[بَیانِ عَیان]

گفتارهایی عاقلانه و عارفانه!

[بَیانِ عَیان]

گفتارهایی عاقلانه و عارفانه!

[بیان عیان]

[بَیانِ عَیان]
بیان عیان، رسانه ای در حوزه علوم انسانی و در شاخه عرفان و دین است. مردم و جوانان امروز، خواهان تغذیه عقل و جان هستند تا در سایه سار این هوای پاک، جان هایشان را از غبارهای زمانه پاک سازند. عقل آنان را باید با برهان و جانشان را باید با عرفان سیراب کرد نه با خرافه و گزافه.
بیاییم با یکدیگر، محترمانه، صادقانه و در جهت کاهش معضلات گفتگو کنیم. این تنها راه ممکن برای زیست انسانی است. بیاییم باور کنیم افرادی که مثل ما فکر نمی کنند، الزاماً دشمن حقیقت نیستند. بیاییم باور کنیم که حقیقت الزاماً در چنگان و چنگال ما! نیست.

طبقه بندی موضوعی

پیوندها



تاکنون اندیشیده‌اید که انگیزه یا انگیزه‌های آدمی از "گناه کردن" چیست؟ نادانی؟ غفلت؟ خیره‌سری؟ لجبازی و دشمنی با خدا؟ لجبازی با خود یا دیگران؟ 

این نوشته به هیچ‌یک از عوامل بالا نمی‌پردازد؛ بلکه پرده از عاملی به نام "روان آدمی" برمی‌دارد. تاکنون اندیشیده‌ایم که "فشار روانی" نیز «می‌تواند (ممکن است)» به انجام گناه منجر شود؟ حدیثی در اصول کافی مرحوم کلینی از پیامبر اکرم نقل‌شده است که به این موضوع مرتبط است:

«کاد الفقر ان یکون‏ کفرا...: چه نزدیک است که فقر به کفر بیانجامد...». (اصول الکافی، ترجمه کمره‏اى، ‏ج 5، ص 640)

راوندى در کتاب شرح‌الشّهاب: «مقصود این است که فقیر براثر سختى حال خود و عیالش در معرض این است که به دزدى و خیانت و غصب افتد و بسا راه ببرد و مسلمان را بکشد و به خدمت ظلمه (ظالمان) درآید و از غضب و ظلم نان بخورد...».

به‌راستی نقش روان و فشارهای ناشی از آن در انجام گناه تاچه اندازه مؤثر است؟ 

گناه در هیچ صورتی موجّه نیست اما وجود عواملی مانند فشار و خلأ روانی، خواه‌ناخواه نرخ گناه را در جامعه افزون خواهد کرد. برای مثال، فقیری را تصور کنید که با انواع مشکلات مالی روبروست و به همین دلیل، ذهن آشفته‌ای دارد. او با این ذهن آشفته، برای حل مشکل خود، ممکن است به راه‌هایی دست بزند که ما آن را گناه می‌نامیم؛ اما اگر برای این فقیر، بستر مناسب مادی مهیا می‌شد، بازهم با همین حرص و ولع، در پی گناه می‌رفت تا ذهنش را آرام کند؟ به‌عبارت‌دیگر، خیلی اوقات آدمیان با انجام گناه، به دنبال آرام کردن ذهن خود هرچند به‌طور موقت هستند. همانطور که اشاره شد، عامل روانی، دلیل موجهی برای ارتکاب به گناه نیست اما بی‌شک، جامعه‌ای که تعداد بیکاران، افسردگان، تنهایان، بی‌پناهان و بی‌سرپرستان، معتادان، طلاق گرفتگان بیشتری دارد، طبیعتاً آمار جرم و جنایت و گناه هم در آن بالاتر خواهد بود. بنابراین نباید از افزایش گناه در جامعه، الزاماً "بی‌خدایی مردم یا دهن کجی آنها به مقدسات"را نتیجه بگیریم.

اینجاست که نقش روانشناسان و حتا روان‌پزشکان در بهبود وضعیت گناه در جامعه، حیاتی می‌نماید. تنها نباید انتظار داشت که مردم جامعه صرفاً با بیان احادیث و آیات قرآن، دست از گناه بشویند، بلکه گاهی اقدامات جدی‌ و عمیق‌تری لازم است که در این خصوص، باید از علم جامعه شناسان، روانشناسان و دیگرانی از این دست، استفاده کرد تا به لایه های عمیق تری از علت افزایش گناه و جرم در جامعه پی برد. 

تجربه نشان داده است برخوردهای سطحی، شتابزده، دفعی و خشونت زا، محدود کننده و تبعیض آور نه تنها اثری در کاهش گناه و جرم در جامعه نداشته است، بلکه گاه تاثیرات منفی نیز در پی داشته است. 

😭بابا من شیطان صفت نیستم...😭


🔹بی‌پرده:

🔸یک.اخیرا به طور اتفاقی در تلگرام، با پسر جوانی آشنا شده‌ام که میل به مفعول شدن دارد. او در خانواده‌ای مذهبی بزرگ شده، حافظ بخشی از قرآن است اما گاه فوران خواهش جنسی وی را بی‌تاب می‌کند. چه کند؟ مگر اصل ِمیل داشتن یا نداشتن، به اختیار اوست؟ او دربه‌در به دنبال راه حلی است تا بلکه از این فوران و هیجان جنسی، خود را در امان نگه دارد.

🔸دو.طبق آمار رسمی، در کشور ایران حدود 13 ملیون! جوان مجردی وجود دارند که توقع ازدواج از آنها می رود. امیدوارم 13ملیون جوان را در اوج خواهش جنسی و عاطفی، خوب تصور کنید.  

🔶سه. همچنین تصور کنید، چند درصد از این تعداد، توانایی دارند اولاً به گناه نیفتند، دوماً خلأ عاطفی پیدا نکنند. 

🔸چهار. همچنین بیاندیشید چندنفر از این تعداد، آرزوی سلامتی دامن و روح دارند و چند درصد برخلاف دسته اول، اتفاقا افسردگی و آلودگی دامن و روح را مشتاقند؟ 

🔸پنج. همچنین بیاندیشید که چند درصد از جمعیت مورد اشاره، به گناه افتاده‌اند؛ اما نه قصد دشمنی با خدا و رسول را داشته‌اند نه نیت شیطانی داشته اند، اما به هر علتی دچار گناه شده‌اند.

🔸شش. حال برگردیم به قضیه آن جوان نخست. چقدر از جوان‌ها هستند که مانند اویند و از شرم آبرو و ... مشکل خود را مطرح نمی‌کنند و اگر هم بخواهند مطرح کنند، افراد مناسبی را در کنار خود نمی یابند. "مطرح نکردن" همان و پیدایش معضلات بعدی همان.

🔸هفت. به راستی، شیطان صفت نامیدن پسران و فاحشه خواندن دختران کار ساده‌ای است که متاسفانه بخشی از جامعه روحانیت هم چنین رویکردی دارند اما باید دانست که در نهاد و نهان اکثر این جوان‌ها این نکته برق می‌زند که: "بابا بخدا من شیطان صفت نیستم، اما بگو چه کنم؟"

تلگرام بیان عیان

https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8IaMsFjs0vwZw

نظرات  (۴)

با موضوع مطرح شده در این پست کاملا موافقم 

این جمله به نظر من کلی نیست و به صورت موردی ممکنه که صدق کنه: خیلی اوقات آدمیان با انجام گناه، به دنبال آرام کردن ذهن خود هرچند به‌طور موقت هستند
چرا که خیلی اوقات هست که آدمیان به دلیل فقر و مشکلات و معضلاتی که پس از آن می‌آید به گناه می‌افتند و به دنبال حل بحران‌های روانی خود دست به گناه می‌زنند.

نکته دیگه ای که به ذهنم میرسه اینه که کلید حل این مشکل روانشناس و روان پزشک نیست!!! بلکه در وهله اول مسئولینی هستند که با تصمیمات اشتباه خودشون موجبات فقر و سپس اختلاف طبقاتی را به وجود آوردند! و از سوی دیگر هم با رها کردن تولیت فرهنگی جامعه بر این شرایط دامن زدند.

پاسخ:
سلام خمارجان! ممنون. 
۰۷ مهر ۹۶ ، ۰۰:۱۳ حصار آسمان
منم موافقم
جوونها مشکل دارن. جامعه مشکل داره. درآمد نیست! فقر بیداد میکنه! شکاف طبقاتی روز به روز بیشتر میشه. در حالی که عده ای به تعداد ثانیه های روز، یار و شریک و همخواب انتخاب میکنن و دامنشون رو آلوده، عده ای یا مجبورن رو به خود ارضایی و تجاوز بیارن یا تحمل کنن
در شرایط فعلی جامعه، واقعا انتظار تحمل کردن خیلی دور از دسترسه! جوونا دیگه امیدی برای زندگی ندارن. بیکاری که باشه، ذهنشون فاسد میشه، میگنده. افسردگی که گرفتن، برای فرار از فکر و خیال به هر گناهی ممکنه روی بیارن.... بله آدم باید خودش عاقل باشه. ولی فرض بشه وقتی جوونی دیگه به ایندش هیچ امیدی نداشته باشه، چطور میخواد زندگیشو سر و سامون بده؟!
پاسخ:
سلام. البته هنوز هم دیر نشده و جوانان بسیاری هستند که سالم اند و امیدوار. اوضاعی که بدان اشاره کردید بیشتر در شهرهای بزرگ است و البته قابل اصلاح. البته کمی هم اغراق فرمودید!!! سپاس
۰۷ مهر ۹۶ ، ۰۱:۰۱ تکراری Tekrari
خدا خیرتان دهد
دقیقا مشکلی که برخی از بچه مذهبی هایمان دچار هستند، همین نوع دیدگاه نسبت به افرادی است که ظاهر مناسب ندارند و یا گناه علنی انجام می دهند. خیلی ها حتی با نیت خیر، و برای امر به معروف و نهی از منکر، وارد می شوند اما در نهایت با برچسب زدن فاحشه و فاسد و ... سبب جبهه گیری شخص گناه کار می شوند. بدون اینکه لحظه ای خود را در موقعیت طرف مقابل فرض کرده باشند.

امر به معروف و نهی از منکر لازمه ی بقای جامعه ی اسلامی است، اما به قول حضرت آقا، "با زبان خوش، نه ایجاد نفرت"...

به قول دوستی "موقعیت نبود؛ گناه نکردیم!
تَوَهُم تقوا برمان داشت!"

اللهم اهدنا الصراط المستقیم
پاسخ:
سلام. سپاس از نظرتان که تکمیل کننده خوبی بود.
همش حرف حقه همش
ممنون که روشنگری میکنید
پاسخ:
سپاس

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">