[بَیانِ عَیان]

گفتارهایی عاقلانه و عارفانه!

[بَیانِ عَیان]

گفتارهایی عاقلانه و عارفانه!

[بیان عیان]

[بَیانِ عَیان]
بیان عیان، رسانه ای در حوزه علوم انسانی و در شاخه عرفان و دین است. مردم و جوانان امروز، خواهان تغذیه عقل و جان هستند تا در سایه سار این هوای پاک، جان هایشان را از غبارهای زمانه پاک سازند. عقل آنان را باید با برهان و جانشان را باید با عرفان سیراب کرد نه با خرافه و گزافه.
بیاییم با یکدیگر، محترمانه، صادقانه و در جهت کاهش معضلات گفتگو کنیم. این تنها راه ممکن برای زیست انسانی است. بیاییم باور کنیم افرادی که مثل ما فکر نمی کنند، الزاماً دشمن حقیقت نیستند. بیاییم باور کنیم که حقیقت الزاماً در چنگان و چنگال ما! نیست.

طبقه بندی موضوعی

پیوندها

۱۷ مطلب با موضوع «پس بدرنگ!» ثبت شده است

ویرانی حوزه علمیه منطقه زلزله زده غرب کشور نشان می دهد، اگر ساختمان دینی هم با معیارهای علمی ساخته نشود، محکوم به نابودی است. خدا با دینداران تعارف ندارد و از آنها انتظار دارد تا علمی، عمل کنند. مکّه نیز بارها طی حوادثی طبیعی خراب شده است.
جهان ما، جهان کاریکاتوری و کارتونی نیست که موش همیشه در جدال با گربه، پیروز شود. موش اگر غفلت کند، اسیر چنگ گربه خواهد شد.

حسین مازوجی
۲۶ آبان ۹۶ ، ۰۷:۰۳ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱ نظر



تاکنون اندیشیده‌اید که انگیزه یا انگیزه‌های آدمی از "گناه کردن" چیست؟ نادانی؟ غفلت؟ خیره‌سری؟ لجبازی و دشمنی با خدا؟ لجبازی با خود یا دیگران؟ 

این نوشته به هیچ‌یک از عوامل بالا نمی‌پردازد؛ بلکه پرده از عاملی به نام "روان آدمی" برمی‌دارد. تاکنون اندیشیده‌ایم که "فشار روانی" نیز «می‌تواند (ممکن است)» به انجام گناه منجر شود؟ حدیثی در اصول کافی مرحوم کلینی از پیامبر اکرم نقل‌شده است که به این موضوع مرتبط است:

«کاد الفقر ان یکون‏ کفرا...: چه نزدیک است که فقر به کفر بیانجامد...». (اصول الکافی، ترجمه کمره‏اى، ‏ج 5، ص 640)

راوندى در کتاب شرح‌الشّهاب: «مقصود این است که فقیر براثر سختى حال خود و عیالش در معرض این است که به دزدى و خیانت و غصب افتد و بسا راه ببرد و مسلمان را بکشد و به خدمت ظلمه (ظالمان) درآید و از غضب و ظلم نان بخورد...».

به‌راستی نقش روان و فشارهای ناشی از آن در انجام گناه تاچه اندازه مؤثر است؟ 

گناه در هیچ صورتی موجّه نیست اما وجود عواملی مانند فشار و خلأ روانی، خواه‌ناخواه نرخ گناه را در جامعه افزون خواهد کرد. برای مثال، فقیری را تصور کنید که با انواع مشکلات مالی روبروست و به همین دلیل، ذهن آشفته‌ای دارد. او با این ذهن آشفته، برای حل مشکل خود، ممکن است به راه‌هایی دست بزند که ما آن را گناه می‌نامیم؛ اما اگر برای این فقیر، بستر مناسب مادی مهیا می‌شد، بازهم با همین حرص و ولع، در پی گناه می‌رفت تا ذهنش را آرام کند؟ به‌عبارت‌دیگر، خیلی اوقات آدمیان با انجام گناه، به دنبال آرام کردن ذهن خود هرچند به‌طور موقت هستند. همانطور که اشاره شد، عامل روانی، دلیل موجهی برای ارتکاب به گناه نیست اما بی‌شک، جامعه‌ای که تعداد بیکاران، افسردگان، تنهایان، بی‌پناهان و بی‌سرپرستان، معتادان، طلاق گرفتگان بیشتری دارد، طبیعتاً آمار جرم و جنایت و گناه هم در آن بالاتر خواهد بود. بنابراین نباید از افزایش گناه در جامعه، الزاماً "بی‌خدایی مردم یا دهن کجی آنها به مقدسات"را نتیجه بگیریم.

