَیان]

گفتارهایی عاقلانه و عارفانه!
[بَیانِ عَیان]
بیان عیان، رسانه ای در حوزه علوم انسانی و در شاخه عرفان و دین است. مردم و جوانان امروز، خواهان تغذیه عقل و جان هستند تا در سایه سار این هوای پاک، جان هایشان را از غبارهای زمانه پاک سازند. عقل آنان را باید با برهان و جانشان را باید با عرفان سیراب کرد نه با خرافه و گزافه.
بیاییم با یکدیگر، محترمانه، صادقانه و در جهت کاهش معضلات، گفتگو کنیم. این تنها راه ممکن برای زیست انسانی است. بیاییم باور کنیم، افرادی که مثل ما فکر نمی کنند، الزاماً دشمن حقیقت نیستند. بیاییم باور کنیم، حقیقت الزاماً در چنگال! ما نیست.

[بیان عیان]

Enter your email address:

Delivered by FeedBurner

پیوندها

۲۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بیان عیان» ثبت شده است



از شما مخاطبان گرامی، تقاضا می شود، در چالش معرفی پیوندهای مفید شرکت فرمایید و برترین پیوندهای مفید (حداکثر3) در زمینه های فرهنگی، اجتماعی و مذهبی را که تاکنون شخصاً تجربه کرده اید، در بخش نظرات، بنویسید تا با نام و آدرس وبگاه شما، در ذیل همین نوشته درج شده و در صورت تَکراری :) نبودن، در قسمت پیوندهای وب نیز اضافه شود. 

+ پیوندهای مفید فرهنگی
در دنیای مجازی، برای هر فرد محقق و علاقمندی جذاب است. بیان عیان، از همان آغاز، سعی کرده است تا با معرفی پیوندهای مفید، مخاطبان را با افکار و سلایق فکری گوناگون در علوم انسانی آشنا کند. تعداد این پیوندها که در قسمت پیوندهای وبگاه (سمت چپ) مشخص است، اکنون به بیش از 500 پیوند مفید رسیده است. 


شرایط قرارگیری پیوند:
یک) سایت رسمی با دامنه مشخص باشد (IR, ORG, و ...) نه وبلاگ با دامنه فرعی. 
دو) در ذیل رشته های علوم انسانی (دین، فرهنگ، جامعه و ...) باشد.
سه) مهم نیست که فیلتر باشد یا نباشد، اما مهم است که محتوای اخلاقی تولید کند! 
چهار) حداکثر سه پیوند (و حداقل یک پیوند!!) از پیوندهای مورد علاقه خود را معرفی فرمایید. 


سپاس از شرکت شما در این چالش فرهنگی! 
--------------------------------------------------------------------
پیوندهایی که شما معرفی کرده اید:

1- هُدات (پایگاه حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان) 

وبگاه علی صدیقی پاشاکی


2- شاهین کلانتری (نویسندگی و تولید محتوا)

وبگاه زنگ انشاء

3- گناه شناسی (سید محمد علوی زاده)
موسسه ذهن برتر (دکتر محمد سیدا)

وبگاه عشق فقط خدا

4- هدانا (پاسخگویی به سوالات دینی)

وبگاه گوهرنویس


حسین مازوجی
۲۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۳:۱۳ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۸ نظر

غزالی

مرحوم ابوحامد غزالی در کتاب کیمیای سعادت، مطلبی را درباره «لغزش بینش توحیدی» می فرماید که تقریر آن در پی می آید:


«مَثَل بعضی، مَثَل مورچه است که ـ مثلاً ـ سر قلم را که بر کاغذ است می بیند و گمان می کند که او (سر قلم) دارد نقاشی می کند، و یا مورچه ای دیگر که فکر می کند به حقیقت دست یافته است و دست نقاش را می بیند و مبتهج می شود که حقیقت را پیدا کرده است؛ اما نمی داند که نقاش واقعی کیست. 

مثلاً منجم با رصد کواکب و ستارگان، گمان می کند که به نهایت هستی رسیده است و همچنین پِی می بَرد که طبایع، مسخَّر کواکب اند اما نمی داند که کواکب، مسخَّر فرشتگانند. 

منجم از آنجا به اشتباه افتاد که در کوکب و ستارگان بماند و دیدِ خود را فراتر نبرد و از نجوم، اصل و حَوالت گاه ساخت و مسخَّری ایشان (توسط خداوند تعالی) ندید و ندانست که: 

إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیامٍ ثُمَّ اسْتَوَی عَلَی الْعَرْشِ یغْشِی اللَّیلَ النَّهَارَ یطْلُبُهُ حَثِیثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَکَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ (الأعراف/54)

همانا پروردگار شما کسی است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید، سپس [ملکوتش کامل شد و] بر عرش استیلاء یافت، شب را به روز [و روز را به شب‌] -که آن را شتابان می‌جوید می‌پوشاند، و خورشید و ماه و ستارگان را [آفرید] که رام شده فرمان اویند، بدانید که خلق و امر او راست، بزرگا خداوندا که پروردگار جهانیان است‌. 

وَسَخَّرَ لَکُمُ اللَّیلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومُ مُسَخَّرَاتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یعْقِلُونَ (النحل/12)

و برای شما شب و روز و خورشید و ماه را رام کرد، و ستارگان به فرمان او رام شده‌اند، بی‌گمان در این برای خردورزان مایه عبرتی هست‌. 

نجوم و کواکب، بِکارگماشتگان اند از جهت فرشتگان، و فرشتگان نیز مسخَّر و تحت فرمان خداوند هستند. منجم اما تا ستاره و کوکب دید، از او اصل ساخت، نه مسخَّر و خدا ساخت نه چاکر.

در حقیقت دیدگان محدود مخلوقات، از یک جهت ناقص است و بخشی و لایه ای از هستی را می بیند اما بخش دیگر را نمی بیند که همان مثل فیل و مولاناست. ذلک مَبلَغُهم من العلم!    


بیان عیان؛ بیان های عارفانه و عاقلانه
تلگرام:
 
https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A


حسین مازوجی
۳۱ فروردين ۹۷ ، ۱۳:۵۱ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۴ نظر

یک) اندیشه هایِ ذهنیِ "بی پشتوانه"(1) دینی از نظر معرفت شناسی، که مالامال از تقلید، ایستایی و سکون اند، گرچه آرامش نسبی را برای دینداران _ خصوصاً متولّیان دینی جامعه_ به ارمغان (!) خواهند آورد؛ اما در نهایت، به طوفانی ختم خواهند شد که دینداران عاشق را از لحاظ ذهنی در هم می شکند و "طوفانِ قاصمِ اندیشه های نو"، دین را که "قاسِم معرفت" بود، به کنج عزلت می نشاند و اینجاست که نقطه شروع "سکورالیزم معرفتی و سیاسی" (2) است. 
مهمترین دلیل (نه علت) (3) این چالش بزرگ، آن است که متولّیان دینی؛ گمان می کنند که با "دستوری کردنِ علم و معرفت و تمدّن سازی اسلامی"، می توانند ذهن ها را مشتاق معرفت دینی نگاه دارند، در حالی که نمی دانند با این کار، تیشه به ریشه معرفت خود می زنند؛ چراکه به میزانی که اندیشه های دینی، با معیارهای روز و اندیشه های جدید، در تقابل و تصادم و  ترافق قرار نگیرند، به طور خودکار، از ذهن  و ضمیر آدمیان رخت برخواهند بست و جای خود را به دیگر اندیشه ها خواهند داد. در این هنگام است که دیگر هیچ "بودجه کلانی" هم دوای این بیماری نخواهد شد، چراکه نوشدارویی است پس از فوت (نه وفات!) معرفت دینی (4). 

دو) تنها راه چاره برای حفظ سنت معرفت دینی، بها دادن به "آزادی محترمانه اندیشه ها" است که متاسفانه مورد بی مهری های فراوان قرار گرفته است. اینکه تا فردی، اندیشه ای برآورَد و کتابی بنویسد و از سر قصور یا تقصیر، "معرفت متفاوت" خود را  در "محیطی علمی" عیان کند، و عده ای، حتا تحمّل شنیدنش را هم نداشته باشند، از "تیغ بر کشیدن" بر اندیشه ها حکایت دارد که بر خلاف تصور رایج، مهمترین دلیلِ "زوال معرفت دینی" است.
توسعه معرفت و اندیشه دینی در دوران "تمدّنِ غیر دستوری" قرون ابتدایی اسلامی  و  همدم و همدل شدن با "دانش مزاجان" کجا، و دوران کنونی کجا که  "مزاج صفراوی ِداعش مزاجان" هماره در پی یافتن "ارتداد" در قلوب "همکیشانند!" (5)
دلیل این ترس و  واهمه از ورود اندیشه های جدید، آن است که "رهایی از یقین و یقین به رهایی" وجود ندارد. این واهمه را امثال "علامه طباطبایی" در مواجهه با مکتب مارکسیسم نداشتند، چراکه آنقدر در فلسفه و عرفان، ممحّض بودند که بدون تیغ برکشیدن و زخم وارد آوردن بر تن رقیب، با چند برهان فلسفی، پایه های مادی گرایی مارکسیسم را به لرزه درآوردند. 
پس تیغ کشیدن و محدود کردن "دگر اندیشان"، گرچه به خیال ِخام تهدیدگران و تحدیدگرایان، موجبات حفظ معرفت دینی را فراهم می آورد، اما در اصل، از ترس و واهمه و عدم یقین ایشان به "مکتب و مرام خویش"، حکایت دارد. 

سه) تیغ بر کشیدن، چاره کار نیست؛ بلکه تحمل کردن "تیغِ نقد" معرفت زا و مبارک است. تا نتوانیم اندیشه یکدیگر را تحمل کنیم و راهی به سوی مرافقت و مصاحبت بگشاییم، و از "من قال" ها به سوی "ما قال" ها گذر نکنیم، نمی توانیم امیدوار به بهبود "معرفت دینی در اذهان دینداران و طلبه ها" باشیم.
اینکه برخی طلبه ها، دچار "ارتداد خفی" شده اند به این دلیل است که: 
اولاً) باب ارتداد در نظر برخی بسیار گسترده شده است و به راحتی، دیگران را "مرتد" می خوانند! 
دوماً) اگر هم ارتدادی هست، نه از باب "کثافت روح و زمختی اندیشه و شوریدن بر حقیقت" بلکه از "شک مثبت و سازنده به اندیشه های راکد" است که اگر با "فراهم آوردن فضای محترمانه تبادل اندیشه" درمان نشود، قطعاً به "ارتداد حقیقی" منجر خواهد شد (6)

 پی نوشت ها:

(1) قید احترازی نه توضیحی
(2) سکورالیزم معرفتی به "دهری گرایی" و "دنیاویّت" ختم خواهد شد و سکورالیزم سیاسی به "جدایی" نهاد دین از نهاد دولت، و فرق این دو، از زمین تا آسمان است که غالباً خلط می شود. 
(3) "دلیل"، آن است که معلول خود را موجّه کند و علت تامّه آن باشد، اما علت، صرفاً مقارنت و معیت با معلول است. 
(4) "وفات"، از "توفّی" به معنای دریافت روح توسط ملائکه علیهم السلام است و با فوت؛ یعنی مرگ زیستی، تفاوت بسیار دارد. 
(5) لازم به توضیح است که مقصود نگارنده، نویسنده نوشته "ارتداد خفی طلاب" نیست بلکه معضلی است که از سوی برخی در جامعه مشاهده می شود. 
(6) یک نمونه تاریخی جالب از مواجهه "رئیس مکتب شیعه اثنی عشری" با ارتداد آن است که ابن ابی العوجاء ملحد، امام صادق علیه السّلام  را فردی " آرام و بردبار و خردمند" معرفی می کند نه کسی که خشم بر او چیره می شود. 

یک نمونه تاریخی: «مُفَضَّل» که از شاگردان امام صادق علیه السلام بود، روزی «ابن ابی العوجاء» (خدا ناباور) را دید و با شنیدن سخنان الحادی او، برآشفت و به او تندی کرد. ابن ابی العوجاء گفت: «... اگر از یاران جعفر بن محمدصادق  علیه السّلام هستی، ایشان این‌طور با ما مجادله نمی‌کند. ایشان گفتار ما را بارها شنیده اما دشناممان نداده و در پاسخ، از اندازه بیرون نرفته است. وی،  آرام، بردبار ، خردمند و متین است و هرگز خشم و سفاهت بر او چیره نمی‌شود. سخنان و دلایل ما را می شنود، ... آنگاه با کمترین سخن، دلایل ما را باطل می‌سازد و با کوتاه‌ترین کلام، حجّت را بر ما تمام می کند، چُنانکه دیگر نمی‌توانیم پاسخی دهیم. اینک تو اگر از اصحاب اویی، چُنانکه شایسته اوست با ما سخن بگو!». 

پیوند تلگرام #بیان_عیان: 
حسین مازوجی
۱۰ فروردين ۹۷ ، ۱۱:۲۸ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

اذکار دینی، هر کدام خاصیت و ویژگی دارند و در روایات و اقوال عارفان، منعکس شده است. یکی از اذکاری که برای پیدا شدن گم شده از سوی برخی عرفا از جمله آیت الله بهجت رحمة الله  توصیه شده، ذکرِ «أصْبَحْتُ فی امان الله أمْسَیْتُ فی جوار الله» است. 


تجربه شخصی اینجانب، اثبات کرده است که اثر این ذکر در پیدا شدن گمشده بسیار بالاست (مگر مانعی مانند دزدی و ... در میان باشد که ممکن است اثرش از بین برود).  حتا گفتن این ذکر برای پیدا شدن گمشده ی دیگران نیز مفید است و موجب پیدا شدن گمشده آنها می شود (تجربه شخصی). 

اما حکایتی را برای شما نقل می کنم که چندی پیش اتفاق افتاد. چند روز پیش در پیاده رو خیابانی در همدان راه می رفتم که  اطلاعیه ای را مبنی بر گمشدن یک سگ تزئینی بر دیوار مشاهده کردم. 

بنا بر آنچه که در متون دینی خوانده بودم، تصمیم گرفتم با لحنی مناسب و خیرخواهانه، به صاحب آن سگ ناز !  پیامکی ارسال کنم و تشویقشان کنم که از سگ، به جز مصرف شکار و نگهبانی استفاده نکنند و از دیگر مخلوقات خداوندی لذت ببرند. 

ایشان پیام مرا جواب دادند که:  من سگباز نیستم و سگ صاحبکارم، در "چهارشنبه سوری "در جوار من! بوده و گم شده است و اگر پیدا نشود، احتمال بیکار شدنم زیاد است. من نیز به یاد ذکر فوق افتادم و برایشان فرستادم و در دل امید داشتم که با پیدا شدن سگ، هم ایشان از دردسر رهایی یابند و هم شاید صاحب کار ایشان بدین وسیله به نگهداری حیوانات دیگر سوق پیدا کنند. 

اتفاقاً ذکر شریف، جواب داد و سگ ناز و تپلی!! پیدا شد و ایشان با بنده تماس گرفت و خبر خوش دومی را هم داد که حیوانات دیگری را خریداری کرده اند تا از آنها را نگهداری کنند و دنبال سگ تزئینی نروند. 

اینجا بود که فهمیدم، اگر فردی در دل به سوی خداوند کریم، مایل شود و تصمیم خود را بگیرد، خداوند همه درهای خود را به روی او می گشاید... . 


پیوند تلگرام #بیان_عیان: 

https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8IaMsFjs0vwZw

حسین مازوجی
۰۱ فروردين ۹۷ ، ۲۰:۱۷ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰ نظر



منبر: سال 88 بود که برای شرکت در جلسه اخلاق یکی از مطرح ترین واعظان کشور به اطراف آرامگاه بوعلی سینا همدان رفتم. زرافشانی خورشید کم کم روی قله الوند خودنمایی می کرد که به "محفل اخلاقیّون" رسیدم. جمع مستان (پیرمردها) و عده کمی جوان، منتظر بودند تا استاد اعظم اخلاق وارد شود. من نیز که از همان اوان کودکی به این مباحث علاقه داشتم، در گوشه ای نشسته بودم. ظاهراً در آخر همان مجلس به ذهنم خطور کرد که نامه ای به استاد اخلاق اعظم بنویسم و سوالاتم را از حضرتشان بپرسم. 
روز بعد، نامه را شخصا به ایشان دادم و قرار شد فردا جواب نامه را پس بگیرم. خوشحال و شاد و خندان و خرامان برگشتم و در انتظارِ صبحِ فردا بودم. فردا با اشتیاق زائدالوصفی، به محضر آن پیر مراد شتافتم تا جواب نامه را بگیرم. پسر ایشان را ملاقات کردم اما خبری از جواب نامه نبود. فرمودند: فردا بیا.

فردا شد. رفتم تا جواب نامه را بگیرم. اما همان پاسخ دیروز را شنیدم. 
فردا شد؛ یعنی روز آخرِ موعظه آن جناب. ناچاراً به محضر استاد اعظم اخلاق شتافتم. ایشون گفت: جواب نامه را نوشته ام اما نامه را برده اند تهران! من هم گفتم: ایشالّا سال بعد که تشریف آوردید، نامه را همراه خودتان بیاورید (تا حداقل از پاسخ شما استفاده کنیم). هنوز هم که هنوز است جواب نامه را دریافت نکرده ام!!

استاد اعظم قصه ما، خیلی منبر میره، خیلی هم معروفه اما رفتار ایشون هنوز هم در ذهن من هست. من هر وقت ایشون رو می بینم، به حرفهایی که سر منبر میزنه توجهی نمی کنم، بلکه اون رفتارشون یادم می یاد. 
قصه تمام/. 

مِمْبر و مانی!!: منظورم از ممبر، تعداد کسانی است که به سخنان یک فرد منبری گوش فرا می دهند و از او تأثیر علمی و عملی می گیرند. براستی چقدر از منبریان، حقّ بزرگ منبر را مراعات می کنند؟ عمل هیچی، چقدر علم و دانش به مردم منتقل می کنند و چقدر خرافه و خواب و رؤیا و کشف و شهود و ... ؟

ترویج سخنان سخیف، اثبات نشده، سست پایه و قرون وسطایی، یکی از چالش ها و معضلات منبرهای دینی خصوصاً در فضای گسترش دنیای مجازی در دوران کنونی است. چقدر از کانال ها و گروه های ضد دینی که سخنان ضعیف و سخیف و نحیفِ برخی روحانیون را "گلچینانه!" تحویل اذهان و اعیان مردم می دهند و اینطور القا می کنند که: «بنگرید! این است روحانیت معظم!» بعدش هم می نویسند: «عمامه ها بالا... بالا... بالاتر...». 
تا کِی، برخی از ما می خواهیم بهانه به دست دیگران بدهیم؟ چرا مطالعه کافی نداریم و با سخنانی سراسر خرافه و گزافه، شتابان و خیزان به روی منبر می جهیم؟ 

چرا سخنان نغز و پر مغز دینی را به شیوه عیان و به طریقه برهان به دیگران تقدیم نمی کنیم؟ 


چرا 
برخی از ما پاکت پول آخر منبر را هدف قرار داده ایم برای تحویل خرافات و احساسات بدون پشتوانه به مردمی که شاید دوست داشته باشند از همین چیزها بشنوند و در خواب و خرافه، خمارانه بخسبند؟ 

چرا برخی از ما منبر و ممبر و مانی را ارج می نهیم و دین خداوندی را به هیچ و پوچ، می فروشیم؟ 


چرا 
برخی از ما گمان کرده ایم قالبِ صناعتِ شعر و خطابه، می تواند عهده دار و جایگزین مسئولیت خطیرِ عقل و حکمت و قرآن و برهان و عرفان باشد؟ 

چرا برخی از ما شین الإسلام شده ایم؟

امام صادق علیه السلام: ای شیعیان، شما به ما منسوب هستید، پس مایه زینت ما باشید 

نه مایه آبرو ریزی ما...
دخلت على الصادق جعفر بن محمد علیه السلام و عنده نفر من الشیعة فسمعته و هو یقول:

 «معاشر الشیعة کونوا لنا زینا و لا تکونوا علینا شینا قولوا للناس حسنا احفظوا ألسنتکم 

و کفوها عن الفضول و قبیح القول‏»

(الأمالی لصدوق ص 400) ‏


مطلب مرتبط:  ولایت پذیری بادنجان و بارهنگ و کدو

بیان عیان؛ بیان های عارفانه و عاقلانه
تلگرام:
 
https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A

حسین مازوجی
۲۳ آذر ۹۶ ، ۱۴:۴۰ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲ نظر

دو) خدای دین اسلام، حاکمی جبّار و خشن نیست؛ بلکه هستیِ مطلقِ بی‌قید، مهربان، آمرزنده و دوستدار سعادت انسان است. 


سه) دین، همان‌گونه که دشمن گناه است، دشمن تعصّب و جُمود نیز هست. دین، هیچ‌گاه با خشونت و زور در دل‌ها جای نمی‌گیرد. به همین دلیل است که خداوند در قرآن، پیامبران را آگاهی‌دهنده معرفی می‌کند، نه مأمور ِ بازرسی و تفتیش. 


یک نمونه تاریخی: «مُفَضَّل» که از شاگردان امام صادق (درود بر ایشان) بود، روزی «ابن ابی العوجاء» (خدا ناباور) را دید و با شنیدن سخنان الحادی او، برآشفت و به او تندی کرد. ابن ابی العوجاء گفت: «... اگر از یاران جعفر بن محمدصادق هستی، او این‌طور با ما مجادله نمی‌کند. او گفتار ما را بارها شنیده اما دشناممان نداده و در پاسخ، از اندازه بیرون نرفته است. او آرام و بردبار و خردمند و متین است و هرگز خشم و سفاهت بر او چیره نمی‌شود و از جا به در نمی‌رود. سخنان و دلایل ما را می¬شنود. آنچه در خاطر داریم، بر زبان می‌آوریم و گمان می¬کنیم بر او پیروز شده‌ایم. آنگاه با کمترین سخن، دلایل ما را باطل می‌سازد و با کوتاه‌ترین کلام، حجت را بر ما تمام می¬کند، چنان¬که دیگر نمی‌توانیم پاسخی دهیم. اینک تو اگر از اصحاب اویی، چنان¬که شایسته اوست با ما سخن بگو!». پس: توسعه دین و دین‌داری، تنها در فضای گفتگوی عالِمانه و محترمانه به دست می‌آید.


بیان عیان 
بیان های عارفانه و عاقلانه 
تلگرام:
https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A

حسین مازوجی
۲۰ آذر ۹۶ ، ۲۱:۵۸ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

بیان عیان به جهت مقابله با جریان های خرافه گرا، سطحی نگر و تعصب محور در فرهنگ دینی، چهارده اصل را بنیان نهاده است.

اصل اول) دین، منبع شیرینی و حِلاوت است؛ نه ‌ترشرویی و قِساوت. دین به ما می‌آموزد، بهشت آفرین باشیم، نه جهنم افروز.


https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A

حسین مازوجی
۰۶ آذر ۹۶ ، ۲۱:۰۶ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر