بَیانِ عَیان

گفتارهای عاقلانه و عارفانه!

بَیانِ عَیان

گفتارهای عاقلانه و عارفانه!
بَیانِ   عَیان
بیان عیان، رسانه ای در حوزه علوم انسانی و در شاخه عرفان و دین است. مردم و جوانان امروز، خواهان تغذیه عقل و جان هستند تا در سایه سار این هوای پاک، جان هایشان را از غبارهای زمانه پاک سازند. عقل آنان را باید با برهان و جانشان را باید با عرفان سیراب کرد نه با خرافه و گزافه.
بیاییم با یکدیگر، محترمانه، صادقانه و در جهت کاهش معضلات، گفتگو کنیم. این تنها راه ممکن برای زیست انسانی است. بیاییم باور کنیم، افرادی که مثل ما فکر نمی کنند، الزاماً دشمن حقیقت نیستند. بیاییم باور کنیم، حقیقت الزاماً در چنگال! ما نیست.

[بیان عیان]

برای آگاهی از بروزرسانی [بیان عیان] لطفا ایمیل خود را در این قسمت وارد کرده و پنجره باز شده را تایید کنید. سپس ایمیل ارسال شده را باز کرده و لینک ارسال را بفشارید

Delivered by FeedBurner

پیوندهای مفید برای علاقمندان

(عکس نوشته زیبا در ضمیمه امروز روزنامه اطلاعات 97/08/06)

بارها شده است، به دلیل ظلم و اجحاف برخی از افراد جامعه (مسئولین یا ...)، دست به شکایت زده ام و تقریبا در همه موارد، به مقصد و مقصود و مطلوب، دست یافته ام و حقم را بازستانده ام. مسئولیت اجتماعی، به ضرس قاطع! حکم می کند، هر جا ظلمی دیدیم، مانند مولایمان حسین علیه السّلام، ساکت ننشینیم و در حد توان و با رعایت مصلحت، به دنبال رفع ظلم باشیم. جامعه بدون احساس مسئولیت ما، ساخته نخواهد شد. هیچ کسی، دلش برای ما نسوخته است تا اوضاع ما را اصلاح کند! تا خود دست بکار نشویم، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. 
همانطور که خداوند متعال، از مثال زدن پشّه ای! در قرآن ابا ندارد، ما نیز از شکایت های خُرد، ابا نداشته باشیم و بدانیم، تمام فاسدان فراری به خارج از کشور که پول این ملت را خوردند و رفتند، روزی از دزدی همین چیزهای "فَکَسَنی" (1) شروع کردند!

سوره مبارکه بقره، آیه 26: خداوند پروا ندارد که به پشه و فراتر [یا فروتر] از آن مثل زند...

(1) بی ارج، ناچیز (فرهنگ وزین دهخدا مرحوم) 


مطالب مرتبط: 

بن بست در دین و دنیا 

صلاح و سداد ایران عزیزمان

دوش خدا

ویرانی

حسین
۰۷ آبان ۹۷ ، ۰۹:۳۲ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲ نظر

قطعه ای از رساله سیر و سلوک، منسوب به مرحوم بحرالعلوم رحمة الله (با اندکی تغییرات):

... ظهور قوّه و وصول آن به سر حدّ فعلیّت، مانند هیزم و ذغال است که در آنها نیروی آتشین است، پس چون نزدیک به آتش شوند، حرارت در آنها تأثیر کند، و آنا فآنا بیشتر شود و به تدریج قوّه آتشین، نزدیک به فعلیّت گردد، تا ناگاه فعلیّت متحقّق و هیزم ِ تیره و ذغال سیاه، روشن و شعله‏ ور مى‏ شود. اما این، آغازِ ظهور فعلیّت است و تمام فعلیّت حاصل نشده و در بواطن آن، چوب بودن و  ذغال بودن، مخفى است و به اندک بادى، یا دورى از آتش ... این فعلیّت ... به حالت اوّل، عود مى‏ کند... . لهذا مجاهد راه دین ... را ورود در عالمى (روحانی) و ظهور فعلیّت آن، کفایت نمى ‏کند، چه هنوز بقایاى عالم سافل در زوایاى ذاتش کامن (پنهان) و به این سبب، به پاکان عالم بالاتر ناهمجنس و وصول به فیوضات و مراتب ایشان غیر میسّر. بلکه به اندک لغزشى یا قلیل تکاهلى در جهاد و سلوک، یا حصول مانعى در زمان اندکى، باز به عالم سافل راجع مى‏ شود ... و أکثر صحابه حضرت سیّد المرسلین صلّى اللّه علیه و آله تا «قرب جوار» ظاهرى آن جناب را داشتند، روشنى ایمان در ظاهر ایشان پیدا بود، اما چون آثار کفر و جاهلیت به طور کل، از ایشان برطرف نشده و در بواطن ایشان پنهان بود، به محض مباعدت (دوری) از خدمت آن جناب، آثار ذاتیّه ایشان، غالب و نور ایمان از ظواهر ایشان به باد تندِ حبّ جاه و مال و حسد و کینه، خاموش شد... از این جهت است که همین ترک ظاهر گناه، فائده ‏ای در نجات نمی ‏بخشد، بلکه باید ظاهر و باطن را تارک شد که: ﴿وَ ذَرُوا ظاهِرَ الْإِثْمِ وَ باطِنَهُ ...﴾؛ گناه را چه آشکار باشد چه پنهان رها کنید: (سوره الأنعام، آیه 120)

 


حسین
۰۶ آبان ۹۷ ، ۰۵:۳۲ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰ نظر

اصلاح گری دینی در دنیای معاصر با الگو برداری از روش و منش امام موسی صدر

بیان عیان به زودی، پرونده ویژه "دین، دعوت یا دعوا؟" را با رویکرد معرفتی، سیاسی و اجتماعی خدمت شما تقدیم خواهد کرد. 


امام موسی صدر در جنوب لبنان، حرکتی پویا و مردمی را شروع کرد، دل های مردم را از هر گرایش و مذهب، به هم نزدیک کرد و فرهنگ گفتگو رو گسترش داد. ایشان، قبل از اینکه اصرار بر دیندار کردن مردم داشته باشد، فضای زیستی ایشان را سالم کرد و  روابط آنها را بهبود بخشید! اقتصادشان را از وابستگی و فساد نجات داد و روح اعتماد به نفس رو تو دلشون زنده کرد. بعداً مردم، خود بخود، دیندار شدن! 


حسین
۰۲ آبان ۹۷ ، ۲۲:۲۱ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲ نظر


نام او لب لباب معنوی است 

انتخاب انتخاب مثنوی است


لب لباب معنوی، انتخاب ِ انتخاب مثنوی، تالیف ملاحسین واعظ کاشفی، خلاصه مثنوی معنوی جناب مولوی جلال الدین بلخی رومی است. بیان عیان، زین پس، شرح کتاب «لب لباب معنوی» را که گزیده مثنوی جناب مولوی است به صورت تطبیقی، با کتب زیر خدمت شما عزیزان به صورت متنی، صوتی و ویدئویی تقدیم می کند. 


لسان الغیب جناب فریدالدین عطار

دیوان کبیر شمس تبریزی

دیوان فیض کاشانی

کتاب مکاشفات رضوی(جناب لاهوتی)

شرح مثنوی ( جناب نعیم)

شرح مثنوی (جناب سبزواری)

شرح مثنوی (جناب فرزانفر)

شرح مثنوی (جناب نثری)

شرح مثنوی (جناب شهیدی)

شرح مثنوی (گولپینارلی)

شرح کتاب جواهر الاسرار و زواهر الانوار (کمال الدین خوارزمی)

کتاب مولوی نامه؛ مولوی چه می گوید؟ (جناب جلال الدین همایی)

میناگر عشق (جناب کریم زمانی)



تکمیلی: متاسفانه به دلیل کمبود وقت، فعلا این سیر مطالعاتی متوقف شده است. 

حسین
۲۷ مهر ۹۷ ، ۰۹:۵۸ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

یکی از صفات خداوند، "عزیز" است؛ یعنی آنچنان بر مخلوقات رفعت و برتری ِ وجودی دارد که کسی را یارای آن نیست که بر ذات ایشان وقوف و آگاهی پیدا کند. آنچنان دارای مرتبه والایی است که هر کسی طمع در آن مراتب کند، جملگی بسوزد و نیست شود. 

تنها می توان به صفات خداوند ـ آنهم در حد وسع وجودی - آراسته شد و آن ها را شناخت، بدان معنا که هر کسی بنابر میزان پاکی نفس اش، به مرتبه ای از کمال صفاتی حق پی خواهد بود.


زنان  نیز از این جهت، به صفت "عزیز" متصف می شوند چراکه زن، مظهر لطافت، زیبایی، محبت و عشق است و هر کسی نمی تواند و لایق نیست که در حریم او پا گذارد. زن، ذاتا دارای صفت عفت و حیاست، و تنها یک نفر است که شایستگی دارد در حریمش داخل شود و آن، شوهر اوست.


زن و دختری که در خیابان و کوی و برزن، خود را در معرض دید هزاران چشم ناپاک قرار می دهد و حتی با ایشان مجالست و همنشینی می کند، خود را ارزان فروخته است! آیا او نمی داند کسانی که بدون هیچ نشان لیاقتی از عقل و ایمان، به او نزدیک می شوند، تنها برای لذات خودشان، تظاهر به عشق و دوستی می کنند، و هیچ بویی از محبت  وعشق نچشیده اند! 


امام محمد غزالی علیه الرحمة در کیمیای سعادت در مذمت نگریستن در حریم زنان غریبه می فرماید: 

«بدان که هر زن و کودک که اندر راهگذر پیش آید، شیطان تقاضا کردن گیرد که «اندر نگر تا چگونه است؟». 

باید که با شیطان مناظره کند و گوید: «چه نگرم؟ اگر زشت باشد رنجور شوم و بزهکار، و اگر نیکو بود چون حلال من نیست، بزهکار شوم و حسرت و رنج با من بماند، و اگر از پس وی فرا شوم عمر و دین به سر اندر دهم و باشد که به مقصود نرسم.» 


حسین
۲۵ مهر ۹۷ ، ۲۳:۱۴ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر