بَیانِ عَیان

گفتارهایی عاقلانه و عارفانه!

بَیانِ عَیان

گفتارهایی عاقلانه و عارفانه!
بَیانِ عَیان
بیان عیان، رسانه ای در حوزه علوم انسانی و در شاخه عرفان و دین است. مردم و جوانان امروز، خواهان تغذیه عقل و جان هستند تا در سایه سار این هوای پاک، جان هایشان را از غبارهای زمانه پاک سازند. عقل آنان را باید با برهان و جانشان را باید با عرفان سیراب کرد نه با خرافه و گزافه.
بیاییم با یکدیگر، محترمانه، صادقانه و در جهت کاهش معضلات گفتگو کنیم. این تنها راه ممکن برای زیست انسانی است. بیاییم باور کنیم افرادی که مثل ما فکر نمی کنند، الزاماً دشمن حقیقت نیستند. بیاییم باور کنیم که حقیقت الزاماً در چنگان و چنگال ما! نیست.

【حسین مازوجی-کارشناسی ارشد تصوف و عرفان اسلامی دانشگاه ادیان و مذاهب قم، طلبه سطح 1 حوزه علمیه قم】

طبقه بندی موضوعی

پیوندها

کاوِشی در لذت طلبی انسان

پنجشنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۵، ۱۱:۲۹ ب.ظ


حاشیه:

لذت، موضوع مهمی در روانشناسی، فلسفه، و عرفان است که تحقیقات بسیاری را به خود اختصاص داده است. پُر بیراه نیست اگر بگوییم انسان از بدو تولد، در پی کسب لذت است؛ چراکه لذت طلبی، در ذات انسان است. برخی از خواب زیاد لذت می برند، برخی از مسخره کردن دیگران، برخی از ورزش، برخی از اعتیاد، برخی از خواندن کتاب، برخی از کمک به دیگران، و برخی... . براستی لذت های ما چیست؟! کدامش در مسیر صحیحی است و کدامش نه؟

لذت، امری است که انسان همواره با آن درگیر است و نمی تواند از آن فرار کند. حتی کسی که در بیمارستان، نگران و مضطرب است تا از سرنوشت یکی از بستگانش آگاهی پیدا کند، در همین نگرانی و اضطراب، واکنش هایی از جنس محبت و دوستی دارد و در عین سختی و اضطراب، لذت می برد!  گاه می شود که انسان در خوشی ها، کمتر از وقت سختی و کار و تلاش لذت می برد! فرد میلیاردری را تصور کنید که اکنون بر صندلی استخر مکانیزه شخصی خود در بهترین نقطه دنیا نشسته است، و به افق! خیره شده است؛ اما دائماً حسرت روزهایی را می خورد که به سختی تلاش می کرد، عرق می ریخت و غذای ساده ای می خورد و زود خوابش می برد.  

 

متن:

ابوحامد محمدغزالی در کتاب کیمیای سعادت، لذات قُوای آدمی(1) را به چهار دسته، تقسیم می کند که لب لباب آن را درپی می آید:

اول: قوه شهوت که منشاء پلیدی، بی شرمی، حرص، چاپلوسی، نفاق، خساست، حسد، شماتت و مانند آن است. ایشان خوک را مصداق بارز و روشن این صفات می دانند. هرچه انسان در شهوت طلبی غرق شود، به همان میزان برخی یا همه صفات گفته شده را پیدا می کند، اما اگر انسان بر این قوّه غلبه کند، آنگاه است که قناعت، خویشتن داری، شرم(2)، پارسایی و بی طمعی در وجود او ریشه می دواند. انسانی که دائماً در حیطه قوای شهوت گام برمی دارد، لذت خود را در این امور می یابد و به صفات گفته شده، خو می گیرد. او تمام زندگی خود را در خوردن و پوشیدن و نوشیدن و ... می یابد و به هیچ لذت فراتر دیگری فکر نمی کند!

 

دوم: قوه غضب که منشاء کبر و تکبر، تهوّر(بی باکی، خیره سری و شارلاتان‌بازی!)، مکر و حیله،  عُجب و خودبینی، ظلم، خوارپنداشتن خلق، و مانند آن است، و نماد این قوه، در حیوانات، سگ است. لذت یک قدّاره کش و زورگیر آن است که دیگران را خِفت کند و از آنها باج گیری کند، عربده بکشد و خودی نشان دهد. اما اگر انسان، ضد سگِ نفس عمل کند، به لذات برتری می رسد که ضدّ آن صفات پیشین است(3)؛ یعنی: صبر، بردباری، عفو، ثبات و استقامت، شجاعت و شهامت (نه شارلاتان بازی!)، کَرَم.

 

سوم: قوه شیطان؛ که در پی برانگیختن شهوت و غضب آدمی است و به نوعی مدیر برنامه انسان لذت طلب است تا لذت هایش را به سمت و سوی دیگری بکشاند. حیله و مکر، خیانت، بیهوده گویی، بدسیرتی، نفاق، و مانند آن از آثار قوه شیطان است. البته اگر انسان، با چنین قوه ای به مقابله برخیزد، و لشکر عقل را یاری کند(4)، صفاتی چون زیرکی و فراست، معرفت و علم، نیکویی با خلق و خواستن صلاح کار ایشان، در وجود او پدید می آید.

می توان با مهار زدن عقل بر لذاتِ دون، به لذات والاتری رسید که برآمده از قوه عاقله و ناطقه آدمی است. سعادت آدمی در معرفت خدای تعالی است؛ چرا که سعادت هرچیزی، غایت لذت و راحت نفس انسانی است، اما منظور از نفس در این مقام، فس پلید نیست بلکه نفس ناطقه انسانی است. لذت غضب در انتقام کشیدن است؛ اما لذت نفس ناطقه انسانی، در معرفت و شناخت کبریایی خدای تعالی است؛ چراکه هیچ موجودی شریف تر از او نیست و به حقیقت، او مالک و مَلِک این هستی است(5)؛ پس هیچ معرفت، از این معرفت، شریفتر و لذیذتر نیست و هیچ نظاره، خوشتر از نظاره حضرت ربوبیت نباشد و آنکس که محبت خدای را با محبت چیزهای دیگر عوض کرده است، در راه هلاکت است؛ چراکه تمام تعلقات، با مرگ نابود می شود.

 


(1) برای خواندن مطلب مرتبط با این موضوع به اینجا بروید! 

(2) برخی تقوا را «شرم از خدا» معنا کرده اند؛ نه «ترس از خدا»؛ بدین معنا که انسان متقی، از نافرمانی حق شرمگین می شود؛ همانند کودکی که نزد پدرش از کار زشت خویش، شرمناک شده و صورتش سرخ می شود. به نظر می رسد چنین دیدگاهی، اصالت بیشتری دارد؛ چرا که خداوند، در حقیقت موجود ترسناک و وحشتناکی نیست؛ بلکه عظمت و کبریایی اوست که باید انسان را وابدارد تا خود را از بدی ها حفظ کند. نقل شده است که امام علی علیه السّلام در همین زمینه می فرمایند: «فَاتَّقُوا اللَّهَ عِبَادَ اللَّهِ وَ فِرُّوا إِلَى اللَّهِ مِنَ اللَّه‏»؛ یعنی تقوا به معنای پناه بردن به دامان خداست نه هراسیدن از او؛ بدین معناکه انسان از خدا می ترسد؛ اما در دامان او جای می گیرد و از ترسِ خدا، به سوی خدا فرار می کند!

(3) یکی از راهکارهایی که عالمان اخلاق و عارفان برای از بین بردن بدی ها شمره اند، عمل کردن برخلاف بدی هاست. مثلاً کسی که زود از دیگران تنفر پیدا می کند یا دیگران را کوچک و خُرد می بیند، اگر بخواهد چنین صفتی را مهار کند، باید صفت مقابل آن را تقویت کند؛ یعنی به دیگرانی که آنها را کوچک می دارد یا از آنها متنفر است، متواضعانه نیکی و محبت کند و آنقدر این کار را ادامه دهد تا آن حالت از وجود او رخت بربندد. در همین زمینه حضرت رسول صلّی الله علیه و آله می فرمایند که بدی را با خوبی از بین ببرید و محو کنید. عموماً برداشت ما از این حدیث آن است که اگر کار بدی انجام دادید، پس از آن کار خوبی انجام دهید مثلاً صدقه دهید تا آن کار بد جبران شود؛ اما به نظر می رسد معنای عمیق تر آن باشد که اگر صفت بدی دارید، آن را با صفت ضدّ آن، درمان کنید و بدی وجودتان را با خوبی بزدایید:

«وَ قَالَ رَجُلٌ لِرَسُولِ اللَّهِ ص‏ أَوْصِنِی فَقَالَ اتَّقِ اللَّهَ حَیْثُ کُنْتَ قَالَ زِدْنِی قَالَ أَتْبِعِ السَّیِّئَةَ الْحَسَنَةَ تَمْحُهَا قَالَ زِدْنِی قَالَ خَالِطِ النَّاسِ بِحُسْنِ الْخُلُقِ» (بحارالانوار ج 68 ص 393 طبع بیروت)

(4) برای خواندن حدیثی پیرامون «لشکر عقل و جهل» به منبع زیر مراجعه فرمایید:

ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول‏، ‏محقق، مصحح: على اکبرغفارى، قم‏، نشر جامعه مدرسین‏، 1404 / 1363 ق،‏ نوبت چاپ: دوم‏، ص401.

(5) همانطور که در آیات سوره ناس و حمد، خداوند با دو صفت مالک، و مَلِک معرفی شده است. «ملک» را استاد بهاءالدین خرمشاهی به فرمانروا و «مالک» را دادار(دادگر) معنا کرده اند. 
بیان عیان 
بیان های عارفانه و عاقلانه 
https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8IaMsFjs0vwZw

نظرات  (۴)

۲۹ بهمن ۹۵ ، ۱۳:۵۰ علیرضا بیگدلی
سلام
جالب بود و التماس دعا

پاسخ:
سلام. ممنون
بسیار عالی
خدا قوت
۰۱ اسفند ۹۵ ، ۰۸:۵۸ اشکان احمدی
موفق باشی :)
سلام روز بخیر
تشکر.موفق باشی
پاسخ:
سلام. سپاس

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">