[بَیانِ عَیان]

گفتارهایی عاقلانه و عارفانه!

[بَیانِ عَیان]

گفتارهایی عاقلانه و عارفانه!
[بَیانِ عَیان]
بیان عیان، رسانه ای در حوزه علوم انسانی و در شاخه عرفان و دین است. مردم و جوانان امروز، خواهان تغذیه عقل و جان هستند تا در سایه سار این هوای پاک، جان هایشان را از غبارهای زمانه پاک سازند. عقل آنان را باید با برهان و جانشان را باید با عرفان سیراب کرد نه با خرافه و گزافه.
بیاییم با یکدیگر، محترمانه، صادقانه و در جهت کاهش معضلات گفتگو کنیم. این تنها راه ممکن برای زیست انسانی است. بیاییم باور کنیم افرادی که مثل ما فکر نمی کنند، الزاماً دشمن حقیقت نیستند. بیاییم باور کنیم که حقیقت الزاماً در چنگان و چنگال ما! نیست.

[بیان عیان]

Enter your email address:

Delivered by FeedBurner

پیوندها

۱۴ مطلب با موضوع «گفتارهای عارفانه و اخلاقی» ثبت شده است

حکایتی از کتاب ارزشمند کیمیای سعادت از ابوحامد غزالی رحمة الله علیه [ملقب به حجت الإسلام]


و یک روز بوذر [ظاهراً ابوذر غِفاری] (رض) (1) جنگ کرد با کسی، گفت: «یا بن الحمراء»، مادر وی را عیب کرد که رنگ وی سرخ است یعنی که بنده است. 

پیغامبر گفت: «شنیدم که امروز کسی را عیب کردی به مادر، بدان که تو از هیچ سیاه و سرخ فاضل‏تر نه ‏ای، مگر آنکه به تقوی بیش از وی باشی.» 


(1) غِفاری صحیح است نه غفّاری! چراکه نام قبیله ایشان «غِفار» بود که از اقوام اصیل عرب بشمار می آمد. 


#بیان_عیان؛ گفتارهای عاقلانه و عارفانه

تلگرام:

https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8IaMsFjs0vwZw

حسین مازوجی
۱۷ فروردين ۹۷ ، ۱۴:۳۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

اذکار دینی، هر کدام خاصیت و ویژگی دارند و در روایات و اقوال عارفان، منعکس شده است. یکی از اذکاری که برای پیدا شدن گم شده از سوی برخی عرفا از جمله آیت الله بهجت رحمة الله  توصیه شده، ذکرِ «أصْبَحْتُ فی امان الله أمْسَیْتُ فی جوار الله» است. 


تجربه شخصی اینجانب، اثبات کرده است که اثر این ذکر در پیدا شدن گمشده بسیار بالاست (مگر مانعی مانند دزدی و ... در میان باشد که ممکن است اثرش از بین برود).  حتا گفتن این ذکر برای پیدا شدن گمشده ی دیگران نیز مفید است و موجب پیدا شدن گمشده آنها می شود (تجربه شخصی). 

اما حکایتی را برای شما نقل می کنم که چندی پیش اتفاق افتاد. چند روز پیش در پیاده رو خیابانی در همدان راه می رفتم که  اطلاعیه ای را مبنی بر گمشدن یک سگ تزئینی بر دیوار مشاهده کردم. 

بنا بر آنچه که در متون دینی خوانده بودم، تصمیم گرفتم با لحنی مناسب و خیرخواهانه، به صاحب آن سگ ناز !  پیامکی ارسال کنم و تشویقشان کنم که از سگ، به جز مصرف شکار و نگهبانی استفاده نکنند و از دیگر مخلوقات خداوندی لذت ببرند. 

ایشان پیام مرا جواب دادند که:  من سگباز نیستم و سگ صاحبکارم، در "چهارشنبه سوری "در جوار من! بوده و گم شده است و اگر پیدا نشود، احتمال بیکار شدنم زیاد است. من نیز به یاد ذکر فوق افتادم و برایشان فرستادم و در دل امید داشتم که با پیدا شدن سگ، هم ایشان از دردسر رهایی یابند و هم شاید صاحب کار ایشان بدین وسیله به نگهداری حیوانات دیگر سوق پیدا کنند. 

اتفاقاً ذکر شریف، جواب داد و سگ ناز و تپلی!! پیدا شد و ایشان با بنده تماس گرفت و خبر خوش دومی را هم داد که حیوانات دیگری را خریداری کرده اند تا از آنها را نگهداری کنند و دنبال سگ تزئینی نروند. 

اینجا بود که فهمیدم، اگر فردی در دل به سوی خداوند کریم، مایل شود و تصمیم خود را بگیرد، خداوند همه درهای خود را به روی او می گشاید... . 


پیوند تلگرام #بیان_عیان: 

https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8IaMsFjs0vwZw

حسین مازوجی
۰۱ فروردين ۹۷ ، ۲۰:۱۷ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

دعای سیفی صغیر از مولا علی علیه السلام، که به دعای قاموس مشهور و معروف است، از جمله دعاهای عالی المضامین عرفانی است که خواندن روزمره آن، اثرات سلوکی مطلوبی دارد. اصل این دعا، در کتاب صحیفه ثانویه علویه مرحوم محدث نوری آمده است اما شیخ عباس قمی اصل دعا را از باب اعتماد به ایشان، در مفاتیح الجِنان آورده است.  صوت زیبا و رازآلود این دعا از اباذر حلواجی، بر شدت گیرایی آن می افزاید و جلوت و جلالی چندبرابر، به مضامین آن می بخشد. صوت را می توانید از پیوند زیر بارگذاری (پایین گذاری) کنید.   
دانلود

حسین مازوجی
۰۹ آذر ۹۶ ، ۲۱:۱۳ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر

♨️ ابوحامد غزالی در کتاب "کیمیای سعادت" حکایتی را از حضرت موسی(ع) نقل می‌کند که خواندنی است:


🔸🔹موسی علیه‌السلام گفت: «یا ربّ! نزدیکی تا سخن به راز گویم؟ یا دوری تا به آواز گویم؟» گفت: «هر که مرا یاد کند، من همنشین وی‌‏ام.» گفت: «بار خدایا، ما را حال‌هاست؛ چون جنابت و قضای حاجت که تو را در چُنان حال، از یاد کرد خویش اجلال کنیم (شرمناکیم که در حال جنابت و اجابت مزاج یادت کنیم). 

💟خداوند گفت: «به هر حال که باشی، مرا یاد کن و باک مدار!».

#بیان_عیان

🌸عضویت: 

https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A

حسین مازوجی
۰۵ مهر ۹۶ ، ۰۹:۲۷ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر

:large_blue_cirدیدگاه انسان به هستی، دو گونه است:
گونه اول؛ نگاهی که مالامال و مشحون از «خود» محوری و «منفعت» جویی است. در این نگاه، هستی پیرامونِ «من»، زمانی خوب و شایسته است که سود و منفعتی برای «من» داشته باشد و «مرا» رشد دهد و چاق و فربه کند.
مثلاً استاد دانشگاه یا حوزه، زمانی استاد خوبی است که به «من» نمره دهد و امتحانات را برای آنکه «من» بلد نیستم، ساده بگیرد و اگر نمره «من» کم شد، به «من» نمره دهد و اگر در امتحان، تقلب کردم، گذشت کند! گُل خوب است، چون «من» خوشم می‌آید و «سوسک و پشه» بد هستند، چون نفرتِ «مرا» برمی‌انگیزانند. دیگران زمانی انسان‌های شریف و خوبی هستند که «منافع من» را تضمین کنند و اگر روزی بین اجرای عدالت و حفظ منافع «من» مردد شدند، منافع «مرا» انتخاب کنند! در این نگاه، کشاورز چون باران می‌آید و محصولاتش به بار می‌نشیند، شکر خدا می‌گوید و اگر روزی خشک‌سالی شود، دیگر خداوند را شکر نمی‌گوید؛ چراکه خداوند، هوای منافعش را نداشته است!
اکثر ما آدمیان به هستی، چنین نگاهی داریم و در حجابِ «خودْطلبی» گرفتاریم. انسان در این دید خودمحورانه، تنها به دنبال ارضا کردنِ «منِ» خویش است و بس و به آنچه در اطرافش می‌گذرد، به چشم طُعمه و شکار نگاه می‌کند و می‌خواهد تا همه موجوداتِ هستی، در خدمتِ او باشند و کُرنش و تعظیم او کنند و او را گرامی بدارند! تمام فرعونیان و طاغوتیان تاریخ و به زنجیر کشان هویت و کرامت انسان، از شدت این بیماری است که به چنین خویِ درندگی، گرفتار می‌آیند. در حقیقت، «من خواهی» و «من طلبی»، منبعِ همه تنش‌ها، حسادت‌ها، درگیری‌ها، تعصب‌ها و تحکّم‌هاست.
البته تنها عارفانِ از خود رهیده، به کنج عزلت خزیده و از بار دنیا تکیده هستند که «من‌ْطلبی» را فروگذارده‌اند و با تبتّل و بریدگی، «پله‌پله تا ملاقات خدا»(1) پیش می‌روند.

:large_blue_circle: گونه دوم؛ نگاهی هستی محورانه، کل طلبانه و صلح گرایانه است که این نگاه، نزد عارفان روشن‌ضمیر و سالکان مجذوب و مجذوبان سالک است. حضرات ایشان، به دلیل آنکه از خود رهیده‌اند و به محبوب پیوسته‌اند، ندای «من، من» سر نمی‌دهند؛ بلکه در صلح کل با هستی هستند. در نظرگاه ایشان، هر موجودی در هستی، درنهایت اتقان و زیبایی است؛ یعنی نه کرکس زشت‌تر از بلبل است و نه خار گزنده‌تر از گل. نه پاییز دل‌مرده است و نه بهار دل‌زنده؛ بلکه همه‌چیز به حدِّ خودش، زیبا و مطلوب است. ایشان تنها گل‌ها را نوازش نمی‌کنند؛ بلکه با خارهای گل نیز هم‌نشین‌اند و خار و گل را باهم دوست دارند. اگر در قفس دیگران، فقط طاووس و بلبل یافت می‌شود، در قفس ایشان، کرکس هم هست... چراکه کرکس چیزی از بلبل کم ندارد. البته زیبایی در نظرگاه ایشان، مرتبه دارد و اینطور نیست که همه چیز را در یک مرتبه ببینند.
به قول سهراب علیه الرحمة: «... من نمی‌دانم ... چرا در قفس هیچ‌کسی کرکس نیست؟ گُل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد؟!...».
آن‌ها از ما ارواح زندانی می‌پرسند:
آیا واقعاً خار مغیلان بیابان زشت است؟!
آیا حقیقتاً صدای درازگوش، «انکرالاصوات» است؛ یا آیه قرآن در بیانِ مسئله‌ای دیگر است؟
آیا به‌راستی خداوند، آواز بلبل را زیبا و آوازِ درازگوش را زشت آفریده است؟! آیا خداوند، زشتی آفرین است؟!
آیا پاییز و زمستان افسرده آور است؟!

به‌راستی اگر چُنین دیدگاهی در جهانْ‌زیست ما حکم‌فرما بود؛ نه حقی پامال می‌شد، نه جنگی و نزاعی درمی‌گرفت، نه اشکِ مظلومی بر گونه‌ها می‌نشست، نه کسی افسرده و غمگین و دل‌مرده می‌شد، نه بمب‌های خوشه‌ای سرانِ جهان بر سرانِ مردمان فرود می‌آمد و نه غیرمتخصصان بی‌دانش و ورزشکار، به امید عقد نامبارکشان با میز قدرت، نامزدیِ انتخابات اختیار می‌کردند؛ تا درنتیجه سهل‌انگاری‌های ملال‌آورشان، آواره‌های پلاسکو جان مأمورانی را بگیرد که مأمورِ حفظ جان دیگران بودند و آه از نهاد دخترکان و پسرکانی برخیزد که مبهوت جنازه سوخته پدرشان بودند و چهره غمگینشان، خوراکِ عکاسانِ فرصت‌طلب شد... .

اللهم صل علی محمد و آل محمد
---------------------------------------------------
(1) اشاره دارد به شعری از مولوی بلخی علیه الرّحمة:
از مقامات تبتل تا فنا پایه پایه (پله پله) تا ملاقات خدا
و همچنین اشاره ای دارد به کتاب پله پله تا ملاقات خدا از مرحوم عبدالحسین زرین کوب
:
بیان عیان 
بیان های عارفانه و عاقلانه 
https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A
حسین مازوجی
۱۳ بهمن ۹۵ ، ۲۲:۵۷ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۶ نظر

                                                        

:white_check_mark: ابوحامد محمد غزالی علیه الرحمه در کتاب «کیمیای سعادت» مطلبی را در باب خودشناسی می فرماید، که لُبّ آن در پی می آید:
بدانکه تو را از دو چیز آفریده اند:
:large_blue_circle: اول: تن که ظاهر توست که آن را به چشم ظاهر می توان دید.
:large_blue_circle: دوم: نفس و جان و دل؛ که آن را به چشم طاهر و بصیرت باطن، می توان شناخت.

:white_check_mark: حقیقت دل از عالم ظاهری نیست
تن و جسم، خدمتکارِ دل هستند و حقیقت انسان، باطن اوست و بقیه چیزها پیرو اویند؛ یعنی تکلیف، عقاب و عتاب و پاداش خداوندی، شناخت آدمی، و سعادت و شقاوت او همه متعلق به حقیقت روح انسانی است که از عوالم بالا آمده است. این تن ظاهری هم در نهایت، به حکم «کلُّ شیءٍ یرجع الی اصله»(1) به اصل و حقیقت‌اش که همان روح باشد، باز خواهد گشت.


(1) اصل مهمی در فلسفه و عرفان است؛ بدین معنی که اصل و حقیقت هر چیزی، مبداء و مقصد و مقصودِ آن چیز است. مثلاً شعله های آتش همواره به سمت بالاست؛ بدین دلیل که آتش، ماهیتی هوایی دارد و خواهان صعود است.


جهت ارائه انتقادها و پیشنهادها، به آدرس زیر در تلگرام پیام دهید: Hgesler@
کتابنما؛ پویش ارائه محتوای کتاب‌ها در قالب متن، صوت و نما

بیان عیان 
بیان های عارفانه و عاقلانه 
https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A
حسین مازوجی
۰۱ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۲۸ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۵ نظر


تفطّن به دیوان و دَدان آدمی(1)

حجت‌الاسلام ابوحامدمحمدغزالی طوسی علیه الرحمه در کتاب «کیمیای سعادت» مطلبی را در خصوص جنبه‌های مختلف باطنی انسان می‌فرمایند، که لب لباب آن در پی می‌آید:

یک. شناخت «خود»

ـ هیچ‌کس به تو از خودت، نزدیک‌تر نیست. تو نزدیک‌ترین و آگاه‌ترین کسی هستی که به خودت علم داری و زوایای پنهان و ضمایر مخفی‌ات را می‌دانی.  
ـ اگر توانایی شناخت خود را نداشته باشی، چگونه توانایی شناخت دیگری(خدا) را داری؟

ـ شناختن خود، آن نیست که خوراک خود یا وسیله دفع و رفعِ گرسنگی و شهوت خود را بشناسی؛ بلکه شناختن منزلگاه نخست و سرانجام توست؛ شناختن آن است که من را به چه جهت در این هستی آورده‌اند و سعادت و شقاوت من در چیست؟

دو. صفات درونی آدمی:


الف) صفت سُتوران و بهایم(حیوانات چهارپا):
 خوردن و پرداختن به شکم؛ گُشنی کردن(جفت‌گیری) و پرداختن به فَرْج(عورتین) که صفت شِرَّه از آن‌ها صادر می‌شود؛ یعنی میل زیاد به خوردن و جماع کردن.

ب) صفت دَدان و درندگان(خوی سَبُعی و درندگی)
انسان مانندِ سگان و گرگان و شیران، با خلق درمی‌آویزد و با ایشان در هم می‌پیچد و چالش ایجاد می‌کند.

ج) صفت دیوان و شیاطین
 منشأ صفاتی چون، مکر، شرّانداختن، حیله، تَلبیس، مغالطه و تخلیط


د) صفت فرشتگان: مشاهده جمال حضرت خداوندی

منشأ صفاتی مانند علم، مَحبّت، صلاح و صلاحیت، و دوری گزیدن از صفات پیشین.



غزالی علیه الرحمه، سپس تحلیلی در رابطه صفات آدمی می فرماید که اساس آن به شرح زیر است:

ـ در صف فرشتگان بودن؛ یعنی سعی کردن بر اینکه سه صفت حیوانی نخست، بر آدمی سوار نشوند؛ بلکه آدمی بر آن‌ها سوار و مسلط باشد؛ و آن‌ها را در موقع مناسب به کار ببندد؛ و آن را هم عقل و عشق تعیین می‌کند؛ یعنی همان صفت فرشتگان.

ـ اگر انسان، خدمتگزار صفات حیوانی باشد، نصیبش از دین، دین ظاهری و قِشری است و اگر آن صفات، خدمتگزار آدمی باشند، نصیب انسان، لُبِّ دین است.

ـ باید با نور عقل ـ که انوار فرشتگان است ـ تَلبیس و مکر شیطان(2) را از بین بُرد؛ تا وی رسواشده، و هیچ فتنه برجای نماند؛ چنانکه از پیامبر گرامی صلوات‌الله‌علیه و آله نقل‌شده که فرمود: «من هم شیطان دارم؛ اما تحت کنترل من است».


(1) برخی دوستان ممکن است انتقادی درباره بکار بردن واژگان نامأنوسی چون تفطّن، دیو و دَد و به کاربردن جملات ثقیل داشته باشند؛ اما باید گفت که دانستن این واژه‌ها و مرورشان برای هر فارسی‌زبان لازم است؛ حتّی اگر خود واژه‌ها عربی باشند. متأسفانه سطح واژگانی ما ایرانی‌ها روز بروز در حال کم شدن است و این به دلیل کمبود مطالعه در کشور عزیزمان ایران است. یکی از منابع مهم جهت نوشتن و سخنرانی فصیحانه و بلیغانه، آثار منظوم و منثور جلال‌الدین بلخی(مولوی) علیه‌الرحمه است که در آینده، شرح لُب لباب ایشان ـ که حاصل زحمات صاحب تفسیر حسینی(مواهب علیه)؛ ملاحسین واعظ کاشفی است ـ در کتابنما قرار خواهد گرفت.

(2) شیطان در برخی متون عرفانی؛ کاملاً متفاوت از دیگر دیدگاه های کلامی تعریف شده است؛ که باید با دقت علمی و فهم صحیح، آن را هضم و فهم کرد. عرفا به دلیل نگاه توحیدی به هستی، نظر متکلّمان در رابطه با شیطان را نمی پذیرند و تعاریف بسیار متفاوتی از شیطان و نقش او در هستی ارائه می دهند که درک آن، حرکت کردن بر لبه تیغ تیز است و حتماً باید تحت نظر استاد علمی باشد.

جهت ارائه انتقادها و پیشنهادها، به آدرس زیر در تلگرام پیام دهید: 
Hgesler@

کتابنما؛ پویش ارائه محتوای کتاب‌ها در قالب متن، صوت و نما
بیان عیان 
بیان های عارفانه و عاقلانه 
https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A

پایگاه غزالی: http://www.ghazali.org/site-fa/index.html

حسین مازوجی
۲۷ دی ۹۵ ، ۱۲:۴۷ موافقین ۴ مخالفین ۰ ۸ نظر