اینجاست که نقش روانشناسان و حتا روان‌پزشکان در بهبود وضعیت گناه در جامعه، حیاتی می‌نماید. تنها نباید انتظار داشت که مردم جامعه صرفاً با بیان احادیث و آیات قرآن، دست از گناه بشویند، بلکه گاهی اقدامات جدی‌ و عمیق‌تری لازم است که در این خصوص، باید از علم جامعه شناسان، روانشناسان و دیگرانی از این دست، استفاده کرد تا به لایه های عمیق تری از علت افزایش گناه و جرم در جامعه پی برد. 

تجربه نشان داده است برخوردهای سطحی، شتابزده، دفعی و خشونت زا، محدود کننده و تبعیض آور نه تنها اثری در کاهش گناه و جرم در جامعه نداشته است، بلکه گاه تاثیرات منفی نیز در پی داشته است. 

😭بابا من شیطان صفت نیستم...😭


🔹بی‌پرده:

🔸یک.اخیرا به طور اتفاقی در تلگرام، با پسر جوانی آشنا شده‌ام که میل به مفعول شدن دارد. او در خانواده‌ای مذهبی بزرگ شده، حافظ بخشی از قرآن است اما گاه فوران خواهش جنسی وی را بی‌تاب می‌کند. چه کند؟ مگر اصل ِمیل داشتن یا نداشتن، به اختیار اوست؟ او دربه‌در به دنبال راه حلی است تا بلکه از این فوران و هیجان جنسی، خود را در امان نگه دارد.

🔸دو.طبق آمار رسمی، در کشور ایران حدود 13 ملیون! جوان مجردی وجود دارند که توقع ازدواج از آنها می رود. امیدوارم 13ملیون جوان را در اوج خواهش جنسی و عاطفی، خوب تصور کنید.  

🔶سه. همچنین تصور کنید، چند درصد از این تعداد، توانایی دارند اولاً به گناه نیفتند، دوماً خلأ عاطفی پیدا نکنند. 

🔸چهار. همچنین بیاندیشید چندنفر از این تعداد، آرزوی سلامتی دامن و روح دارند و چند درصد برخلاف دسته اول، اتفاقا افسردگی و آلودگی دامن و روح را مشتاقند؟ 

🔸پنج. همچنین بیاندیشید که چند درصد از جمعیت مورد اشاره، به گناه افتاده‌اند؛ اما نه قصد دشمنی با خدا و رسول را داشته‌اند نه نیت شیطانی داشته اند، اما به هر علتی دچار گناه شده‌اند.

🔸شش. حال برگردیم به قضیه آن جوان نخست. چقدر از جوان‌ها هستند که مانند اویند و از شرم آبرو و ... مشکل خود را مطرح نمی‌کنند و اگر هم بخواهند مطرح کنند، افراد مناسبی را در کنار خود نمی یابند. "مطرح نکردن" همان و پیدایش معضلات بعدی همان.

🔸هفت. به راستی، شیطان صفت نامیدن پسران و فاحشه خواندن دختران کار ساده‌ای است که متاسفانه بخشی از جامعه روحانیت هم چنین رویکردی دارند اما باید دانست که در نهاد و نهان اکثر این جوان‌ها این نکته برق می‌زند که: "بابا بخدا من شیطان صفت نیستم، اما بگو چه کنم؟"

تلگرام بیان عیان

https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8IaMsFjs0vwZw

حسین مازوجی
۰۸ مهر ۹۶ ، ۰۰:۰۰ موافقین ۴ مخالفین ۰ ۴ نظر

در شرافت و شفافیت عدالت، همین بس که دزدان نیز به هنگامه تقسیم مال، آن را مراعات می کنند... . 

🔸🔹وجدان آدمی، یکی از قوی ترین و اثرگذارترین ابعاد معنوی آدمی است که اگر مورد بی توجهی قرار نگیرد، نقش بسزایی در آینده و ابدیت او ایفا می کند.

 🔹🔸"یابش وجدان" خصوصا در امور اخلاقی و عملی، بیشتر از امور اعتقادی است. اثبات آن ساده است. به عنوان مثال، می توان گرایش یا عدم گرایش به "توحیدوشرک" را با "ظلم و عدالت" در بین مردم دنیا مقایسه کرد. بی تردید، افراد زیادی وجود خواهند داشت که به دلایلی، موحد نیستند اما در بدی ظلم و مانند آن شک ندارند. از اینجا می توان نتیجه ای مهم گرفت و آن اینکه میزان سختگیری خداوند در قیامت، نسبت به امور اخلاقی بسی بیشتر از امور اعتقادی خواهد بود چون دارای شفافیت و وضوح بیشتری است. 

🔸🔹انسان با وجدان خویش، خیلی از امور را بدون نیاز به درس و مدرسه، بی واسطه درک می کند که اگر به این درک های درونی وقعی ننهد، خود را در معرض آسیب قرار خواهد داد. 

🔵 https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8IaMsFjs0vwZw

تلگرام@bayanayan

پی نوشت: دختر بچه ای دیروز در کوچه با تفنگ به من حمله ور شد و دوستش نیز از بالای پنجره تیراندازی می کرد. نمی دانم چرا دختران سرزمین پدری، به تفنگ علاقمند شده اند. قبلا عروسک بازی می کردن...

حسین مازوجی
۰۲ مهر ۹۶ ، ۱۷:۵۹ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲ نظر

نوع و جنس دین‌مداری دین‌داران، اثر زیادی در روش سلوکی ایشان داشته و یکی از مهم‌ترین عوامل  رشد یا انحطاط آن دین به شمار می‌رود. چه بسیار دین‌دارانی که ادیان باطل را برگزیدند، اما با سلوک و رفتار خود، موجب سرافرازی دین باطل خود شدند و چه‌بسا دین‌دارانی که در طریق دین حق بودند، اما با رفتارها و گفتارهایشان، موجبات زوال آن دین را فراهم کردند. در این نوشته، به دو گونه دین‌مداری پرداخته‌شده است.

دین اسلام مفتخر است که در فضای خرافی و متعصبانه اعراب جاهلی ـ که فهم دقیق آن  تنها با خواندن تاریخ میسر است ـ معارفی از جنس عقل را به آدمیان هدیه داد که ایشان را به‌کلی از آن جهالت‌ها رهاند و کار به‌جایی رسید که در دوره درخشان تمدن اسلامی به مدد تلاش متفکران، دین به  کمال اجتماعی خود رسید. در این شکل‌گیری، نه بخشنامه‌ای در کار بود، نه تبلیغاتی، نه ردیف بودجه‌ای، و نه محتسب و محبسی؛ بلکه این تمدن، حاصل تلاش مستمر و اصیلی بود که در سنت اسلامی در قرن‌های پیش شکل گرفت و متأسفانه به دلایل مختلف روبه افول نهاد(1).

عقل و حکمت و خرد، در کنار عشق و عرفان، شالوده و اساس دین اسلام است و هر آنچه به این شالوده آسیب برساند، خطرزاست. تاریخ اثبات می‌کند، هر گروهی که به نام دفاع از دین، از روش‌های غیرعقلانی استفاده کند، گرچه ممکن است در کوتاه‌مدت، جَوَلان و هیجانی در اذهان آدمیان به‌جا بگذارد؛ اما درنهایت به انزوا کشیده خواهد شد.  

احساس دینی همان شور و عشقی است که با پشتوانه عقل و حکمت، معجزه و معجون دین است؛ اما مشکل ازآنجا آغاز می‌شود که «احساس دینی» به «دین احساسی» تبدیل می‌شود و قوانین، اصول و پایه‌های مذهب، در بستر احساسات دین‌داران، دستخوش تغییر می‌شود؛ همان احساساتی که کاملاً شخصی و منفعت طلبانه بوده و تیشه به ریشه دین می‌زند.

باید توجه کرد که شیطان، تنها به زنا و ریا و ربا امر نمی‌کند، بلکه گاهی به خرافات و احساسات بدون پشتوانه عقلی فرمان می‌دهد تا دین‌داران را از وجوه اساسی‌تر دین بازبدارد. در حقیقت، پایه و اساسِ «دین احساسی» دعوت شیطان به فاصله گرفتن از عقل و خرد، و هم‌آغوشی با جهل و خرافه است. شیطان با پروراندن غلو، خرافه، احساسات شخصی، تمایلات درونی، خیال‌پردازی و وهم گرایی، در برخی دین‌داران نفوذ می‌کند و ایشان را ذره‌ذره از کمال دور می‌سازد؛ طوری که حتا خودشان هم متوجه نشوند.

 

در اینجا به دو نمونه از تقابل «احساس دینی» و «دین احساسی» اشاره می‌شود:

یک. نقل‌شده است که آیت‌الله حق‌شناس (از عرفای بنام) در دوران طلبگی خود، اهل نماز شب و تهجد بودند. روزی  «هم حجره» ایشان  می‌گوید که من راضی نیستم شما برای نمازشب، بیدار شوید؛ چون بیدار شدن شما با سروصدا همراه است و من اذیت می‌شوم. شما فقط حق داری برای اذان صبح بیدار شوید.

دین احساسی در این موقع چه قضاوتی دارد؟ شیطان و دین احساسی در این هنگام، به نماز شب و تهجد امر می‌کند و به آدمی می‌گوید: «شما باید نماز شب بخوانی و اگر هم‌حجره‌ای شما بیدار نمی‌شود، از بی‌ایمانی اوست! چه معنی دارد که طلبه علوم دینی، نماز شب نخواند؟!».

اما آیت‌الله حق‌شناس، به جهت حفظ حقوق هم‌حجره‌ای خود، نماز شب را ترک می‌گوید و آن را در وقت دیگر، قضا می‌کند و این‌چنین می‌شود که با پیروی از «احساس دینی» و فاصله گرفتن از «دین احساسی»، به مقامات والا می‌رسد.

دو. اُوِیْس قرن، از عاشقان حضرت ختمی‌مرتبت بود و برای زیارت حضرت رسول، از یَمَن به محل زندگی پیامبر شتافت تا ایشان را زیارت کند. وقتی‌که به مقصد رسید، مقصودش را نیافت. منتظر ماند، بلکه پیامبر را ببیند اما خبری نشد. به یاد قولی که ظاهراً به مادرش داده بود افتاد و مجبور شد برگردد. اویس، برخلاف امر شیطان، و علی‌رغم شوقش به زیارت پیامبر، برگشت و به عهدش وفا کرد. او هرگز پیامبر را ندید اما با رابطه معنوی خود، سرسلسله اویسی مسلکانی شد که معتقدند وجود جسمانی استاد معنوی برای سلوک لازم نیست و می‌توان از پیران گذشته برای معنویت، کمک جست. نقل است که پیامبر درباره اویس فرمود که من بوی خدا را از یَمَن می‌شنوم: إنّی أشَمّ رائِحَةَ الرَّحمنِ مِن قِبَلِ الیَمَن.

ابوسعید ابوالخیر:

گر در یمنی، چو با منی، پیش منی!

گر پیش منی، چو بی منی، در یمنی!

 من با تو چُنانم، ای نگار یمنی!

 خود در غلطم، که من توام یا تو منی!

آفت جامعه امروز ما آن است که برخی، به‌جای ترویج «احساس دینی»، به ترویج « دین احساسی»  می‌پردازند و دائماً هم گله‌مندند که چرا نسل جوان از دین‌گریزان شده‌اند. اینان نمی‌داند که افکار و اعمال ایشان، اگر مالامال از عقل و حکمت و برهان و عرفان شود، دیگر چه کسی خواهد ماند که از دین و دین‌مداری بگریزد؟

(1) شاید بتوان دوره کنونی را یکی از پرآسیب‌ترین دوران زیست مسلمانان نامید؛ چراکه مشکلات فراوانی گریبان گیر دنیای اسلام شده است و متأسفانه وحدت و انسجام کافی نیز برای حل این مشکلات دیده نمی‌شود. سایه سیاست و تحجر، گلوگیر معرفت دینی شده و علاوه بر آن، چالش و کلنجار دین سنتی با دنیای مدرن، بر مشکلات افزوده است.  

تلگرام بیان عیان

https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8IaMsFjs0vwZw

حسین مازوجی
۲۹ شهریور ۹۶ ، ۰۰:۳۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر



قوی ترین حجت خداوند در روز قیامت برعلیه گنهکاران و کجْ‌رفتگان، "وِجدان" آنهاست. وِجدان، "یافتِ درونی" هرشخص است که از فطرت او برمی‌آید. به‌راستی هرکس با وجدان خویش به وضوح درمی یابد که ظلم بد است، عدالت خوب است، جهل بد است، علم خوب است، تعصب بد است، انصاف خوب است و ... . همین وجدان آدمی است که انسان را به پذیرش دعوت های روح بخش اولیای الهی وامی دارد و بدین ترتیب، حجت درونی(وجدان) و حجت بیرونی(اولیای الهی)، دو بال حرکت آدمی به سوی ابدیت است.
ای آدمی‌زاد! به عمق قلبت مراجعه کن! لایه های بیرونی آن را بشکاف! آیا درختی را که قطع کردی، دلی را که رنجاندی، زخمی را که بر تن و روح آدمیان فرو آوردی، دروغ و ناسزایی را که گفتی، تعصبی را که به خرج دادی، عفت و حیایی را که وانهادی، بتی را که پرستیدی، انسانی را که آواره کردی، مطابق ندای وجدانت بود؟

تلگرام بیان عیان

https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8IaMsFjs0vwZw

حسین مازوجی
۲۴ شهریور ۹۶ ، ۰۶:۰۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳ نظر


مَسجِد یا مَجسِد؟!(1)(2)

تبلیغات فراوانی با عنوان «آینده را از مسجد بسازیم» در کلان‌شهر تهران نصب‌شده است. این نوشته،  نقدی بر هزینه‌های گزاف مسئولان شهری در این خصوص است. به‌راستی صَرف این‌همه هزینه "بهینه" است؟!

مسجد در زمان رسول خاتَم، تنها محل عبادت نبود؛ بلکه محل علم و فرهنگ بود. خیلی از مناظره‌ها، مباحثه‌ها، اتفاقات مهم اجتماعی و تعلیم و تعلّم‌ها در مسجد اتفاق می‌افتاد. مسجد در زمان رسول، مرکزیت داشت و هرگز بسته نمی‌شد. مساجد آن دوره، ساده و بی‌ریا بود. نه از هیئت‌امنای انحصارطلب (بخوانید هیئت اُمَرا) خبری بود نه از خطبه‌های بی‌رمق، بی‌فایده و بخشنامه‌ای. رسول، نه نیاز داشت برای آوردن مردم به مسجد، بیلبورد(=آگهی‌نما) سفارش دهد، و نه حاضر بود که مردم را بسانِ کارگرانِ «کارخانه چسب هِل» مجبور کند تا نماز جماعت بخوانند.

شاید اولین ندای خلوت شدن مساجد را مرحوم شهید مرتضی مطهری در همان اوایل انقلاب سرداد. همو که چند ماه پس از بهمن 57 شهید شد. همو که در همان دوران ابتدایی انقلاب فهمید که بدفهمی یا کم فهمی عده‌ای از اسلام، سبب خلوتی مساجد شده است(3).

آری! آینده با مسجد ساخته می‌شود، اما نه مسجدی که گذران مالی‌اش از برگزاری مراسم ختم تامین می شود، نه مسجدی که محل فعالیّت یک حزب سیاسی خاص است، نه مسجدی که متولیانش از درد جامعه بی‌خبرند و در فضای توهّمی سِیر می‌کنند، نه مسجدی که تنها سه ساعت در روز باز است!

به مسئولان توصیه می‌شود، به‌جای صَرف این‌همه هزینه برای نصب تبلیغات، دامنِ تنگ‌نظرانه خود را از مساجد برچینند و مساجد را به مردمان معتمد و مبلّغان خوشْ‌فکر بسپارند تا به عیان، شلوغی مساجد را ببینند.

(1) نگارنده با همه انتقادها، به مسجد می‌رود و انتقاد داشتن، دلیل بر نرفتن به این مبارکْ‌مکان نیست.
(2) امام صادق علیه السّلام در کتابی که منسوب به ایشان است (مصباح الشّریعة و مفتاح الحقیقة) درباره مسجد می‌فرمایند: «هرگاه به درب مسجد رسیدی، متوجه باش که به درگاه سلطان بزرگی رسیده‌ای. به بساط خدا پای نمی‌گذارند مگر آنان که طاهر باشند، و به مجالست باخدا اذن دادن نمی‌شوند مگر کسانی که درست‌کردار و راست‌ْگو باشند. پس هنگام ورود به پیشگاه باعظمت سلطان، مراقب خود بوده و از هیبت و جلال او، خود را حفظ کن...».

(3) در کتاب «پیرامون انقلاب اسلامی» شهید مطهری به این موضوع پرداخته‌شده است.

 

تلگرام بیان عیان

https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8IaMsFjs0vwZw

حسین مازوجی
۲۰ شهریور ۹۶ ، ۰۵:۵۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲ نظر




در قدیم‌الایام، "زرّادان" افرادی بودند که زره و شمشیر و مانند آن می‌ساختند. در مقابل "ورّاقانی" هم بودند که اهل کتابت و قرائت بودند و جزء طبقه فرهیخته به شمار می‌آمدند. جامعه‌ای که با دوستان فرهیخته به شیوه زرّادی برخورد کند، قطعاً سعادتمند نخواهد شد. دوستدار اهل علم باشیم و از هیاهوهای جناحی به دور.

به همین مناسب، به زودی مقاله «تیغِ نقد و نقدِ تیغ» منتشر خواهد شد. تلگرام بیان عیان: https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8IaMsFjs0vwZw
حسین مازوجی
۱۵ شهریور ۹۶ ، ۰۸:۰۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲ نظر