بَیانِ عَیان

گفتارهایی عاقلانه و عارفانه!

بَیانِ عَیان

گفتارهایی عاقلانه و عارفانه!
بَیانِ عَیان
بیان عیان، رسانه ای در حوزه علوم انسانی و در شاخه عرفان و دین است. مردم و جوانان امروز، خواهان تغذیه عقل و جان هستند تا در سایه سار این هوای پاک، جان هایشان را از غبارهای زمانه پاک سازند. عقل آنان را باید با برهان و جانشان را باید با عرفان سیراب کرد نه با خرافه و گزافه.
بیاییم با یکدیگر، محترمانه، صادقانه و در جهت کاهش معضلات گفتگو کنیم. این تنها راه ممکن برای زیست انسانی است. بیاییم باور کنیم افرادی که مثل ما فکر نمی کنند، الزاماً دشمن حقیقت نیستند. بیاییم باور کنیم که حقیقت الزاماً در چنگان و چنگال ما! نیست.

【حسین مازوجی-کارشناسی ارشد تصوف و عرفان اسلامی دانشگاه ادیان و مذاهب قم، طلبه سطح 1 حوزه علمیه قم】

طبقه بندی موضوعی

پیوندها

«تیغِ نقد و نقد تیغ»

پنجشنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۵، ۱۰:۴۷ ب.ظ


«تیغِ نقد و نقد تیغ» (گفتاری در آسیب شناسی روابط انسانی در حوزه اندیشه)

نقد، پدیده مبارکی است که در روزگار کنونی، در بین سیّاسان و اندیشمندان و حتی مردم عادی، بهترین و بهینه ترین شیوه تعامل است. نقد منصفانه، سنجه ای است بین نقاط قوت و ضعف یک اندیشه و مرام، و تنها به بیان ضعف ها و کاستی ها محدود نمی شود. بدین بیان، نقد به مانند شمشیر دولبه ای است که یک طرفش، تیز و دقیق است و ضعف ها را آشکار می کند؛ اما طرف دیگر آنچنان لطیف است که جز محبت و مِهر، حاصلی ندارد. ما باید باور کنیم که مردم نقدپذیری نیستیم! چه در حوزه روابط خانوادگی، چه در حوزه روابط اجتماعی و چه در حوزه روابط شخصی( یعنی رابطه خود با خود) و این یک نقص بزرگ در کارنامه ماست که باید جبران شود و دلایل متعددی دارد؛ از نابلدی در حوزه نقد گرفته، تا برخی خودخواهی ها، تنگ نظری ها، تکبرها و خودپسندی ها و ... .

بیان نقد و بررسی های علمی، به ما کمک می کند تا ذره ذره حجاب ها و نقاط تاریک ذهنی خود را نسبت به یک موضوع بزداییم و خالصانه تر، با یک موضوع یا هویت روبرو شویم و این مهم، می تواند به یک برکت بزرگ در حیات انسان امروزی بدل شود.

نقد کردن یک اندیشه و مرام علمی یا عملی، الزاماً بدین معنا نیست که آن اندیشه، دارای اشکال و نقصان است؛ بلکه ممکن است بدین معنا باشد که درک و فهم ما نسبت به آن اندیشه، دچار اعوجاج و اشکال شده است و حال اراده کرده ایم آن را بیان کنیم؛ یا می تواند بدین معنا باشد که نقد ما ناظر به فهم دیگران از یک موضوع است؛ پس نقد کردن الزاماً نقد کردن وجودشناسانه نیست؛ بلکه خیلی اوقات، نقد معرفت شناسانه است. به عنوان مثال عارفان اصیل، بزرگترین ناقدانِ خدا در اندیشه متکلمان و فیلسوفان و حتی فقیهان بوده اند؛ چراکه انتقاد ایشان، انتقاد از وجود خدا نبود؛ بلکه انتقاد از درک دیگران از خدا بود. عارفان در برابر افکار متکلمان و درکی که ایشان از خدا داشتند، کم کم به نظریه وحدت وجود سوق پیدا کردند (البته نه حلول ونه اتحاد!)؛ و با بیان عباراتی فنی و دقیق، خدا را رنگ و معنایی دیگر بخشیدند.  

شایان ذکر است، بستن راه نقد و بررسی های علمی، خصوصاً در حوزه معرفت دینی، گرچه در ابتدای راه، حس رضایت را در برخی دینداران پدید می آورد؛ اما این شیوه، در دراز مدت، به ضرر دینداران و دینمداران تمام خواهد شد؛ چرا که فهم آدمیان از موضوعات غیر دینی (مثلاً ماده گرایی یا هیچ انگاری)، خود را ذره ذره واضح تر و برهانی تر نشان خواهد داد و معرفت دینی، خواه ناخواه به حاشیه کشانده خواهد شد. همان اتفاقی که در جهان مسیحیت و در دوران رنسانس افتاد و به خاطر تندوری ارباب کلیسا و قضایای انکیزسیون، دین و معرفت دینی خواه ناخواه، رخت از ذهن آدمیان فروبست و به کنج عزلت خزید. این اتفاق نامبارک، به این دلیل بود که کشیشان و روحانیان مسیحی، به جای روی آوردن به «تیغِ نقد»، به «تیغ» روی آوردند و به جای آنکه راه حل های نو را تجربه کنند، دانشمندان را تهدید می کردند! در نتیجه، پشتوانه های نظریِ دین، کمرنگ شد و  مردم و طبقه فرهیخته، خودبخود با شنیدن استدلال ها و براهین مخالفِ معرفت دینی، به سمت گرایش های غیردینی یا حتی ضددینی کشیده شدند و در آخر، دین، دیانت و دینداران ضرر کردند!

اگر دینداران، باب نقد و انتقاد و بررسی های عقلی را نمی بستند، نه تنها منزوی نمی شدند؛ بلکه حرکت هایی چون داروینیسم و مارکسیسم را بهتر مدیریت می کردند! بنابراین بستن باب گفتگو و هیاهو و جنجال کردن، و شعارهای بدون پشتوانه، خصوصاً در روزگار کنونی، نه تنها کمکی به حفظ دین نخواهد کرد، بلکه دین را منزوی تر هم خواهد کرد. برخی مطالعات نشان می دهد که در برخی شهرستان ها، مقابله نسنجیده با برخی گروه ها و تفکرهای متفاوت، نه تنها موجب از بین رفتن ایشان نشده است، بلکه شیوه و مرام آنها را گسترش داده است!  

شایان ذکر است، در تاریخ صدر اسلام، از میان برداشتن مخالفان و کشتن آنها، مربوط به اندیشمندان و متفاوت اندیشان دینی نبود؛ بلکه تنها محدود به پیمان شکنان و حرمت شکنان بود و اکثراً هم جنبه دفاعی داشت. اینکه عده ای (مثلاً داعش) مجوز محدود کردن دگر اندیشان را در جهادِ اسلامی و کشتن دیگران می یابند، یک تفسیر ناآگاهانه از دیانت اسلام است. بارها و بارها، امام صادق یا امام رضا علیهماالسلام یا دیگر پیشوایان دینی، در جلسات مناظره فکری شرکت می کردند و بدون تیغ برکشیدن، برهان خود را ارئه می کردند و دلهای زیادی را به سمت اندیشه و معرفت دینی، جذب می کردند؛ هُنری که خیلی از دینداران امروزی ندارند و تنها با چسباندن واژه هایی چون کافر، نجس، پست، و مانند آن، فکر می کنند به دین و دیانت کمک می کنند؛ غافل از اینکه تیشه به ریشه دین می زنند. پس تیغ برکشیدن بر سرِ ناموافقان و دگراندیشانی که نه از روی هوی و هوس؛ بلکه از روی داشتن تفکری متفاوت با ما، در حال زیست انسانی هستند، نه مورد تأیید عقل است، نه شرع.

«نقدِ تیغ»؛ یعنی نقد همه خشونت ها و سختگیری های بی مورد، یعنی نقد همه فشارها و تنگناهای فکری، یعنی نقد تعصب و جمود. باید درک کنیم که با تیغ کشیدن، نه مردم ِ عاقلی خواهیم داشت و نه مردم دینداری؛ چراکه عاقل بودن و دیندار بودن، امری اختیاری است و نمی توان آن را به زورِ تیغ و دشنه برپا داشت. رسول اکرم صلّی الله علیه و آله، دین خود را «سهله سمحه» نامید؛ یعنی دینی که علی رغم داشتن قوانین و خطوط مشخص، اهل مدارا و محبت و صفاست نه تُرشرویی و تلخ خویی.

«تیغ نقد» بر خلاف «تیغ»، امر بسیار مبارکی است که نه تنها جلوی فسادهای سازمان یافته را می گیرد؛ بلکه هویت انسانی و تفکر بشری را رشد می دهد و یکی از بهترین ابزارها برای توسعه سازه تفکر آدمی است. هر فردی، ابتدا باید به انتقاد از خود بپردازد و آنگاه به جامعه خویش نظر کند و نقاط تاریک آن را با چراغ نقد روشن کند و بدین وسیله، تاریکی ها را به نور مبدل سازد.


بیان عیان 
بیان های عارفانه و عاقلانه 
https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8IaMsFjs0vwZw


نظرات  (۷)

۲۱ بهمن ۹۵ ، ۲۲:۵۴ سیّد محمّد جعاوله
عالی بود
متشکرم.
۲۲ بهمن ۹۵ ، ۱۰:۳۶ علی رحمانی پور
عالی
سلام وقت بخیر
تشکر.
موفق باشی
پاسخ:
سلام. ممنون
۲۲ بهمن ۹۵ ، ۱۲:۰۵ ( ک) شباهنگ
بسیار زیبا بیان شده بود ..
درحال حاضر این اتفاق برای دین ما هم افتاده
لیکن زمان میبره ولی به هیچ عنوان نمیشود
جلوی آگاهی و دانش مردم را سد کرد ..
پاسخ:
بله
۲۲ بهمن ۹۵ ، ۱۴:۳۶ فرناز فرزان
سلام
بسیار عالی
ممنون
پاسخ:
سلام. سپاس
۲۲ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۰۸ تکراری Tekrari
با سلام
"بستن باب گفتگو و هیاهو و جنجال کردن، و شعارهای بدون پشتوانه، خصوصا در روزگار کنونی، نه تنها کمکی به حفظ دین نخواهد کرد، بلکه دین را منزوی تر خواهد کرد."
قولو للناس حسنا...83 بقره.
متاسفانه بعضی وقتا بچه مذهبیامون خیلی زود از کوره در میرن ...
عالی بود.
پاسخ:
سلام. برخی از همین تندوری های احساسی، و متکی نبودن به نظر علما و متخصصین، تیشه ای برای ریشه مبارک دین است. سپاس
خدا قوت
پاسخ:
سلام. خدا قوت!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">