بَیانِ عَیان

گفتارهای عاقلانه و عارفانه!

بَیانِ عَیان

گفتارهای عاقلانه و عارفانه!
بَیانِ   عَیان
بیان عیان، رسانه ای در حوزه علوم انسانی و در شاخه عرفان و دین است. مردم و جوانان امروز، خواهان تغذیه عقل و جان هستند تا در سایه سار این هوای پاک، جان هایشان را از غبارهای زمانه پاک سازند. عقل آنان را باید با برهان و جانشان را باید با عرفان سیراب کرد نه با خرافه و گزافه.
بیاییم با یکدیگر، محترمانه، صادقانه و در جهت کاهش معضلات، گفتگو کنیم. این تنها راه ممکن برای زیست انسانی است. بیاییم باور کنیم، افرادی که مثل ما فکر نمی کنند، الزاماً دشمن حقیقت نیستند. بیاییم باور کنیم، حقیقت الزاماً در چنگال! ما نیست.

[بیان عیان]

برای آگاهی از بروزرسانی [بیان عیان] لطفا ایمیل خود را در این قسمت وارد کرده و پنجره باز شده را تایید کنید. سپس ایمیل ارسال شده را باز کرده و لینک ارسال را بفشارید

Delivered by FeedBurner

پیوندهای مفید برای علاقمندان

۲۴ مطلب با موضوع «گفتارهای عارفانه و اخلاقی» ثبت شده است

خواجه نصیر الدّین طوسی (روانش پاک باد)  می ‏فرماید:

عارف چون از خودش ببُرد و متّصل به حقّ گردد، تمام قدرت‏ها را مستغرق در قدرت او می ‏بیند ... و تمام علوم را مستغرق در علم او می ‏بیند که هیچ ‏چیز از موجودات از آن پنهان نیست و تمام خواسته ‏ها را مستغرق درخواست او می ‏بیند ... در این حال حقّ تعالی چشم او می شود که با آن می ‏بیند، و گوش او می ‏شود که با آن می ‏شنود، و قدرت او می‏ شود که با آن کار می کند، و علم او می‏ شود که با آن می داند، و وجود او می شود که با آن ایجاد می‏ کند و بنابراین در آن هنگام، عارف به اخلاق خداوند مُتخلّق می ‏شود.

نقل از رساله لقاء الله (مرحوم میرزا جواد ملکی تبریزی)، ص 39و40

 


چاشنی یک: 

|دعایی موثر در رفع حاجت|

آیت الله مبشرکاشانی:

روزی مشکلی برای مرحوم معزّی پیش آمد وخدمت آقای کشمیری رسیدیم، پرسید: برای رفع مشکلم چه کنم فرمود: روزی دو مرتبه دعای یستشیر بخوان.  یک مرتبه بعد از نماز صبح و یک مرتبه اول شب، بعد از نماز، و فرمود: بمدت ده روز بخوان، نتیجه می‌گیری. پس از یک هفته به اتفاق حاج آقای معزّی خدمت آقای کشمیری رسیدیم. آقای معزی گفت: الحمدلله هنوز ده روز نشده، حاجتم روا شد.

مرحوم آیت الله کشمیری فرمود: این دعا آثار و برکات زیادی دارد و ادامه آن علاوه بر تقرب حضرت حق، برکات دنیوی از جمله برآورده شدن حاجات دارد و مرحوم قاضی سفارش بسیار به خواندن آن می‌کردند.

امام موسی صدر

 

چاشنی دو: 

[بَیانِ عَیان] به لطف خدا، به زودی پرونده های ویدئویی ویژه ای را با عنوان «دین، دعوت یا دعوا؟» خدمت مخاطبان تقدیم خواهد کرد. این پرونده، تلاش های امام موسی صدر در جهت ارتقای وضعیت دین و دنیای مردم، ـ خصوصا در جنوب لبنان ـ  روایت خواهد کرد. اینکه امام موسی صدر، چطور در مدت کوتاهی توانست، دلهای مردم را مشتاقانه به سوی پیشرفت، استقلال، دینداری و پاکی سوق دهد، حکایتی بس شیرین و گوش کردنی دارد. جواب به این سوال که ایشان چطور توانست با اِعمال سیاست های اصیل و پخته، صلح طلبانه و به دور از هیاهوی حزب و باند و رانت، سطح زندگی مردم را ارتقا ببخشد، باید الگوی سیّاسان ما قرار گیرد.

منتظر سلسله ویدئوهای [بَیانِ عَیان] باشید!


حسین
۱۸ آبان ۹۷ ، ۰۶:۵۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

قطعه ای از رساله سیر و سلوک، منسوب به مرحوم بحرالعلوم رحمة الله (با اندکی تغییرات):

... ظهور قوّه و وصول آن به سر حدّ فعلیّت، مانند هیزم و ذغال است که در آنها نیروی آتشین است، پس چون نزدیک به آتش شوند، حرارت در آنها تأثیر کند، و آنا فآنا بیشتر شود و به تدریج قوّه آتشین، نزدیک به فعلیّت گردد، تا ناگاه فعلیّت متحقّق و هیزم ِ تیره و ذغال سیاه، روشن و شعله‏ ور مى‏ شود. اما این، آغازِ ظهور فعلیّت است و تمام فعلیّت حاصل نشده و در بواطن آن، چوب بودن و  ذغال بودن، مخفى است و به اندک بادى، یا دورى از آتش ... این فعلیّت ... به حالت اوّل، عود مى‏ کند... . لهذا مجاهد راه دین ... را ورود در عالمى (روحانی) و ظهور فعلیّت آن، کفایت نمى ‏کند، چه هنوز بقایاى عالم سافل در زوایاى ذاتش کامن (پنهان) و به این سبب، به پاکان عالم بالاتر ناهمجنس و وصول به فیوضات و مراتب ایشان غیر میسّر. بلکه به اندک لغزشى یا قلیل تکاهلى در جهاد و سلوک، یا حصول مانعى در زمان اندکى، باز به عالم سافل راجع مى‏ شود ... و أکثر صحابه حضرت سیّد المرسلین صلّى اللّه علیه و آله تا «قرب جوار» ظاهرى آن جناب را داشتند، روشنى ایمان در ظاهر ایشان پیدا بود، اما چون آثار کفر و جاهلیت به طور کل، از ایشان برطرف نشده و در بواطن ایشان پنهان بود، به محض مباعدت (دوری) از خدمت آن جناب، آثار ذاتیّه ایشان، غالب و نور ایمان از ظواهر ایشان به باد تندِ حبّ جاه و مال و حسد و کینه، خاموش شد... از این جهت است که همین ترک ظاهر گناه، فائده ‏ای در نجات نمی ‏بخشد، بلکه باید ظاهر و باطن را تارک شد که: ﴿وَ ذَرُوا ظاهِرَ الْإِثْمِ وَ باطِنَهُ ...﴾؛ گناه را چه آشکار باشد چه پنهان رها کنید: (سوره الأنعام، آیه 120)

 


حسین
۰۶ آبان ۹۷ ، ۰۵:۳۲ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰ نظر


نام او لب لباب معنوی است 

انتخاب انتخاب مثنوی است


لب لباب معنوی، انتخاب ِ انتخاب مثنوی، تالیف ملاحسین واعظ کاشفی، خلاصه مثنوی معنوی جناب مولوی جلال الدین بلخی رومی است. بیان عیان، زین پس، شرح کتاب «لب لباب معنوی» را که گزیده مثنوی جناب مولوی است به صورت تطبیقی، با کتب زیر خدمت شما عزیزان به صورت متنی، صوتی و ویدئویی تقدیم می کند. 


لسان الغیب جناب فریدالدین عطار

دیوان کبیر شمس تبریزی

دیوان فیض کاشانی

کتاب مکاشفات رضوی(جناب لاهوتی)

شرح مثنوی ( جناب نعیم)

شرح مثنوی (جناب سبزواری)

شرح مثنوی (جناب فرزانفر)

شرح مثنوی (جناب نثری)

شرح مثنوی (جناب شهیدی)

شرح مثنوی (گولپینارلی)

شرح کتاب جواهر الاسرار و زواهر الانوار (کمال الدین خوارزمی)

کتاب مولوی نامه؛ مولوی چه می گوید؟ (جناب جلال الدین همایی)

میناگر عشق (جناب کریم زمانی)



تکمیلی: متاسفانه به دلیل کمبود وقت، فعلا این سیر مطالعاتی متوقف شده است. 

حسین
۲۷ مهر ۹۷ ، ۰۹:۵۸ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

امام حسین علیه السّلام در فرازهای پایانی دعای عرفه می‌فرمایند: «اِلـهى کَیْفَ اَسْتَعِزُّ وَ فِى الذِّلَّهِ اَرْکَزْتَنى، اَمْ کَیْفَ لا اَسْتَعِزُّ وَاِلَیْکَ نَسَبْتَنى». خدایا! چگونه عزت خواهم، درحالی‌که در خوارى (1) ثابتم کرده‌ای، و چگونه عزت نخواهم باآنکه به خود، نسبتم داده‌ای؟ (2) 

عُجب چیست؟

 حجت‌الاسلام ابو حامد محمد غزالی، در کیمیای سعادت می‌فرمایند: «بِدان که عُجب ازجمله اخلاق مذموم است. رسول صلّی الله علیه و آله، (فرمود): "اگر معصیتی نکنید ترسم‏ بر شما از چیزی که بَتَر (بدتر) است از معصیت، و آن عجب است" و نیز فرمود: "اگر همی ‏خندی و به تقصیر خویش مُقرّ، بهتر از آنکه همی‌گریی و آن (گریه)، کاری دانی (به حسابش آوری)" و مطرّف (رض) گوید: "همه‌شب بخُسبم (بخوابم) و بامداد شکسته و ترسان باشم، دوست‏ تر دارم از آنکه همه‌شب نماز کنم و بامداد مُعجِب باشم" (3)، و بشر بن منصور یک روز نماز دراز می‏ کرد و یکی به تعجّب در عبادت وی می‏ نگریست، چون سلام باز داد گفت: "یا جوانمرد! تعجّب مکن که ابلیس مدت‌های دراز عبادت کرد و خاتمت وی دانی که چه بود!" 

بدان که عجب، بیماری است که علّت آن "جهل محض" است، پس علاج آن "معرفت محض" باشد... باید که تعجّب تو از فضل خدای تعالی بود که ... تو را از عنایت خویشتن استخلاصی فرستاد و اگر پادشاهی اندر غلامان خود نظر کند، و از میان همه، یکی را خلعت دهد، بی ‏سببی و خدمتی که از پیش کرده بُود، باید که تعجّب وی از فضل مَلِک بُود که بی استحقاق، وی را تخصیص کرد نه (تعجب وی) به خود، پس اگر گوید: "مَلِک حکیم است و تا اندر من صفت استحقاق ندید، آن خلعت خاص به من نفرستاد"، گوییم: آن صفت استحقاق از کجا آوردی؟! همچنین اگر گویی: "مرا توفیق عبادت بدان داد که وی را دوست داشتم، گویند: "این دوستی اندر دل تو، که افکند؟!" 

جواب حقیقی آن است که تو راهگذر قدرتی و بس، و تو هیچ‌کس نه ‏ای! ﴿وَ ما رَمَیْتَ اذْ رَمَیْتَ و لکِنَّ اللّهَ رَمی‏﴾ (4) آنچه کردی نه تو کردی که وی کرد، ولیکن چون حرکت پس از علم و قدرت و ارادت آفرید، پنداشتی که تو کردی! 

مطلب مرتبط: عجب از عجب (قسمت اول) 

پی نوشت ها: 

(1) خواری، به معنای مذموم آن نیست چراکه انسان خلیفه خدا و گوهر آفرینش است. خواری در اینجا، در برابر عزت و کبریایی خداوند معنا می‌شود؛ یعنی انسان به دلیل مخلوق بودن و صفت امکانی داشتن، در برابر پروردگار خود، ذاتاً دارای انکسار و خضوع است، چراکه تمام وجودش در احاطه خداست. 

(2) ترجمه از شیخ حسین انصاریان (پر توفیق باد) در پایگاه عرفان: Erfan.ir 

(3) بدان معنا نیست که عبادت و گریه را ترک کنیم و به‌غفلت و خواب مشغول باشیم تا از عُجب در امان بمانیم، بلکه بدان معناست که صفت عجب باصفت عبادت و بندگی در تضاد است و باید تلاش کرد تا آن صفت را از خود دور نمود تا به عبادت و ثنایی خالصانه‌تر رسید وگرنه خواب نیز اگر با غفلت همراه باشد، مذموم و مطرود است. 

(4) سوره الانفال، ترجمه آقای بهاءالدین خرمشاهی (پر توفیق باد)

حسین
۱۱ مهر ۹۷ ، ۰۶:۰۵ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲ نظر

دین به ما می گه: درباره ایمان مردم، به‌سادگی و با اندک اطلاعات، قضاوت نکنیم! چرا عادت کرده ایم در ذهن خود، برای دیگران پرونده تشکیل دهیم؟! 
سعدی علیه الرّحمة: «یاد دارم که در ایام طفولیت، متعبد بودمی و شب خیز و مولِع زهد و پرهیز. شبی در خدمت پدر رحمة الله علیه نشسته بودم و همه شب دیده بر هم نبسته و مصحف عزیز بر کنار گرفته و طایفه ای گرد ما خفته. پدر را گفتم از اینان یکی سر بر نمی‌دارد که دوگانه ای بگزارد. چُنان خواب غفلت برده اند که گویی نخفته اند، که مرده اند. گفت: «جان پدر! تو نیز اگر بخفتی، بهْ از آن که در پوستین خلق افتی!». 
         نبیند مدعی جز خویشتن را           که دارد پرده پندار در پیش
      گَرَت چشم خدابینی ببخشند       نبینی هیچ کس عاجزتر از خویش
حسین
۲۳ شهریور ۹۷ ، ۱۳:۴۰ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۷ نظر