بَیانِ عَیان

گفتارهای عاقلانه و عارفانه!

بَیانِ عَیان

گفتارهای عاقلانه و عارفانه!
بَیانِ   عَیان
بیان عیان، رسانه ای در حوزه علوم انسانی و در شاخه عرفان و دین است. مردم و جوانان امروز، خواهان تغذیه عقل و جان هستند تا در سایه سار این هوای پاک، جان هایشان را از غبارهای زمانه پاک سازند. عقل آنان را باید با برهان و جانشان را باید با عرفان سیراب کرد نه با خرافه و گزافه.
بیاییم با یکدیگر، محترمانه، صادقانه و در جهت کاهش معضلات، گفتگو کنیم. این تنها راه ممکن برای زیست انسانی است. بیاییم باور کنیم، افرادی که مثل ما فکر نمی کنند، الزاماً دشمن حقیقت نیستند. بیاییم باور کنیم، حقیقت الزاماً در چنگال! ما نیست.

[بیان عیان]

برای آگاهی از بروزرسانی [بیان عیان] لطفا ایمیل خود را در این قسمت وارد کرده و پنجره باز شده را تایید کنید. سپس ایمیل ارسال شده را باز کرده و لینک ارسال را بفشارید

Delivered by FeedBurner

پیوندهای مفید برای علاقمندان و محققان

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «آزاداندیشی» ثبت شده است


یک) اندیشه هایِ ذهنیِ "بی پشتوانه"(1) دینی از نظر معرفت شناسی، که مالامال از تقلید، ایستایی و سکون اند، گرچه آرامش نسبی را برای دینداران _ خصوصاً متولّیان دینی جامعه_ به ارمغان (!) خواهند آورد؛ اما در نهایت، به طوفانی ختم خواهند شد که دینداران عاشق را از لحاظ ذهنی در هم می شکند و "طوفانِ قاصمِ اندیشه های نو"، دین را که "قاسِم معرفت" بود، به کنج عزلت می نشاند و اینجاست که نقطه شروع "سکورالیزم معرفتی و سیاسی" (2) است. 
مهمترین دلیل (نه علت) (3) این چالش بزرگ، آن است که متولّیان دینی؛ گمان می کنند که با "دستوری کردنِ علم و معرفت و تمدّن سازی اسلامی"، می توانند ذهن ها را مشتاق معرفت دینی نگاه دارند، در حالی که نمی دانند با این کار، تیشه به ریشه معرفت خود می زنند؛ چراکه به میزانی که اندیشه های دینی، با معیارهای روز و اندیشه های جدید، در تقابل و تصادم و  ترافق قرار نگیرند، به طور خودکار، از ذهن  و ضمیر آدمیان رخت برخواهند بست و جای خود را به دیگر اندیشه ها خواهند داد. در این هنگام است که دیگر هیچ "بودجه کلانی" هم دوای این بیماری نخواهد شد، چراکه نوشدارویی است پس از فوت (نه وفات!) معرفت دینی (4). 

دو) تنها راه چاره برای حفظ سنت معرفت دینی، بها دادن به "آزادی محترمانه اندیشه ها" است که متاسفانه مورد بی مهری های فراوان قرار گرفته است. اینکه تا فردی، اندیشه ای برآورَد و کتابی بنویسد و از سر قصور یا تقصیر، "معرفت متفاوت" خود را  در "محیطی علمی" عیان کند، و عده ای، حتا تحمّل شنیدنش را هم نداشته باشند، از "تیغ بر کشیدن" بر اندیشه ها حکایت دارد که بر خلاف تصور رایج، مهمترین دلیلِ "زوال معرفت دینی" است.
توسعه معرفت و اندیشه دینی در دوران "تمدّنِ غیر دستوری" قرون ابتدایی اسلامی  و  همدم و همدل شدن با "دانش مزاجان" کجا، و دوران کنونی کجا که  "مزاج صفراوی ِداعش مزاجان" هماره در پی یافتن "ارتداد" در قلوب "همکیشانند!" (5)
دلیل این ترس و  واهمه از ورود اندیشه های جدید، آن است که "رهایی از یقین و یقین به رهایی" وجود ندارد. این واهمه را امثال "علامه طباطبایی" در مواجهه با مکتب مارکسیسم نداشتند، چراکه آنقدر در فلسفه و عرفان، ممحّض بودند که بدون تیغ برکشیدن و زخم وارد آوردن بر تن رقیب، با چند برهان فلسفی، پایه های مادی گرایی مارکسیسم را به لرزه درآوردند. 
پس تیغ کشیدن و محدود کردن "دگر اندیشان"، گرچه به خیال ِخام تهدیدگران و تحدیدگرایان، موجبات حفظ معرفت دینی را فراهم می آورد، اما در اصل، از ترس و واهمه و عدم یقین ایشان به "مکتب و مرام خویش"، حکایت دارد. 

سه) تیغ بر کشیدن، چاره کار نیست؛ بلکه تحمل کردن "تیغِ نقد" معرفت زا و مبارک است. تا نتوانیم اندیشه یکدیگر را تحمل کنیم و راهی به سوی مرافقت و مصاحبت بگشاییم، و از "من قال" ها به سوی "ما قال" ها گذر نکنیم، نمی توانیم امیدوار به بهبود "معرفت دینی در اذهان دینداران و طلبه ها" باشیم.
اینکه برخی طلبه ها، دچار "ارتداد خفی" شده اند به این دلیل است که: 
اولاً) باب ارتداد در نظر برخی بسیار گسترده شده است و به راحتی، دیگران را "مرتد" می خوانند! 
دوماً) اگر هم ارتدادی هست، نه از باب "کثافت روح و زمختی اندیشه و شوریدن بر حقیقت" بلکه از "شک مثبت و سازنده به اندیشه های راکد" است که اگر با "فراهم آوردن فضای محترمانه تبادل اندیشه" درمان نشود، قطعاً به "ارتداد حقیقی" منجر خواهد شد (6)

 پی نوشت ها:

(1) قید احترازی نه توضیحی
(2) سکورالیزم معرفتی به "دهری گرایی" و "دنیاویّت" ختم خواهد شد و سکورالیزم سیاسی به "جدایی" نهاد دین از نهاد دولت، و فرق این دو، از زمین تا آسمان است که غالباً خلط می شود. 
(3) "دلیل"، آن است که معلول خود را موجّه کند و علت تامّه آن باشد، اما علت، صرفاً مقارنت و معیت با معلول است. 
(4) "وفات"، از "توفّی" به معنای دریافت روح توسط ملائکه علیهم السلام است و با فوت؛ یعنی مرگ زیستی، تفاوت بسیار دارد. 
(5) لازم به توضیح است که مقصود نگارنده، نویسنده نوشته "ارتداد خفی طلاب" نیست بلکه معضلی است که از سوی برخی در جامعه مشاهده می شود. 
(6) یک نمونه تاریخی جالب از مواجهه "رئیس مکتب شیعه اثنی عشری" با ارتداد آن است که ابن ابی العوجاء ملحد، امام صادق علیه السّلام  را فردی " آرام و بردبار و خردمند" معرفی می کند نه کسی که خشم بر او چیره می شود. 

یک نمونه تاریخی: «مُفَضَّل» که از شاگردان امام صادق علیه السلام بود، روزی «ابن ابی العوجاء» (خدا ناباور) را دید و با شنیدن سخنان الحادی او، برآشفت و به او تندی کرد. ابن ابی العوجاء گفت: «... اگر از یاران جعفر بن محمدصادق  علیه السّلام هستی، ایشان این‌طور با ما مجادله نمی‌کند. ایشان گفتار ما را بارها شنیده اما دشناممان نداده و در پاسخ، از اندازه بیرون نرفته است. وی،  آرام، بردبار ، خردمند و متین است و هرگز خشم و سفاهت بر او چیره نمی‌شود. سخنان و دلایل ما را می شنود، ... آنگاه با کمترین سخن، دلایل ما را باطل می‌سازد و با کوتاه‌ترین کلام، حجّت را بر ما تمام می کند، چُنانکه دیگر نمی‌توانیم پاسخی دهیم. اینک تو اگر از اصحاب اویی، چُنانکه شایسته اوست با ما سخن بگو!». 

پیوند تلگرام #بیان_عیان: 
حسین
۱۰ فروردين ۹۷ ، ۱۱:۲۸ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر


دین به مجموعه‌ای از باورها درباره هستی، انسان و رابطه آن دو می پردازد که بخشی از آن، ناظر به گزاره‌های معرفتی و بخشی دیگر، ناظر به آموزه‌های عملی و اخلاقی است. همواره در طول تاریخ بین قرائت‌ها و برداشت‌های متفاوت از دین، اختلاف وجود داشته است. یکی از مهم‌ترین چالش‌ها، اختلافِ «بسنده کردن به ظواهر دینی یا فروشدن در بواطن» است. اولی معتقد به پایبندی حداکثری به متون و نصوص دینی (بدون اندکی تعقل) است و دومی از عقل و عشق سخن می‌گوید و نصوص را بر اساس آن تأویل و تفسیر می‌کند.
 
نقلی از یک واقعه تاریخی در زمان عیسی علیه السّلام:

پس از سپری شدن روزگارانی چند از ممنوعیت کار کردن در روز شنبه (سبت) که برای قوم یهود از سوی خدای حکیم وضع‌شده بود، مردم مجبور بودند همین یک روز را هم کار کنند وگرنه به‌سختی فوق‌العاده گرفتار می‌شدند. عده‌ای نزد عیسی آمده و بیان داشتند که چه کنیم؟ اگر کارکنیم، مخالف فرمان الهی است و اگر دست از کار بشوییم، به‌ سختی فوق‌العاده می‌افتیم.
عیسی علیه السلام باکمال آرامش فرمود: «شنبه برای انسان است نه انسان برای شنبه! دلیل وضع احکام توسط خداوند، سعادت انسان است و بس. حال که سعادت و زندگی شما درگرو کار کردن در روز شنبه (سبت) است، کارکنید!».

سخن عیسی علیه السلام نشان می‌دهد که فرمان‌های الهی، پشتوانه معرفتی و "حِکمی" دارند (نه حُکمی و جابرانه)؛ یعنی امور خشک و بی‌روح نیستند. آنچه خدا از دین‌داران انتظار دارد، فروشدن در باطن دریای دین و بهره‌گیری از یاقوت و مرجان‌های آن است نه اکتفا کردن به کف‌های روی آب. برخلاف تصور عده‌ای، خداوند حاکمی سلطه‌گر و نشسته بر صندلی قدرت نیست، بلکه لحظه‌لحظه با نفَس‌های مردم شریک است و سعادتشان را آرزومند! احکام او نیز از همین روح؛ یعنی همدمی با دم‌های مردم سرچشمه می‌گیرد.

تلگرام بیان عیان
https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A

حسین
۰۶ شهریور ۹۶ ، ۲۰:۱۰ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳ نظر

#پس_بدرنگ!(3)؛ تمدن آبشار نیست...

تمدن نوین اسلامی بیش از آنکه نیازمند بخشنامه و مصوبه و کارگروه باشد، تشنه فرهنگ «تحمل افکار متفاوت»، در فضایی عاقلانه، اخلاقی و معرفت زاست. فرهنگ و تمدن، آبشار نیست که بر سر مردمان بریزد، بلکه آبِ زلالی است که هر کس بر اساس توانایی خویش، به عمق آن فرو می شود و گوهر خویش را از آن آب زلال، صید می کند.
تا نتوانیم با یکدیگر گفتگو کنیم نمی توانیم امیدوار به شکل گیری تمدن باشیم.

#بیان_عیان
https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A
@bayanayan

حسین
۲۴ مرداد ۹۶ ، ۱۳:۵۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر


«تیغِ نقد و نقد تیغ» (گفتاری در آسیب شناسی روابط انسانی در حوزه اندیشه)

نقد، پدیده مبارکی است که در روزگار کنونی، در بین سیّاسان و اندیشمندان و حتی مردم عادی، بهترین و بهینه ترین شیوه تعامل است. نقد منصفانه، سنجه ای است بین نقاط قوت و ضعف یک اندیشه و مرام، و تنها به بیان ضعف ها و کاستی ها محدود نمی شود. بدین بیان، نقد به مانند شمشیر دولبه ای است که یک طرفش، تیز و دقیق است و ضعف ها را آشکار می کند؛ اما طرف دیگر آنچنان لطیف است که جز محبت و مِهر، حاصلی ندارد. ما باید باور کنیم که مردم نقدپذیری نیستیم! چه در حوزه روابط خانوادگی، چه در حوزه روابط اجتماعی و چه در حوزه روابط شخصی( یعنی رابطه خود با خود) و این یک نقص بزرگ در کارنامه ماست که باید جبران شود و دلایل متعددی دارد؛ از نابلدی در حوزه نقد گرفته، تا برخی خودخواهی ها، تنگ نظری ها، تکبرها و خودپسندی ها و ... .

بیان نقد و بررسی های علمی، به ما کمک می کند تا ذره ذره حجاب ها و نقاط تاریک ذهنی خود را نسبت به یک موضوع بزداییم و خالصانه تر، با یک موضوع یا هویت روبرو شویم و این مهم، می تواند به یک برکت بزرگ در حیات انسان امروزی بدل شود.

نقد کردن یک اندیشه و مرام علمی یا عملی، الزاماً بدین معنا نیست که آن اندیشه، دارای اشکال و نقصان است؛ بلکه ممکن است بدین معنا باشد که درک و فهم ما نسبت به آن اندیشه، دچار اعوجاج و اشکال شده است و حال اراده کرده ایم آن را بیان کنیم؛ یا می تواند بدین معنا باشد که نقد ما ناظر به فهم دیگران از یک موضوع است؛ پس نقد کردن الزاماً نقد کردن وجودشناسانه نیست؛ بلکه خیلی اوقات، نقد معرفت شناسانه است. به عنوان مثال عارفان اصیل، بزرگترین ناقدانِ خدا در اندیشه متکلمان و فیلسوفان و حتی فقیهان بوده اند؛ چراکه انتقاد ایشان، انتقاد از وجود خدا نبود؛ بلکه انتقاد از درک دیگران از خدا بود. عارفان در برابر افکار متکلمان و درکی که ایشان از خدا داشتند، کم کم به نظریه وحدت وجود سوق پیدا کردند (البته نه حلول ونه اتحاد!)؛ و با بیان عباراتی فنی و دقیق، خدا را رنگ و معنایی دیگر بخشیدند.  

شایان ذکر است، بستن راه نقد و بررسی های علمی، خصوصاً در حوزه معرفت دینی، گرچه در ابتدای راه، حس رضایت را در برخی دینداران پدید می آورد؛ اما این شیوه، در دراز مدت، به ضرر دینداران و دینمداران تمام خواهد شد؛ چرا که فهم آدمیان از موضوعات غیر دینی (مثلاً ماده گرایی یا هیچ انگاری)، خود را ذره ذره واضح تر و برهانی تر نشان خواهد داد و معرفت دینی، خواه ناخواه به حاشیه کشانده خواهد شد. همان اتفاقی که در جهان مسیحیت و در دوران رنسانس افتاد و به خاطر تندوری ارباب کلیسا و قضایای انکیزسیون، دین و معرفت دینی خواه ناخواه، رخت از ذهن آدمیان فروبست و به کنج عزلت خزید. این اتفاق نامبارک، به این دلیل بود که کشیشان و روحانیان مسیحی، به جای روی آوردن به «تیغِ نقد»، به «تیغ» روی آوردند و به جای آنکه راه حل های نو را تجربه کنند، دانشمندان را تهدید می کردند! در نتیجه، پشتوانه های نظریِ دین، کمرنگ شد و  مردم و طبقه فرهیخته، خودبخود با شنیدن استدلال ها و براهین مخالفِ معرفت دینی، به سمت گرایش های غیردینی یا حتی ضددینی کشیده شدند و در آخر، دین، دیانت و دینداران ضرر کردند!

اگر دینداران، باب نقد و انتقاد و بررسی های عقلی را نمی بستند، نه تنها منزوی نمی شدند؛ بلکه حرکت هایی چون داروینیسم و مارکسیسم را بهتر مدیریت می کردند! بنابراین بستن باب گفتگو و هیاهو و جنجال کردن، و شعارهای بدون پشتوانه، خصوصاً در روزگار کنونی، نه تنها کمکی به حفظ دین نخواهد کرد، بلکه دین را منزوی تر هم خواهد کرد. برخی مطالعات نشان می دهد که در برخی شهرستان ها، مقابله نسنجیده با برخی گروه ها و تفکرهای متفاوت، نه تنها موجب از بین رفتن ایشان نشده است، بلکه شیوه و مرام آنها را گسترش داده است!  

شایان ذکر است، در تاریخ صدر اسلام، از میان برداشتن مخالفان و کشتن آنها، مربوط به اندیشمندان و متفاوت اندیشان دینی نبود؛ بلکه تنها محدود به پیمان شکنان و حرمت شکنان بود و اکثراً هم جنبه دفاعی داشت. اینکه عده ای (مثلاً داعش) مجوز محدود کردن دگر اندیشان را در جهادِ اسلامی و کشتن دیگران می یابند، یک تفسیر ناآگاهانه از دیانت اسلام است. بارها و بارها، امام صادق یا امام رضا علیهماالسلام یا دیگر پیشوایان دینی، در جلسات مناظره فکری شرکت می کردند و بدون تیغ برکشیدن، برهان خود را ارئه می کردند و دلهای زیادی را به سمت اندیشه و معرفت دینی، جذب می کردند؛ هُنری که خیلی از دینداران امروزی ندارند و تنها با چسباندن واژه هایی چون کافر، نجس، پست، و مانند آن، فکر می کنند به دین و دیانت کمک می کنند؛ غافل از اینکه تیشه به ریشه دین می زنند. پس تیغ برکشیدن بر سرِ ناموافقان و دگراندیشانی که نه از روی هوی و هوس؛ بلکه از روی داشتن تفکری متفاوت با ما، در حال زیست انسانی هستند، نه مورد تأیید عقل است، نه شرع.

«نقدِ تیغ»؛ یعنی نقد همه خشونت ها و سختگیری های بی مورد، یعنی نقد همه فشارها و تنگناهای فکری، یعنی نقد تعصب و جمود. باید درک کنیم که با تیغ کشیدن، نه مردم ِ عاقلی خواهیم داشت و نه مردم دینداری؛ چراکه عاقل بودن و دیندار بودن، امری اختیاری است و نمی توان آن را به زورِ تیغ و دشنه برپا داشت. رسول اکرم صلّی الله علیه و آله، دین خود را «سهله سمحه» نامید؛ یعنی دینی که علی رغم داشتن قوانین و خطوط مشخص، اهل مدارا و محبت و صفاست نه تُرشرویی و تلخ خویی.

«تیغ نقد» بر خلاف «تیغ»، امر بسیار مبارکی است که نه تنها جلوی فسادهای سازمان یافته را می گیرد؛ بلکه هویت انسانی و تفکر بشری را رشد می دهد و یکی از بهترین ابزارها برای توسعه سازه تفکر آدمی است. هر فردی، ابتدا باید به انتقاد از خود بپردازد و آنگاه به جامعه خویش نظر کند و نقاط تاریک آن را با چراغ نقد روشن کند و بدین وسیله، تاریکی ها را به نور مبدل سازد.


بیان عیان 
بیان های عارفانه و عاقلانه 
https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A


حسین
۲۱ بهمن ۹۵ ، ۲۲:۴۷ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۷ نظر


یکی از آسیب های محیط های علمی آن است که برخی تنگ نظران، نقد و جرح علمی را برنمی تابند و تحقیق را زبون می شمارند و به جای آن، تقلید را ارج می نهند.
در این که تقلید، سرانجام به بن بست عقلی منجر خواهد شد همین نکته بس که اگر اصالت با تقلید باشد، دیگر همه مکتب ها، اندیشه ها و تمام پیروانشان، حق دارند که در آیین و کیش و تفکر خود بمانند و همگی به یک اندازه مُحقّ باشند و این یعنی بن بست اندیشه انسانی. 

تاریخ و سنت الهی نشان داده است که تنگ نظران همواره بوده اند و همواره هم خواهند بود و در هر جامعه ای هم نقش خود را ایفا می کنند، از جامعه شرقی گرفته تا غربی... .

 اما آنچه در نقد تنگ نظران می توان گفت:  اینان، گمان می کنند که متفاوت اندیشان، حتماً بیماری و مرضی دارند که مثل آنها فکر نمی کنند! یا الزاماً به جایی وابسته اند یا حتماً از کسی پول می گیرند و ... . انگار گمان می کنند که تفاوت اندیشه یعنی جرم و جنایت... . مزاج صفراوی مزاجانِ تنگ نظر گاهی آنچنان غلیظ می شود که دیگران را به جرم اظهار نظرهای روشمندانه در علوم مختلف، متهم به انواع رذایل و ذمائم می کنند و این رذیله فرهنگی در جوامعی که از فرهنگ مطالعه پایینی برخوردار هستند، بالاتر است. 

اما اگر متفاوت اندیشان، روشمندانه و مستدل، به حقیقتی رسیده باشند، نزد خداوند کریم، مأجورند(حتی اگر یافته شان درست نباشد). البته متفاوت اندیشان باید به نقدها و نظرهای دیگران هم نظر بدوزند و پذیرای مَحبّت علمی دیگران باشند. 

متفاوت اندیشان، نه در کف، سنگ دارند و نه با کسی جنگ؛ بلکه خواه ناخواه طور دیگری فکر می کنند! همین و بس... نه از کسی برای متفاوت بودن پول می گیرند، نه مزدور و وابسته هستند و نه مبتلا به بیماری های روانی...

بیاییم تفاوت اندیشه های روشمند را درک کنیم... . 

دو مصداق عینی مؤیِّد:

یک.دانشمندان علوم طبیعی در عصر شکوفایی علمی در غرب، نظراتشان مساوی با کفر و شرک بود اما 
اکنون این نظریات، نه تنها مساوی کفر و شرک نیست، بلکه دلیل توحید است! 

 
دو. 50 سال پیش علامه طباطبایی به خاطر دیدگاه های فلسفی از برخی ناسزا می شنید و الان، مورد تحسین است.
 


کتابنما/پویش ارائه محتوای کتب در قالب متن، صوت و نما

بیان عیان 
بیان های عارفانه و عاقلانه 
https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A


(1) مصرعَکی از دیوان شمس جلال الدین بلخی 

حسین
۲۵ دی ۹۵ ، ۱۳:۴۵ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۷ نظر