بَیانِ عَیان

گفتارهای عاقلانه و عارفانه!

بَیانِ عَیان

گفتارهای عاقلانه و عارفانه!
بَیانِ   عَیان
بیان عیان، رسانه ای در حوزه علوم انسانی و در شاخه عرفان و دین است. مردم و جوانان امروز، خواهان تغذیه عقل و جان هستند تا در سایه سار این هوای پاک، جان هایشان را از غبارهای زمانه پاک سازند. عقل آنان را باید با برهان و جانشان را باید با عرفان سیراب کرد نه با خرافه و گزافه.
بیاییم با یکدیگر، محترمانه، صادقانه و در جهت کاهش معضلات، گفتگو کنیم. این تنها راه ممکن برای زیست انسانی است. بیاییم باور کنیم، افرادی که مثل ما فکر نمی کنند، الزاماً دشمن حقیقت نیستند. بیاییم باور کنیم، حقیقت الزاماً در چنگال! ما نیست.

[بیان عیان]

برای آگاهی از بروزرسانی [بیان عیان] لطفا ایمیل خود را در این قسمت وارد کرده و پنجره باز شده را تایید کنید. سپس ایمیل ارسال شده را باز کرده و لینک ارسال را بفشارید

Delivered by FeedBurner

پیوندهای مفید برای علاقمندان

نقدِ تیغ و تیغِ نقد(2)

جمعه, ۱۰ فروردين ۱۳۹۷، ۱۱:۲۸ ق.ظ

یک) اندیشه هایِ ذهنیِ "بی پشتوانه"(1) دینی از نظر معرفت شناسی، که مالامال از تقلید، ایستایی و سکون اند، گرچه آرامش نسبی را برای دینداران _ خصوصاً متولّیان دینی جامعه_ به ارمغان (!) خواهند آورد؛ اما در نهایت، به طوفانی ختم خواهند شد که دینداران عاشق را از لحاظ ذهنی در هم می شکند و "طوفانِ قاصمِ اندیشه های نو"، دین را که "قاسِم معرفت" بود، به کنج عزلت می نشاند و اینجاست که نقطه شروع "سکورالیزم معرفتی و سیاسی" (2) است. 
مهمترین دلیل (نه علت) (3) این چالش بزرگ، آن است که متولّیان دینی؛ گمان می کنند که با "دستوری کردنِ علم و معرفت و تمدّن سازی اسلامی"، می توانند ذهن ها را مشتاق معرفت دینی نگاه دارند، در حالی که نمی دانند با این کار، تیشه به ریشه معرفت خود می زنند؛ چراکه به میزانی که اندیشه های دینی، با معیارهای روز و اندیشه های جدید، در تقابل و تصادم و  ترافق قرار نگیرند، به طور خودکار، از ذهن  و ضمیر آدمیان رخت برخواهند بست و جای خود را به دیگر اندیشه ها خواهند داد. در این هنگام است که دیگر هیچ "بودجه کلانی" هم دوای این بیماری نخواهد شد، چراکه نوشدارویی است پس از فوت (نه وفات!) معرفت دینی (4). 

دو) تنها راه چاره برای حفظ سنت معرفت دینی، بها دادن به "آزادی محترمانه اندیشه ها" است که متاسفانه مورد بی مهری های فراوان قرار گرفته است. اینکه تا فردی، اندیشه ای برآورَد و کتابی بنویسد و از سر قصور یا تقصیر، "معرفت متفاوت" خود را  در "محیطی علمی" عیان کند، و عده ای، حتا تحمّل شنیدنش را هم نداشته باشند، از "تیغ بر کشیدن" بر اندیشه ها حکایت دارد که بر خلاف تصور رایج، مهمترین دلیلِ "زوال معرفت دینی" است.
توسعه معرفت و اندیشه دینی در دوران "تمدّنِ غیر دستوری" قرون ابتدایی اسلامی  و  همدم و همدل شدن با "دانش مزاجان" کجا، و دوران کنونی کجا که  "مزاج صفراوی ِداعش مزاجان" هماره در پی یافتن "ارتداد" در قلوب "همکیشانند!" (5)
دلیل این ترس و  واهمه از ورود اندیشه های جدید، آن است که "رهایی از یقین و یقین به رهایی" وجود ندارد. این واهمه را امثال "علامه طباطبایی" در مواجهه با مکتب مارکسیسم نداشتند، چراکه آنقدر در فلسفه و عرفان، ممحّض بودند که بدون تیغ برکشیدن و زخم وارد آوردن بر تن رقیب، با چند برهان فلسفی، پایه های مادی گرایی مارکسیسم را به لرزه درآوردند. 
پس تیغ کشیدن و محدود کردن "دگر اندیشان"، گرچه به خیال ِخام تهدیدگران و تحدیدگرایان، موجبات حفظ معرفت دینی را فراهم می آورد، اما در اصل، از ترس و واهمه و عدم یقین ایشان به "مکتب و مرام خویش"، حکایت دارد. 

سه) تیغ بر کشیدن، چاره کار نیست؛ بلکه تحمل کردن "تیغِ نقد" معرفت زا و مبارک است. تا نتوانیم اندیشه یکدیگر را تحمل کنیم و راهی به سوی مرافقت و مصاحبت بگشاییم، و از "من قال" ها به سوی "ما قال" ها گذر نکنیم، نمی توانیم امیدوار به بهبود "معرفت دینی در اذهان دینداران و طلبه ها" باشیم.
اینکه برخی طلبه ها، دچار "ارتداد خفی" شده اند به این دلیل است که: 
اولاً) باب ارتداد در نظر برخی بسیار گسترده شده است و به راحتی، دیگران را "مرتد" می خوانند! 
دوماً) اگر هم ارتدادی هست، نه از باب "کثافت روح و زمختی اندیشه و شوریدن بر حقیقت" بلکه از "شک مثبت و سازنده به اندیشه های راکد" است که اگر با "فراهم آوردن فضای محترمانه تبادل اندیشه" درمان نشود، قطعاً به "ارتداد حقیقی" منجر خواهد شد (6)

 پی نوشت ها:

(1) قید احترازی نه توضیحی
(2) سکورالیزم معرفتی به "دهری گرایی" و "دنیاویّت" ختم خواهد شد و سکورالیزم سیاسی به "جدایی" نهاد دین از نهاد دولت، و فرق این دو، از زمین تا آسمان است که غالباً خلط می شود. 
(3) "دلیل"، آن است که معلول خود را موجّه کند و علت تامّه آن باشد، اما علت، صرفاً مقارنت و معیت با معلول است. 
(4) "وفات"، از "توفّی" به معنای دریافت روح توسط ملائکه علیهم السلام است و با فوت؛ یعنی مرگ زیستی، تفاوت بسیار دارد. 
(5) لازم به توضیح است که مقصود نگارنده، نویسنده نوشته "ارتداد خفی طلاب" نیست بلکه معضلی است که از سوی برخی در جامعه مشاهده می شود. 
(6) یک نمونه تاریخی جالب از مواجهه "رئیس مکتب شیعه اثنی عشری" با ارتداد آن است که ابن ابی العوجاء ملحد، امام صادق علیه السّلام  را فردی " آرام و بردبار و خردمند" معرفی می کند نه کسی که خشم بر او چیره می شود. 

یک نمونه تاریخی: «مُفَضَّل» که از شاگردان امام صادق علیه السلام بود، روزی «ابن ابی العوجاء» (خدا ناباور) را دید و با شنیدن سخنان الحادی او، برآشفت و به او تندی کرد. ابن ابی العوجاء گفت: «... اگر از یاران جعفر بن محمدصادق  علیه السّلام هستی، ایشان این‌طور با ما مجادله نمی‌کند. ایشان گفتار ما را بارها شنیده اما دشناممان نداده و در پاسخ، از اندازه بیرون نرفته است. وی،  آرام، بردبار ، خردمند و متین است و هرگز خشم و سفاهت بر او چیره نمی‌شود. سخنان و دلایل ما را می شنود، ... آنگاه با کمترین سخن، دلایل ما را باطل می‌سازد و با کوتاه‌ترین کلام، حجّت را بر ما تمام می کند، چُنانکه دیگر نمی‌توانیم پاسخی دهیم. اینک تو اگر از اصحاب اویی، چُنانکه شایسته اوست با ما سخن بگو!». 

پیوند تلگرام #بیان_عیان: 

نظر شما چیه؟!  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">