[بَیانِ عَیان]

گفتارهایی عاقلانه و عارفانه!

[بَیانِ عَیان]

گفتارهایی عاقلانه و عارفانه!

[بیان عیان]

[بَیانِ عَیان]
بیان عیان، رسانه ای در حوزه علوم انسانی و در شاخه عرفان و دین است. مردم و جوانان امروز، خواهان تغذیه عقل و جان هستند تا در سایه سار این هوای پاک، جان هایشان را از غبارهای زمانه پاک سازند. عقل آنان را باید با برهان و جانشان را باید با عرفان سیراب کرد نه با خرافه و گزافه.
بیاییم با یکدیگر، محترمانه، صادقانه و در جهت کاهش معضلات گفتگو کنیم. این تنها راه ممکن برای زیست انسانی است. بیاییم باور کنیم افرادی که مثل ما فکر نمی کنند، الزاماً دشمن حقیقت نیستند. بیاییم باور کنیم که حقیقت الزاماً در چنگان و چنگال ما! نیست.

طبقه بندی موضوعی

پیوندها

۳ مطلب با موضوع «عرفان و اخلاق» ثبت شده است

♨️ ابوحامد غزالی در کتاب "کیمیای سعادت" حکایتی را از حضرت موسی(ع) نقل می‌کند که خواندنی است:


🔸🔹موسی علیه‌السلام گفت: «یا ربّ! نزدیکی تا سخن به راز گویم؟ یا دوری تا به آواز گویم؟» گفت: «هر که مرا یاد کند، من همنشین وی‌‏ام.» گفت: «بار خدایا، ما را حال‌هاست؛ چون جنابت و قضای حاجت که تو را در چُنان حال، از یاد کرد خویش اجلال کنیم (شرمناکیم که در حال جنابت و اجابت مزاج یادت کنیم). 

💟خداوند گفت: «به هر حال که باشی، مرا یاد کن و باک مدار!».

#بیان_عیان

🌸عضویت: 

https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8IaMsFjs0vwZw

حسین مازوجی
۰۵ مهر ۹۶ ، ۰۹:۲۷ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر

مرحوم(1) غزالی طوسی در «کیمیای سعادت»، حکایتی شنیدنی از حضرت زکریا علیه السّلام نقل کرده است که به جهت زیبایی متن، عین آن (با اندکی تغییر) آورده می شود:

«...قومى خصومتى داشتند: زکریّا علیه‌السّلام را طلب کردند تا میانجى(گری)کند.

به خانه وى شدند(رفتند). وى را ندیدند. زنى نیکو را دیدند. عجب داشتند که وى پیغامبر است و با چنان زن، (چگونه)تنعّم کند(یعنی شأن پیامبری کجا و تمتّع از زن کجا). چون وى را طلب کردند، وى را یافتند که طعام مى ‏خورد. و ایشان سخن همى‏ گفتند، و (زکریا) نگفت که: «با من نان خورید.» چون (زکریا) برخاست، پاى برهنه از آن زمین بیرون آمد.

ایشان را این هر سه کار، عَجَب آمد. پرسیدند: «این(کارها) چیست؟»
(زکریا)گفت: «آن زنِ با جمال براى آن دارم تا "دینِ مرا نگاه دارد" و "چشم و دل من به جاى دیگر نگذارد"، و شما را (به تعارف) نگفتم که طعام خورید، که آن(غذا) مزدِ من بَوُد تا کار کنم، که اگر کمتر خوردَمى، در کار ایشان تقصیر(کوتاهی) کردمى، و آن(کار) فریضه بُوَد بر من (بنابراین تعارف کردن، خلاف اراده من، و نوعی نفاق بود) و پاىْ برهنه از آن آمدم که میان صاحبانِ زمین ها عداوت بود، نخواستم تا خاکِ یک زمین در کفش من افتد و به دیگر زمین بُرده آید.»

(1) برخی مولفان شیعی عادت دارند که از عناوین احترام آمیز، تنها برای شیعیان استفاده می کنند و برای اهل سنتِ غیرِناصبی، چنین القابی را بکار نمی برند. حتی از یک بزرگواری شنیدم که می فرمود: تلاوت و قرائت قاریان اهل سنت را گوش نکنید! و فقط قاریان شیعی را گوش کنید. صرف نظر از اینکه مکتب شیعه در نظر نگارنده حق و حقیقت است (تقلیداً یا تحقیقاً) ؛ اما به نظر می رسد این چنین موضع گیری هایی چندان مطابق با سیره و تفکر پیشوایان دینی نیست و علاوه بر آن، عقلانی و انسانی هم نیست. امیدوارم همگی مانند امام موسی صدر باشیم که در عین حفظ عقیده، بتوانیم با دیگرانی که مثل ما فکر نمی کنند، با احترام برخورد کنیم! چه اشکال دارد؟!

بیان عیان 
بیان های عارفانه و عاقلانه 
https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8IaMsFjs0vwZw
حسین مازوجی
۱۴ شهریور ۹۶ ، ۰۷:۳۹ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۶ نظر


دین به مجموعه‌ای از باورها درباره هستی، انسان و رابطه آن دو می پردازد که بخشی از آن، ناظر به گزاره‌های معرفتی و بخشی دیگر، ناظر به آموزه‌های عملی و اخلاقی است. همواره در طول تاریخ بین قرائت‌ها و برداشت‌های متفاوت از دین، اختلاف وجود داشته است. یکی از مهم‌ترین چالش‌ها، اختلافِ «بسنده کردن به ظواهر دینی یا فروشدن در بواطن» است. اولی معتقد به پایبندی حداکثری به متون و نصوص دینی (بدون اندکی تعقل) است و دومی از عقل و عشق سخن می‌گوید و نصوص را بر اساس آن تأویل و تفسیر می‌کند.
 
نقلی از یک واقعه تاریخی در زمان عیسی علیه السّلام:

پس از سپری شدن روزگارانی چند از ممنوعیت کار کردن در روز شنبه (سبت) که برای قوم یهود از سوی خدای حکیم وضع‌شده بود، مردم مجبور بودند همین یک روز را هم کار کنند وگرنه به‌سختی فوق‌العاده گرفتار می‌شدند. عده‌ای نزد عیسی آمده و بیان داشتند که چه کنیم؟ اگر کارکنیم، مخالف فرمان الهی است و اگر دست از کار بشوییم، به‌ سختی فوق‌العاده می‌افتیم.
عیسی علیه السلام باکمال آرامش فرمود: «شنبه برای انسان است نه انسان برای شنبه! دلیل وضع احکام توسط خداوند، سعادت انسان است و بس. حال که سعادت و زندگی شما درگرو کار کردن در روز شنبه (سبت) است، کارکنید!».

سخن عیسی علیه السلام نشان می‌دهد که فرمان‌های الهی، پشتوانه معرفتی و "حِکمی" دارند (نه حُکمی و جابرانه)؛ یعنی امور خشک و بی‌روح نیستند. آنچه خدا از دین‌داران انتظار دارد، فروشدن در باطن دریای دین و بهره‌گیری از یاقوت و مرجان‌های آن است نه اکتفا کردن به کف‌های روی آب. برخلاف تصور عده‌ای، خداوند حاکمی سلطه‌گر و نشسته بر صندلی قدرت نیست، بلکه لحظه‌لحظه با نفَس‌های مردم شریک است و سعادتشان را آرزومند! احکام او نیز از همین روح؛ یعنی همدمی با دم‌های مردم سرچشمه می‌گیرد.

تلگرام بیان عیان
https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8IaMsFjs0vwZw

حسین مازوجی
۰۶ شهریور ۹۶ ، ۲۰:۱۰ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳ نظر