بَیانِ عَیان

گفتارهای عاقلانه و عارفانه!

بَیانِ عَیان

گفتارهای عاقلانه و عارفانه!
بَیانِ   عَیان
بیان عیان، رسانه ای در حوزه علوم انسانی و در شاخه عرفان و دین است. مردم و جوانان امروز، خواهان تغذیه عقل و جان هستند تا در سایه سار این هوای پاک، جان هایشان را از غبارهای زمانه پاک سازند. عقل آنان را باید با برهان و جانشان را باید با عرفان سیراب کرد نه با خرافه و گزافه.
بیاییم با یکدیگر، محترمانه، صادقانه و در جهت کاهش معضلات، گفتگو کنیم. این تنها راه ممکن برای زیست انسانی است. بیاییم باور کنیم، افرادی که مثل ما فکر نمی کنند، الزاماً دشمن حقیقت نیستند. بیاییم باور کنیم، حقیقت الزاماً در چنگال! ما نیست.

[بیان عیان]

برای آگاهی از بروزرسانی [بیان عیان] لطفا ایمیل خود را در این قسمت وارد کرده و پنجره باز شده را تایید کنید. سپس ایمیل ارسال شده را باز کرده و لینک ارسال را بفشارید

Delivered by FeedBurner

پیوندهای مفید برای علاقمندان

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «آیین تائو» ثبت شده است


یک مسافر خوب، هیچ نقشه از قبل طراحی شده ای ندارد و برای رسیدن به مقصد خاصی سفر نمی کند. یک هنرمند خوب، به حسّ شهود خود اجازه می دهد تا او را به آنجا که می خواهد، راهنمایی کند. یک دانشمند خوب، رها از نظریه های مختلف، ذهن خود را به روی آنچه وجود دارد، باز می گذارد.

فرزانه در دسترس مردم است و به هیچ کس نه نمی گوید. او آماده است، تا از هر موقعیتی استفاده کند و هرگز هیچ چیز را به هدر نمی دهد. این، یعنی تجسم نور بودن.

 انسان خوب، کسی نیست جز آموزگاری برای انسان بد. انسان بد، کسی نیست جز چالشی برای انسان خوب! اگر این را درک نکنید، به حتم راه را گم می کنید؛ اگر چه بسیار باهوش باشید. این، راز بزرگ است. 


آنان که می دانند، خاموش باقی می مانند، آنان که نمی دانند،(مرتباً) سخن می گویند، دهانت را ببند، حواست را نادیده بگیر، زندگی ات را فراموش کن، گره هایت را باز کن. نگاهت را نرم و لطیف کن و گرد و خاکت را بتکان. این هویت اصلی توست، چون تائو باش. 

انسان، نرم و لطیف زاده می شود و به هنگام مرگ خشک وخشن می شود. گیاهان هنگامی که سر از خاک بیرون می آورند، نرم و انعطاف پذیرند، و به هنگام مرگ ، خشک و شکننده، پس هر که سخت و خشک است، مرگش نزدیک شده و هر که نرم و انعطاف پذیر، سرشار از زندگی است... . 

شکست یک فرصت است، اگر دیگران را مقصر بدانی، پایانی برای مقصر دانستن دیگران، وجود نخواهد داشت. فرزانه به وظائفش عمل می کند، و اشتباهاتش را اصلاح مینماید. او آنچه ضروری است، را به انجام می رساند، و از دیگران، چیزی طلب نمی کند. 

کلام حقیقت، عاری از آراستگی و کلام آراسته، از حقیقت خالی است. خردمندان نیازی نمی بینند تا منظورشان را اثبات کنند. آنان که سعی در اثبات نظرات شان( به هر نحوی و با تظاهرسازی) دارند، بویی از خرد نبره اند. فرزانه دارایی ندارد، هر چه بیشتر به دیگران یاری می رساند، شادتر می شود، هر چه بیشتر به دیگران می بخشد، غنی تر می شود. تائو بی اصرار و پافشاری، به دیگران قوت می بخشد. فرزانه با رها کردن میل به تسلط، رهبری می کند.

وقتی ثروتمندان، در رفاه اند؛ در حالی که کشاورزان زمین های خود را از دست می دهند، وقتی دولتمردان، بودجه های گزاف، صرف ساز و کارهای نظامی می کنند، وقتی طبقه بالا مصرف گرا و بی مسئولیت است، و وقتی فقرا، جایی برای تنظیم خواهی از این نابسامانی ندارند، اوضاع از هماهنگی با تائو، به در آمده است. 

اگر کشوری با شکیبایی اداره شود، آرامش و شرافت، بر آن حکمفرما می شود، اگر کشوری با سرکوب اداره شود، اندوه و نیرنگ بر آن حکمفرما می شود ، وقتی میل به قدرت، بر رأس امور است، هر چه ایده آل ها والاتر باشند، نتیجه اندک تر است، سعی کن مردم را خوشحال کنی، و به این ترتیب، اساس غم و اندوه ناپدید می شود. فرزانه از اینکه الگوی خدمت است، راضی و خشنود است، در تحمیل خواسته های خود تلاش نمی کند، صریح و واضح است، ولی نمی رنجاند، رک و رو راست است، و در عین حال انعطاف پذیر، فروزان و تابناک است، ولی نورش چشم را نمی زند(اذیت نمی کند).
https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A

حسین
۱۸ فروردين ۹۵ ، ۲۰:۳۱ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳ نظر

شهرت یا صداقت؛ کدام یک مهمتر است؟ ثروت یا شادی؛ کدامیک ارزشمندتر است؟ موفقیت یا شکست، کدام یک مخرب تر است؟ اگر برای خشنودی به دیگران وابسته باشید، هرگز خشنود حقیقی نخواهید بود، اگر شادیِ شما به پول و ثروت وابسته باشد، هرگز با خود شاد نخواهید بود. از آنچه دارید راضی باشید، و زندگی را همانگونه که هست جشن بگیرید. وقتی این را درک کنید، هیچ کاستی و نقصی وجود ندارد ، کل دنیا متعلق به شما خواهد بود.

بدون بازکردن درب خانه تان، می توانید دلتان را به روی جهان باز کنید. بدون نگاه کردن از پنجره خانه تان می توانید جوهره تائو را بشناسید . هرچه بیشتر بدانید، کمتر درک می کنید. فرزانه بدون ترک کردن جایی به مقصد می رسد. او بدون نگاه کردن، نور را می بیند و بدون انجام دادن کاری، آنچه لازم است بدست می آورد. در جستجوی دانش، هر روز چیزی به شما اضافه می شود، در تجربه تائو، هر روز چیزی از شما کم می شود، و کمتر و کمتر احتیاج پیدا می کنید، تا کارها را به زور به انجام برسانید و در نهایت به بی عملی می رسید. هنگامی که هیچ نمی کنید، چیزی ناتمام باقی نمی ماند. با اجازه دادن به رخدادها، درست همانگونه که رخ می دهند و دخالت نکردن در جریان روی دادنشان، فرزانگی پدیدار می شود.
هیچ چیز در این جهان، چون آب، نرم و انعطاف پذیر نیست، با این حال برای حل کردن آنچه سخت است، چیز دیگری یارای مقابله با آب را ندارد. نرمی بر سختی غلبه می کند، و لطافت بر خشونت. همه این را می دانند ولی کمتر کسی به آن عمل می کند.

https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A

حسین
۱۷ فروردين ۹۵ ، ۲۱:۰۵ موافقین ۴ مخالفین ۰ ۳ نظر

هنگامی که فرزانه حکومت می کند، مردم به ندرت متوجه وجودش می شوند. پس از فرزانه، بهترین حاکم، رهبری است که دوستش دارند. پس از او ، فرمانروایی است که از او می ترسند، و بدترین، کسی است که او را خوار می شمارند. اگر به مردم اعتماد نکنید، آنها را غیر قابل اعتماد می سازید. فرزانه سخن نمی گوید، عمل می کند. وقتی کارش به انجام می رسد، مردم    می گویند: « چه جالب! ما، خود، آن کار را انجام داده ایم!».

ابزار نظامی ابزار خشونت است. فرزانه از خشونت پرهیز می کند، ابزار نظامی، ابزار ترس است، فرزانه هرگز آن را بکار نمی برد، مگر در زمان اضطراری، و در صورت اجبار با کمال بی میلی آن را به کار می گیرد. صلح و دوستی والاترین ارزش است، اگر در صلح و دوستی خللی پیدا شود، او چگونه می تواند خشنود باقی بماند؟ دشمنان او دیوها نیستند بلکه انسان هایی هستند همانند او. او در آرزوی نابود شدن آنها نیست و هنگام پیروزی جشن نمی گیرد. او چگونه می تواند هنگام پیروزی و کشتن انسان ها به جشن و شادی بپردازد؟
فرزانه تلاش نمی کند قدرتمند شود؛ بنابراین قدرتمند حقیقی است. انسان عادی در تلاش برای رسیدن به قدرت است؛ بنابراین هرگز قدرت کافی بدست نمی آورد. فرزانه، هیچ نمی کند، با این وجود، چیزی ناتمام باقی نمی گذارد. انسان عادی همیشه مشغول کارهای مختلف است، با این وجود کارهای ناتمام زیادی دارد....
فرزانه به عمق توجه می کند نه به سطح، به میوه نه به گل. او از خود کاری نمی کند، در واقعیت تمرکز یافته، و خیالات باطلش از میان رفته است. فرزانه تسلیم آن چیزی است که لحظه حال برای او به ارمغان می آورد. او می داند که بالاخره خواهد مرد، و به هیچ چیز وابستگی ندارد. توهمی در ذهنش وجود ندارد. و مقاومتی در بدنش نیست. او درباره عملش فکر نمی کند، اعمال او از مرکز وجودش جاری می شوند، به گذشته اش نچسبیده؛ پس هر لحظه آماده مرگ است، همانطور که دیگران پس از یک روز کاری سخت برای خواب آماده اند. 

https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A
حسین
۱۵ فروردين ۹۵ ، ۲۰:۲۸ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰ نظر