[بَیانِ عَیان]

گفتارهایی عاقلانه و عارفانه!

[بَیانِ عَیان]

گفتارهایی عاقلانه و عارفانه!

[بیان عیان]

[بَیانِ عَیان]
بیان عیان، رسانه ای در حوزه علوم انسانی و در شاخه عرفان و دین است. مردم و جوانان امروز، خواهان تغذیه عقل و جان هستند تا در سایه سار این هوای پاک، جان هایشان را از غبارهای زمانه پاک سازند. عقل آنان را باید با برهان و جانشان را باید با عرفان سیراب کرد نه با خرافه و گزافه.
بیاییم با یکدیگر، محترمانه، صادقانه و در جهت کاهش معضلات گفتگو کنیم. این تنها راه ممکن برای زیست انسانی است. بیاییم باور کنیم افرادی که مثل ما فکر نمی کنند، الزاماً دشمن حقیقت نیستند. بیاییم باور کنیم که حقیقت الزاماً در چنگان و چنگال ما! نیست.

طبقه بندی موضوعی

پیوندها

پس بدرنگ(15) احساس دینی و دین احساسی!

چهارشنبه, ۲۹ شهریور ۱۳۹۶، ۱۲:۳۰ ق.ظ

نوع و جنس دین‌مداری دین‌داران، اثر زیادی در روش سلوکی ایشان داشته و یکی از مهم‌ترین عوامل  رشد یا انحطاط آن دین به شمار می‌رود. چه بسیار دین‌دارانی که ادیان باطل را برگزیدند، اما با سلوک و رفتار خود، موجب سرافرازی دین باطل خود شدند و چه‌بسا دین‌دارانی که در طریق دین حق بودند، اما با رفتارها و گفتارهایشان، موجبات زوال آن دین را فراهم کردند. در این نوشته، به دو گونه دین‌مداری پرداخته‌شده است.

دین اسلام مفتخر است که در فضای خرافی و متعصبانه اعراب جاهلی ـ که فهم دقیق آن  تنها با خواندن تاریخ میسر است ـ معارفی از جنس عقل را به آدمیان هدیه داد که ایشان را به‌کلی از آن جهالت‌ها رهاند و کار به‌جایی رسید که در دوره درخشان تمدن اسلامی به مدد تلاش متفکران، دین به  کمال اجتماعی خود رسید. در این شکل‌گیری، نه بخشنامه‌ای در کار بود، نه تبلیغاتی، نه ردیف بودجه‌ای، و نه محتسب و محبسی؛ بلکه این تمدن، حاصل تلاش مستمر و اصیلی بود که در سنت اسلامی در قرن‌های پیش شکل گرفت و متأسفانه به دلایل مختلف روبه افول نهاد(1).

عقل و حکمت و خرد، در کنار عشق و عرفان، شالوده و اساس دین اسلام است و هر آنچه به این شالوده آسیب برساند، خطرزاست. تاریخ اثبات می‌کند، هر گروهی که به نام دفاع از دین، از روش‌های غیرعقلانی استفاده کند، گرچه ممکن است در کوتاه‌مدت، جَوَلان و هیجانی در اذهان آدمیان به‌جا بگذارد؛ اما درنهایت به انزوا کشیده خواهد شد.  

احساس دینی همان شور و عشقی است که با پشتوانه عقل و حکمت، معجزه و معجون دین است؛ اما مشکل ازآنجا آغاز می‌شود که «احساس دینی» به «دین احساسی» تبدیل می‌شود و قوانین، اصول و پایه‌های مذهب، در بستر احساسات دین‌داران، دستخوش تغییر می‌شود؛ همان احساساتی که کاملاً شخصی و منفعت طلبانه بوده و تیشه به ریشه دین می‌زند.

باید توجه کرد که شیطان، تنها به زنا و ریا و ربا امر نمی‌کند، بلکه گاهی به خرافات و احساسات بدون پشتوانه عقلی فرمان می‌دهد تا دین‌داران را از وجوه اساسی‌تر دین بازبدارد. در حقیقت، پایه و اساسِ «دین احساسی» دعوت شیطان به فاصله گرفتن از عقل و خرد، و هم‌آغوشی با جهل و خرافه است. شیطان با پروراندن غلو، خرافه، احساسات شخصی، تمایلات درونی، خیال‌پردازی و وهم گرایی، در برخی دین‌داران نفوذ می‌کند و ایشان را ذره‌ذره از کمال دور می‌سازد؛ طوری که حتا خودشان هم متوجه نشوند.

 

در اینجا به دو نمونه از تقابل «احساس دینی» و «دین احساسی» اشاره می‌شود:

یک. نقل‌شده است که آیت‌الله حق‌شناس (از عرفای بنام) در دوران طلبگی خود، اهل نماز شب و تهجد بودند. روزی  «هم حجره» ایشان  می‌گوید که من راضی نیستم شما برای نمازشب، بیدار شوید؛ چون بیدار شدن شما با سروصدا همراه است و من اذیت می‌شوم. شما فقط حق داری برای اذان صبح بیدار شوید.

دین احساسی در این موقع چه قضاوتی دارد؟ شیطان و دین احساسی در این هنگام، به نماز شب و تهجد امر می‌کند و به آدمی می‌گوید: «شما باید نماز شب بخوانی و اگر هم‌حجره‌ای شما بیدار نمی‌شود، از بی‌ایمانی اوست! چه معنی دارد که طلبه علوم دینی، نماز شب نخواند؟!».

اما آیت‌الله حق‌شناس، به جهت حفظ حقوق هم‌حجره‌ای خود، نماز شب را ترک می‌گوید و آن را در وقت دیگر، قضا می‌کند و این‌چنین می‌شود که با پیروی از «احساس دینی» و فاصله گرفتن از «دین احساسی»، به مقامات والا می‌رسد.

دو. اُوِیْس قرن، از عاشقان حضرت ختمی‌مرتبت بود و برای زیارت حضرت رسول، از یَمَن به محل زندگی پیامبر شتافت تا ایشان را زیارت کند. وقتی‌که به مقصد رسید، مقصودش را نیافت. منتظر ماند، بلکه پیامبر را ببیند اما خبری نشد. به یاد قولی که ظاهراً به مادرش داده بود افتاد و مجبور شد برگردد. اویس، برخلاف امر شیطان، و علی‌رغم شوقش به زیارت پیامبر، برگشت و به عهدش وفا کرد. او هرگز پیامبر را ندید اما با رابطه معنوی خود، سرسلسله اویسی مسلکانی شد که معتقدند وجود جسمانی استاد معنوی برای سلوک لازم نیست و می‌توان از پیران گذشته برای معنویت، کمک جست. نقل است که پیامبر درباره اویس فرمود که من بوی خدا را از یَمَن می‌شنوم: إنّی أشَمّ رائِحَةَ الرَّحمنِ مِن قِبَلِ الیَمَن.

ابوسعید ابوالخیر:

گر در یمنی، چو با منی، پیش منی!

گر پیش منی، چو بی منی، در یمنی!

 من با تو چُنانم، ای نگار یمنی!

 خود در غلطم، که من توام یا تو منی!

آفت جامعه امروز ما آن است که برخی، به‌جای ترویج «احساس دینی»، به ترویج « دین احساسی»  می‌پردازند و دائماً هم گله‌مندند که چرا نسل جوان از دین‌گریزان شده‌اند. اینان نمی‌داند که افکار و اعمال ایشان، اگر مالامال از عقل و حکمت و برهان و عرفان شود، دیگر چه کسی خواهد ماند که از دین و دین‌مداری بگریزد؟

(1) شاید بتوان دوره کنونی را یکی از پرآسیب‌ترین دوران زیست مسلمانان نامید؛ چراکه مشکلات فراوانی گریبان گیر دنیای اسلام شده است و متأسفانه وحدت و انسجام کافی نیز برای حل این مشکلات دیده نمی‌شود. سایه سیاست و تحجر، گلوگیر معرفت دینی شده و علاوه بر آن، چالش و کلنجار دین سنتی با دنیای مدرن، بر مشکلات افزوده است.  

تلگرام بیان عیان

https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8IaMsFjs0vwZw

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">