بَیانِ عَیان

گفتارهای عاقلانه و عارفانه!

بَیانِ عَیان

گفتارهای عاقلانه و عارفانه!
بَیانِ   عَیان
بیان عیان، رسانه ای در حوزه علوم انسانی و در شاخه عرفان و دین است. مردم و جوانان امروز، خواهان تغذیه عقل و جان هستند تا در سایه سار این هوای پاک، جان هایشان را از غبارهای زمانه پاک سازند. عقل آنان را باید با برهان و جانشان را باید با عرفان سیراب کرد نه با خرافه و گزافه.
بیاییم با یکدیگر، محترمانه، صادقانه و در جهت کاهش معضلات، گفتگو کنیم. این تنها راه ممکن برای زیست انسانی است. بیاییم باور کنیم، افرادی که مثل ما فکر نمی کنند، الزاماً دشمن حقیقت نیستند. بیاییم باور کنیم، حقیقت الزاماً در چنگال! ما نیست.

[بیان عیان]

برای آگاهی از بروزرسانی [بیان عیان] لطفا ایمیل خود را در این قسمت وارد کرده و پنجره باز شده را تایید کنید. سپس ایمیل ارسال شده را باز کرده و لینک ارسال را بفشارید

Delivered by FeedBurner

پیوندهای مفید برای علاقمندان و محققان

۳ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۷ ثبت شده است


در محیط مجازی، با جوانان زیادی برخورد کرده ام که بی مهابا، پرقوت، پرشتاب و اکثراً بدون اختلال روانشناسانه حادّ، به دنبال خالی کردن عقده های جنسی با هم جنس خودشان هستند. جالب اینجاست که تقریباً همگی آنها، پسر و مرد هستند. ایشان به چند دلیل به این ورطه کشیده شده اند: 

یک) داشتن دوستان ناباب و دیدن تصاویر و فیلم های نامناسب و در نتیجه، تحریک پذیری بالای ذهنی و دیداری. برخی از اینان معترف اند که آلوده و گرفتار شده اند اما گرفتاری خود را ناشی از اختلال روانی و جنسی همجنسگرایان و دوجنسه ها می دانند؛ در حالی که این مسئله، اکثراً بهانه ای بیش نیست. دلیل اصلی این اتفاق، تغییر الگوی ذهنی آنها به دلیل کثرت تماشای فیلم ها و تصاویر نامناسب است؛ طوری که ذهنشان به حالت اعتیاد درآمده است. 

دو) نداشتن راهنمای مناسب در زندگی و عدم پشتیبان عاطفی خانوادگی، تنهایی، سرخوردگی روانی و بیکاری.

سه) عدم پرداختن به تفریحات سالم؛ طوری که وقتی از رابطه سالم با آنها سخن می گویی، این مفهوم برایشان غریبه است. 

چهار) نداشتن برنامه مشخص در زندگی برای آینده و ازدواج. 

پنج) پیدا نکردن شریک جنسی از جنس مخالف (خصوصاً از نوع حرام) و قانع شدن به لذت ناهمگون و ناهنجار جنسی با جنس موافق. 

شش) نداشتن الگوی ذهنی و روانی مشخص در زندگی.

هفت) غریب بودن با مفاهیم مذهبی و نشناختن الگوهای ایمانی. 


اما آنچه که اکنون بدان می پردازم:

معتقدم، اصل و اساس این انحراف ها، بی اعتقادی، بی ایمانی و دشمنی با خدا و رسول و دین و آیین، نیست، بلکه علاوه بر موارد یک تا شش، غربت ذهنی آنها از مفاهیم دینی و ایمانی است. آنها بسیار منزوی اند. بسیار! بسیار به کمک احتیاج دارند! بسیار! اما متاسفانه کمتر کسی است که حاضر شود با دانش خود، آنها را کمک کند و شریک دردشان باشد و خود را وقف بهبودی آنها کند.

عصبانیت روانی این افراد، بسیار بالاست؛ طوری که وقتی از رابطه سالم و بهنجار جنسی، توبه و ... با ایشان سخن می گویید، گرچه قلباً باور دارند اما با عصبانیت، دادن فحش های ناموسی و خروج از مکالمه و احیاناً مسدود کردن مخاطب، سعی می کنند که به نوعی از درمان خود فرار کنند چراکه لذت نابهنجار دائم را به آینده ای غیرمطمئن، ترجیح می دهند. برخی نیز که تازه کار هستند، می پذیرند، تشکر می کنند اما شاید درمانشان را پیگیری نکنند. 

نکته دیگر اینجاست که هرچه سن این افراد بالاتر، میزان مقاومتشان در برابر اصلاح رفتار، بیشتر و امید به درمانشان، دشوارتر است؛ چراکه آنچنان خود را در ورطه انحراف انداخته اند که تا اراده ای جدی برای حل مشکل نداشته باشند، هیچ خدایی را بنده نیستند.  

+نائب فاعل، عنوان طنزی است از کسانی که نه اراده فاعل شدن دارند، نه اراده مفعول شدن، بلکه اراده های متفاوت تری دارند. 

حسین
۳۰ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۲:۲۴ موافقین ۱ مخالفین ۱ ۳ نظر


یک) یکی از موضوعات مهمی که رسانه های غوغاسالار مجازی (پس از تحولات سیاسی ـ اجتماعی سال 96) بدان پرداخته و می پردازند، اصل وجود «منابع مالی» نهادهای حوزوی و مراجع عظام تقلید و احیاناً تبلیغ در جهت اثبات فساد در آن منابع است.  این رسانه ها از هزینه های هنگفتی که از جیب مردم، صَرفِ عَلَم کردن نهادهای دینی و فرهنگی بی تأثیر (به قول خودشان) می شود، گلایه ها و شکایت ها دارند.


دو) موضوع دیگری که مورد توجه این رسانه هاست، منابع مالی برخی از مراجع تقلید است. ایشان با ارائه نمونه هایی که به قول خودشان واقعی است، به مردم این موضوع را القا می کنند که اولاً  مراجع در قبال حمایت از دولت و حکومت، پول دریافت می کنند و دوماً منابع مالی آنها غیرقابل کنترل، غیر شفاف و فساد زاست. 


سه) اخیراً یکی از مراجع معظم تقلید، از لزوم مبارزه با «مفسدان اقتصادی» سخن گفته اند و راه حل آن را «اعدام» دانسته اند. صَرف نظر از اینکه "اعدام"، چقدر در سیستم فسادپرور و رانتی راهگشاست، باید از این مسئله استقبال کرد و آن را به فال نیک گرفت. 


چهار) پیشنهادی که به ذهن می رسد آن است که بیاییم شفافیت و ضدفساد بودن را از «خود» شروع کنیم. مگر مراجع تقلید، ادعای «سلامت مالی» و «استقلال از منابع دولتی و حکومتی» را ندارند؟ یکبار هم که شده، برای اطلاع عموم، میزان دخل و خرج مالی خود را به طور شفاف و ماهانه، به اطلاع همه برسانند. اینکه چقدر منابع مالی در اختیار دارند، نحوه مصرف خمس و زکات مردم چگونه و میزان آن چقدر است، خدمات انجام گرفته به طور دقیق شامل چه مواردی است و قس علیهذا. 


چقدر خوب می شود تا مردم، به طور مستند، از جزئیات پول هایی که به مراجع می پردازند، آگاه شوند، چراکه حق ایشان است که «حقیقت» را بدانند. حق ایشان است که بدانند، پولی که به نام امام زمان علیه السّلام به فقهای زمانه می دهند، در چه اموری خرج می شود و میزان آن چقدر است؟ 


نباید از شفاف سازی ترسید. ما به مراجع خود اطمینان داریم اما از باب روشنگری و اطمئنان قلبی که در قرآن کریم آمده است، از همه مراجع محترم تقلید استدعا داریم تا اصل شفاف سازی مالی را ابتدا از بیت خود شروع کنند تا اثرات بسیار مثبت آن را به عیان، ببینند. با این کار، نه تنها پاک دست بودن خود را اثبات می کنند و دهان رسانه های غوغاسالار را می بندند و غبارها را از دل های شکاک و خیال پرور می زدایند، بلکه موجب افزایش اطمینان عمومی و اشتیاق مردمی می شوند که دوست دارند تا وجوهات شرعیه خود را در راه خداوند و رفع احتیاجات مسلمانان، خرج کنند.

به امید حرکتی امیدبخش و شفاف ساز



حسین
۲۴ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۳:۰۲ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۴ نظر

کلثوم ننه، کتابی از آقا جمال الدین خوانساری، از علمای مشهور دوره صفویه است. وی از شاگردان مرحوم مجلسی اول (محمدتقی) بود و گفته می شود بر پیکر ایشان، نماز میت خوانده است. قبر ایشان در قبرستان تخت پولاد اصفهان (در کنار پدرشان) است.

کلثوم ننه، کتابی طنّازانه، در بیان خرافاتی است که در بین زنان آن روزگار رواج داشته و بسیار در شناخت فرهنگ عامه آن روزگار، مفید است. در مقدمه این کتاب آمده است:

 «بدان که افضل علمای زنان پنج نفرند: اول بی‌بی شاه زینب، دوم کلثوم ننه، سوم خاله‌ جان‌آقا، چهارم باجی یاسمن، پنجم دده بزم‌آرا و آنچه از اقوال آنها به دست بیاید، نهایت وثوق دارد و محل اعتماد است، و به غیر از این پنج نفر، بسیاری نیز هستند که ذکر آنها موجب طول کلام می‌شود. بدان که هر زنی که سنی داشته باشد و پیری و خُرافَت او را دریافته باشد، دیگران به افعال او وثوق تمام دارند و هر زنی که خلاف فرموده ایشان کند، آثم و گناهکار باشد!».

براستی چرا باید خرافات دینی آنچنان در قلب ها رسوخ و نفوذ کند که اگر کسی، عالمانه و محققانه، آن خرافات را نفی کند، مورد شماتت قرار گیرد؟ روزی، پیامبران و امامان نیز همین مأموریت ها را بر عهده داشتند، اما عده ای خرافه گرا، ایشان را به بهانه مبارزه با حقیقت(!) تیغ می زدند و سم می خوراندند. آری! حقیقت تلخ است، ولو برملا کردن خرافه باشد.

آیا ما نیز در دلهایمان، خرافاتی را پنهان نکرده ایم؟!!

قسمتی از این کتاب:

در بیان سازها و افعال آنها

بدان که دایره زدن، ثواب عظیم دارد، خصوصاً چهل حلقه، و هرچه وسیع تر باشد، ثوابش بیشتر است... و واجب است که در هر خانه، دایره بوده باشد و اگر نباشد، کلثوم ننه گفته که در عوض، در و پنجره و کرسی و  سینی می توان زد و اگر هیچیک از اینها یافت نشود، هر دو دست را بر هم زنند، و این خالی از قوت نیست!

دانلود


حسین
۲۴ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۰:۲۹ موافقین ۶ مخالفین ۰ ۵ نظر