[بَیانِ عَیان]

گفتارهایی عاقلانه و عارفانه!

[بَیانِ عَیان]

گفتارهایی عاقلانه و عارفانه!
[بَیانِ عَیان]
بیان عیان، رسانه ای در حوزه علوم انسانی و در شاخه عرفان و دین است. مردم و جوانان امروز، خواهان تغذیه عقل و جان هستند تا در سایه سار این هوای پاک، جان هایشان را از غبارهای زمانه پاک سازند. عقل آنان را باید با برهان و جانشان را باید با عرفان سیراب کرد نه با خرافه و گزافه.
بیاییم با یکدیگر، محترمانه، صادقانه و در جهت کاهش معضلات، گفتگو کنیم. این تنها راه ممکن برای زیست انسانی است. بیاییم باور کنیم، افرادی که مثل ما فکر نمی کنند، الزاماً دشمن حقیقت نیستند. بیاییم باور کنیم، حقیقت الزاماً در چنگال! ما نیست.

[بیان عیان]

Enter your email address:

Delivered by FeedBurner

پیوندها

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اخلاق» ثبت شده است

حکایتی از کتاب ارزشمند کیمیای سعادت از ابوحامد غزالی رحمة الله علیه [ملقب به حجت الإسلام]


و یک روز بوذر [ظاهراً ابوذر غِفاری] (رض) (1) جنگ کرد با کسی، گفت: «یا بن الحمراء»، مادر وی را عیب کرد که رنگ وی سرخ است یعنی که بنده است. 

پیغامبر گفت: «شنیدم که امروز کسی را عیب کردی به مادر، بدان که تو از هیچ سیاه و سرخ فاضل‏تر نه ‏ای، مگر آنکه به تقوی بیش از وی باشی.» 


(1) غِفاری صحیح است نه غفّاری! چراکه نام قبیله ایشان «غِفار» بود که از اقوام اصیل عرب بشمار می آمد. 


#بیان_عیان؛ گفتارهای عاقلانه و عارفانه

تلگرام:

https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8IaMsFjs0vwZw

حسین مازوجی
۱۷ فروردين ۹۷ ، ۱۴:۳۳ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

خداوند عزیز(1) در قرآن عزیز(2) فرموده است: «...خداوند آمرزش خواهان و پاکیزگان را دوست دارد»(3). آری خداوند پاکانِ پاک‌باز را دوست دارد، چراکه هستی و وجودی که در او غرقیم، فطرتی که در خود می‌یابیم، و هدفی که ما را برایش آفریده‌اند، اقتضای پاکی و پاک‌بازی دارد. نقل است که رسول گرامی اسلام فرمودند: «پاکی، قسمی از ایمان است»؛ پس ایمان بدون پاکی، معنا ندارد.
ابو حامد محمد غزالی‌ـ خدایش رحمت کندـ در کتاب «کیمیای سعادت» مطلبی را در خصوص پاکی می‌فرماید که در ذیل می‌آید:

:white_check_mark: پاکی 4 مرتبه دارد:

:red_circle: الف) پاکی سِرّ دل:
به معنای پاک شدن دل و ضمیر آدمی از غیر حقّ(خداوند) است که مصداق دقیق آن، التزام عملی به وحدت وجود است که در لایه های مختلف، بر قلوب سالکان، رخ می نماید و ایشان را شیرین کام می کند. این پاکی، معنای کلمه «لااله الا الله» است و درجه ایمان صدّیقان است؛ یعنی پاکی از غیر حقّ، یک نیمه و یک شرط ایمان است. لازم به ذکر است، تاکید عرفا بر اذکار توحیدی، دقیقاً به این دلیل است که زنگار تفرقه را از دلهای مشتاقان بزدایند و ایشان را در پناه خداوندی، قرار و آرامش دهند. شاید بتوان گفت که منبع تمام اضطراب ها و وسواس های فکری انسان، از تفرقه ذهن او نشئت می گیرد و به این مطلب، نه تنها عارفان مسلمان، بلکه عارفان دیگر مسلک ها هم اذعان کرده اند؛ مثلاً در آیین دائو که رنگ توحیدی پررنگی دارد.
دلهایی که در غبار تفرقه و گناه غرق‌اند، به مانند کودکانی هستند که از آینده خویش غافلند و در کوی و برزن، به بازی و خوشی مشغولند؛ در حالی که نمی دانند در بزرگسالی، چه در انتظار آنهاست. خداوند درباره کسانی که در تفرقه و انکار غرق شده اند، می‌فرماید:
...قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِی خَوْضِهِمْ یلْعَبُونَ(الأنعام/91)؛ یعنی ای پیامبر بگو: آن اللَّه است، آن گاه رهایشان ساز تا هم چنان به انکار خویش دلخوش باشند(ترجمه آقای آیتی).

:red_circle: ب) پاکی دل: پاک کردن نفس از هرچه اخلاق ذمیمه است؛ مانند کبر، حسد، رُعونت (جهالت و حماقت)، ریا که دوری از اینها، آدمی را به فضایل اخلاقی رساند. این درجه متّقیان است. پاکی از اخلاق مذمومه، یک نیمه دیگر ایمان است.

:red_circle: ج) پاکی جوارح: از معصیت ها و حرمت ها؛ مانند حرام خوری، خیانت، غیبت که نیمه دیگر آن، آراسته شدن به فرمانبرداری از خداوند است. و این درجه ایمان پارسایان است.

:red_circle: د) پاک داشتن تن و جامه است؛ از نجاست ها تا انسان مهیّای نماز و عبادت شود و این درجه پاکی مسلمانی است و سه قسم است:
یک. طهارت از خبث(نجاسات؛ خصوصاً ادرار)
دو. حَدَث(آنچه وضو یا غسل انسان را باطل کند، پس وضو یا غسل، طهارت از حدث است)
سه. چرک(آلودگی های ظاهری).

کمترین مرتبه پاک داشتن، همین مرتبه ظاهری و خیلی ها در این مرتبه مانده اند و به مراتب بالاتر نرفته اند. آنکه دایم در طهارت دست و پای غرق است، خوب است توجه کند که طهارت های مهمتری هم هست که باید به آنها روی آورد؛ مثلا ترک لقمه حرام یا ترک سخن زشت. بسیار کسان هستند که جامه از نجاست پاک کرده اند؛ اما زبان و دست و قلبشان، مالامال از نجاست است. درست مانند کسی که میهمانی را دعوت کرده و بیرون خانه را پاک و تمیز کرده؛ اما اندورنی خانه، پر از چرک و کثافت است.
-------------------------------------------------
پی نوشت ها:
(1) عزیز در عربی معنایی متفاوت از آنچه فارسی زبانان بکار می برند، دارد. مترجمان واژه عزیز در قرآن را مختلف معنا کرده اند که ویژگی مشترک همگی، صفتی از خداست که بر غیرِ خود، غالب و چیره است و مورد چیرگی هم قرار نمی گیرد(غالب لایُغلَب).
برخی ترجمه های "عزیز" در قرآن : آقایان (انصاریان: شکست ناپذیر)، (خرمشاهی:پیروزمند)، (مشکینی: غالب)، (الهی قمشه ای: مقتدر)، (پورجوادی: توانمند)، (موسوی همدانی در ترجمه المیزان: نیرومند)، (مکارم شیرازی: قادر).
(2) واژه عزیز در مورد قرآن، به معنای «شکست ناپذیر» (آقایان انصاریان، مکارم شیرازی، مشکینی، رضایی و...)، «ارجمند»(آیتی و پاینده)، «صاحب عزت» (الهی قمشه ای)، «گرانقدر» و «گرامی»(بهاءالدین خرمشاهی) معنا شده است.
(3) سوره بقره، آیه 222، ترجمه دانشمند فاضل آقای بهاءالدین خرمشاهی
بیان عیان 
بیان های عارفانه و عاقلانه 
https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A
حسین مازوجی
۰۱ اسفند ۹۵ ، ۲۳:۳۹ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۴ نظر


تفطّن به دیوان و دَدان آدمی(1)

حجت‌الاسلام ابوحامدمحمدغزالی طوسی علیه الرحمه در کتاب «کیمیای سعادت» مطلبی را در خصوص جنبه‌های مختلف باطنی انسان می‌فرمایند، که لب لباب آن در پی می‌آید:

یک. شناخت «خود»

ـ هیچ‌کس به تو از خودت، نزدیک‌تر نیست. تو نزدیک‌ترین و آگاه‌ترین کسی هستی که به خودت علم داری و زوایای پنهان و ضمایر مخفی‌ات را می‌دانی.  
ـ اگر توانایی شناخت خود را نداشته باشی، چگونه توانایی شناخت دیگری(خدا) را داری؟

ـ شناختن خود، آن نیست که خوراک خود یا وسیله دفع و رفعِ گرسنگی و شهوت خود را بشناسی؛ بلکه شناختن منزلگاه نخست و سرانجام توست؛ شناختن آن است که من را به چه جهت در این هستی آورده‌اند و سعادت و شقاوت من در چیست؟

دو. صفات درونی آدمی:


الف) صفت سُتوران و بهایم(حیوانات چهارپا):
 خوردن و پرداختن به شکم؛ گُشنی کردن(جفت‌گیری) و پرداختن به فَرْج(عورتین) که صفت شِرَّه از آن‌ها صادر می‌شود؛ یعنی میل زیاد به خوردن و جماع کردن.

ب) صفت دَدان و درندگان(خوی سَبُعی و درندگی)
انسان مانندِ سگان و گرگان و شیران، با خلق درمی‌آویزد و با ایشان در هم می‌پیچد و چالش ایجاد می‌کند.

ج) صفت دیوان و شیاطین
 منشأ صفاتی چون، مکر، شرّانداختن، حیله، تَلبیس، مغالطه و تخلیط


د) صفت فرشتگان: مشاهده جمال حضرت خداوندی

منشأ صفاتی مانند علم، مَحبّت، صلاح و صلاحیت، و دوری گزیدن از صفات پیشین.



غزالی علیه الرحمه، سپس تحلیلی در رابطه صفات آدمی می فرماید که اساس آن به شرح زیر است:

ـ در صف فرشتگان بودن؛ یعنی سعی کردن بر اینکه سه صفت حیوانی نخست، بر آدمی سوار نشوند؛ بلکه آدمی بر آن‌ها سوار و مسلط باشد؛ و آن‌ها را در موقع مناسب به کار ببندد؛ و آن را هم عقل و عشق تعیین می‌کند؛ یعنی همان صفت فرشتگان.

ـ اگر انسان، خدمتگزار صفات حیوانی باشد، نصیبش از دین، دین ظاهری و قِشری است و اگر آن صفات، خدمتگزار آدمی باشند، نصیب انسان، لُبِّ دین است.

ـ باید با نور عقل ـ که انوار فرشتگان است ـ تَلبیس و مکر شیطان(2) را از بین بُرد؛ تا وی رسواشده، و هیچ فتنه برجای نماند؛ چنانکه از پیامبر گرامی صلوات‌الله‌علیه و آله نقل‌شده که فرمود: «من هم شیطان دارم؛ اما تحت کنترل من است».


(1) برخی دوستان ممکن است انتقادی درباره بکار بردن واژگان نامأنوسی چون تفطّن، دیو و دَد و به کاربردن جملات ثقیل داشته باشند؛ اما باید گفت که دانستن این واژه‌ها و مرورشان برای هر فارسی‌زبان لازم است؛ حتّی اگر خود واژه‌ها عربی باشند. متأسفانه سطح واژگانی ما ایرانی‌ها روز بروز در حال کم شدن است و این به دلیل کمبود مطالعه در کشور عزیزمان ایران است. یکی از منابع مهم جهت نوشتن و سخنرانی فصیحانه و بلیغانه، آثار منظوم و منثور جلال‌الدین بلخی(مولوی) علیه‌الرحمه است که در آینده، شرح لُب لباب ایشان ـ که حاصل زحمات صاحب تفسیر حسینی(مواهب علیه)؛ ملاحسین واعظ کاشفی است ـ در کتابنما قرار خواهد گرفت.

(2) شیطان در برخی متون عرفانی؛ کاملاً متفاوت از دیگر دیدگاه های کلامی تعریف شده است؛ که باید با دقت علمی و فهم صحیح، آن را هضم و فهم کرد. عرفا به دلیل نگاه توحیدی به هستی، نظر متکلّمان در رابطه با شیطان را نمی پذیرند و تعاریف بسیار متفاوتی از شیطان و نقش او در هستی ارائه می دهند که درک آن، حرکت کردن بر لبه تیغ تیز است و حتماً باید تحت نظر استاد علمی باشد.

جهت ارائه انتقادها و پیشنهادها، به آدرس زیر در تلگرام پیام دهید: 
Hgesler@

کتابنما؛ پویش ارائه محتوای کتاب‌ها در قالب متن، صوت و نما
بیان عیان 
بیان های عارفانه و عاقلانه 
https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A

پایگاه غزالی: http://www.ghazali.org/site-fa/index.html

حسین مازوجی
۲۷ دی ۹۵ ، ۱۲:۴۷ موافقین ۴ مخالفین ۰ ۸ نظر