بَیانِ عَیان

گفتارهای عاقلانه و عارفانه!

بَیانِ عَیان

گفتارهای عاقلانه و عارفانه!
بَیانِ   عَیان
بیان عیان، رسانه ای در حوزه علوم انسانی و در شاخه عرفان و دین است. مردم و جوانان امروز، خواهان تغذیه عقل و جان هستند تا در سایه سار این هوای پاک، جان هایشان را از غبارهای زمانه پاک سازند. عقل آنان را باید با برهان و جانشان را باید با عرفان سیراب کرد نه با خرافه و گزافه.
بیاییم با یکدیگر، محترمانه، صادقانه و در جهت کاهش معضلات، گفتگو کنیم. این تنها راه ممکن برای زیست انسانی است. بیاییم باور کنیم، افرادی که مثل ما فکر نمی کنند، الزاماً دشمن حقیقت نیستند. بیاییم باور کنیم، حقیقت الزاماً در چنگال! ما نیست.

[بیان عیان]

برای آگاهی از بروزرسانی [بیان عیان] لطفا ایمیل خود را در این قسمت وارد کرده و پنجره باز شده را تایید کنید. سپس ایمیل ارسال شده را باز کرده و لینک ارسال را بفشارید

Delivered by FeedBurner

پیوندهای مفید برای علاقمندان

حضرت علی علیه السّلام بارها در نهج البلاغه، از آفات اجتماعی، سیاسی و دینی سخن به میان آورده اند و حضرات معصومین علیهم السلام بارها، یکی از خطرناک ترین دشمنان دین و دیانت را عالِم فاسد بی پروا و عابد متعصب و جاهل دانسته اند. 


مهمترین آفاتی که طلاب علوم دینی در هر مسلک و مرامی، باید از آنها دوری کنند:


-دخالت گر در امور مختلف (اقتصاد، سیاست، پزشکی و ...) بدون دانش کافی! 

-پول پرست!

-ناآگاه و بی توجه نسبت به دغدغه ها و مشکلات مردم (رفاه طلب یا گوشه نشین)! 

-سیاست زده (وارد شدن به دعواهای سیاسی و جناحی بی فایده)! 

-بی دانش، تنبل و تن پرور! 

-تنگ نظر، متعصب و خرافه پرور!

-پرگو و بی عمل! 

-مرعوب و وابسته به جریان های فاسد قدرت و ثروت! 

-چسبیدن به صندلی قدرت و بدنام کردنِ دیانت و معنویت!

+ مطلب مرتبط: آفات عالمان دین

لطفاً آفات و آسیب های دیگری را که به ذهن تان می رسد، ارسال نمایید. 

حسین
۱۶ شهریور ۹۷ ، ۱۴:۱۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲ نظر

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت رسول صلّی الله علیه و آله: «یا علیّ! خلق اللهُ النّاسَ من أشجار شتّى، و خلقنى و أنت من شجرةٍ واحدةٍ، أنا أصلُها و أنت فرعُها، فطوبى لعبدٍ تمسّک بأصلها و أکل من فرعها» (1)

یا علی! خداوند مردم را از خاستگاه های مختلف (تعبیر به درخت) آفرید اما من و تو را از یک خاستگاه آفرید. من اصلم و تو فرع! خوش باد بنده ای که به اصل دست یازد و از فرع بهره جوید. 

ولایت معنوی امام علی علیه السّلام، منبع علم و حکمت و رمز استمرار برکت وحی برای مردم است. جایگاه علمی و معرفتی خاندان اهل بیت علیهم السّلام، علی رغم همه دشمنی ها و محدودیت ها، مورد اذعان عقلای تاریخ قرار گرفته است. 

از حسن تدبیر، عدالت و صلابت علی علیه السّلام در برابر مُترَفان(2) مفسد گرفته، تا حسن سیاست امام حسن علیه السّلام در برابر تزویر معاویه، از امر به معروف و نهی از منکر امام حسین علیه السّلام در زمانه ظهور بدعت ها گرفته تا روشنگری های نرم امام سجاد علیه السّلام، از علم و حکمت باقرین علیهماالسّلام گرفته تا برکت و اخلاق امام کاظم علیه السّلام، از کوچ سیاسی اجتماعی مبارک امام رضا علیه السّلام گرفته تا سخاوت و جود و هدایت طلبی امام جواد و هادی علیهماالسّلام در عصر اختناق، از ایستادگی و مظلومیت امام حسن عسکری علیه السّلام در حصار نظامی گرفته تا فیوضات معنوی امام عصر عجّ الله تعالی و فرجه الشّریف در عصر غیبت صغری و کبری، همه و همه استمرار شیوه و سیره نبوی است. 

امام علی علیه السّلام در نهج البلاغة می فرمایند:

«اهل بیت علیهم‌السلام، جایگاه اسرار خداوندى، پناهگاه فرمان الهى، مخزن علم خدا، مرجع احکام اسلامى، نگهبان کتابهاى آسمانى و کوههاى همیشه استوار دین خدایند. خدا به وسیله اهل بیت، پشت خمیده دین را راست نمود، و لرزش و اضطراب آن را از میان برداشت، برابر فاسدانى که تخم گناه افشاندند، و با آب غرور و فریب آبیارى کردند، و محصول آن را که جز عذاب و بدبختى نبود برداشتند... شما مردم به وسیله ما، از تاریکی هاى جهالت نجات یافته و هدایت شدید، و به کمک ما، به اوج ترقى رسیدید، وصبح سعادت شما، با نور ما درخشید» (3).


پی نوشت ها:

(1) «بحار الانوار»، ج 9، ص 334 / «کشف الغمّة»/«مناقب خوارزمى»/«امالى» طوسی، ص338. 

(2) معجم الإشتقاقی الموصل لألفاظ القرآن الکریم، تالیف محمد حسن حسن جبل: مترف (ثروتمندانِ مست شهوت) به معنای کسی است که در شهوات و لذت های دنیا، فربه و چاق شده است و به نوعی، مانع از اجرای سیاست های عدالت طلبانه می شود و جامعه را به سوی ویژه خواری سوق می دهد (المتنعّم المتوسّع فی ملاذّ الدنیا و شهواتها). 

این واژه 5 بار در قرآن کریم آمده است: 

یک) وَإِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِکَ قَرْیةً أَمَرْنَا مُتْرَفِیهَا فَفَسَقُوا فِیهَا فَحَقَّ عَلَیهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِیرًا (الإسراء/16)

و هنگامی که بخواهیم شهر و دیاری را هلاک کنیم، نخست اوامر خود را برای «مترفین» (و ثروتمندان مست شهوت) آنجا، بیان می‌داریم، سپس هنگامی که به مخالفت برخاستند و استحقاق مجازات یافتند، آنها را به شدت درهم می‌کوبیم.

دو) حَتَّى إِذَا أَخَذْنَا مُتْرَفِیهِمْ بِالْعَذَابِ إِذَا هُمْ یجْأَرُونَ(المؤمنون/64)

تا زمانی که متنعمان مغرور آنها را در چنگال عذاب گرفتار سازیم؛ در این هنگام، ناله‌های دردناک و استغاثه‌آمیز سرمی‌دهند!

سه) وَمَا أَرْسَلْنَا فِی قَرْیةٍ مِنْ نَذِیرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ کَافِرُونَ(سبأ/34)

و ما در هیچ شهر و دیاری پیامبری بیم‌دهنده نفرستادیم مگر اینکه مترفین آنها (که مست ناز و نعمت بودند) گفتند: «ما به آنچه فرستاده شده‌اید کافریم!».

  وَکَذَلِکَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِکَ فِی قَرْیةٍ مِنْ نَذِیرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِمْ مُقْتَدُونَ(الزخرف/23)

چهار) و این‌گونه در هیچ شهر و دیاری پیش از تو پیامبر انذارکننده‌ای نفرستادیم مگر اینکه ثروتمندان مست و مغرور آن گفتند: «ما پدران خود را بر آئینی یافتیم و به آثار آنان اقتدا می‌کنیم.»

پنج) إِنَّهُمْ کَانُوا قَبْلَ ذَلِکَ مُتْرَفِینَ(الواقعة/45)

آنها پیش از این (در عالم دنیا) مست و مغرور نعمت بودند. 

(3) نهج البلاغة، ترجمه محمد دشتی رحمة الله علیه

حسین
۰۹ شهریور ۹۷ ، ۱۵:۵۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

تنها راه جلوگیری از توسعه فساد  اجتماعی ـ  سیاسی و  پیشرفت در دین و دنیا، تفکیک وظائف بر اساس میزان تخصص و کارایی، و جلوگیری از رانت و رابطه های فسادخیز به وسیله نظارت عمومی است. نظارت عمومی بر عملکرد مسئولین و مطالبه گری و عدالت طلبی به شیوه اخلاقی، آگاهانه و هوشمندانه، می تواند جرثومه های فساد را از برخی مناصب قدرت خارج کرده و افرادی پاکدست و کاردان را بر مناصب سیاسی مسلط گرداند. 

روحانیت در این میان، باید به وظیفه اصلی خود، یعنی آگاهی دادن به مردم ـ از طریق آنچه خداوند حکیم بر پیامبران و اولیای پاک او نازل کرده ـ برگردد و در آنچه تخصص و علم کافی ندارد دخالت نکند. کسی که در سیاست یا اقتصاد تخصص ندارد ـ ولو دیندارترین انسان هم باشدـ حق ندارد، جایگاه سیاسی یا اقتصادی را اشغال کند، چراکه نه تنها به خود خیانت می کند، بلکه به خدا، مردم و دین نیز خیانت می ورزد. 

اعتراضات خشونت بار با شعارهایی کور و هیجانی، تولید کینه و بغض، و فاصله انداختن بین مردم و روحانیت، یا مردم و مسئولین به وسیله فحش و ناسزا و تخریب اموال عمومی، نه تنها مشکلی را حل نخواهد کرد، بلکه دامنه فساد را گسترش خواهد داد. باید دقت کرد که توسعه هرج و مرج های خیابانی، نه تنها موجب کاهش امنیت مردم و ورود عناصر فرصت طلب خواهد شد، بلکه فرصت جایگزینی ایده ها و نظریه های اصلاح گرانه را نیز از مردم خواهد گرفت. 

بیاییم، با افزایش مطالعه و شناسایی افراد متخصص، سالم و نظارت عمومی و مستمر بر علمکرد آنها، توسعه آگاهی های اجتماعی و سیاسی، و مقاومت منطقی و آرام، جامعه خود را به سوی پاکی و سلامت پیش ببریم. با فساد، در هر لایه آن، به صورت تک تک یا جمعی، و البته قانونی، مبارزه کنیم و با بیان مطالبات و حقوق خود، راه را بر سوء استفاده گران بیت المال ببندیم.

حسین
۳۰ مرداد ۹۷ ، ۱۶:۰۳ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱ نظر


عالمان دین، همْ می توانند منشاءِ صلاح و سَداد مسلمانان باشند و هم مایه سقوط و هلاکت ایشان. امام علی علیه السّلام در حدیثی می فرمایند که دو گروه، کمر مرا شکستند: «یکی عالمان بی عمل و فاسد، و دیگری جاهلان مقدّس نما» (1). در کتاب شریف و گرانقدر «مصباح الشّریعة» (2) که خصوصاً در بین عرفان پژوهان، منسوب به امام صادق علیه السّلام است، ده ویژگی منفی برای علما ذکر شده است که در پی می آید:


1ـ طمع: که به آنچه دارد و به آنچه از راه مشروع به دست می‏آید قناعت نکرده، و به مال و عنوان و ملک دیگران طمع بورزد.

2ـ بخل: که راضی نشود دیگران، از مال و علم و عنوان و مقام ظاهری و معنوی او استفاده کنند.

3ـ ریا: که علم و عبادت و محاسن اعمال و محامد صفات خود را بخواهد به دیگران نشان داده، و نیت او آلوده باشد.

4ـ عصبیت: در آراء و عقاید و افکار و اعمال خود، صفا و حریت و حقیقت و روحانیت را کنار گذاشته، و روی خیالات موهوم و وابستگی‏های ظاهری و انتساب عرفی و اسم و شهرت و علایق دیگر، خود را محدود و مقید کرده، و از روش مخصوص و افکار و اعمال معینی طرفداری کند.

5ـ حب مدح: که هدف او در همه رفتار و گفتار و کردار، بزرگداشت خود و عنوان و اسم و رسم پیدا کردن باشد.

6ـ وارد شدن و بحث از مسائلی که فهمیدن حقیقت آن مسائل، برای او محال باشد، لاجرم نتیجه‏ای جز انحراف فکری نداشته باشد، مانند بحث از جزئیات و خصوصیات عالم آخرت، یا مقامات معنوی که هنوز از آن مراحل اطلاعی ندارد.

7ـ تکلف در سخن گفتن و یا نوشتن: که عادت به تزیین کلام و عبارت پردازی و قافیه سازی و مجاز گویی پیدا کرده، و توجه او از حقیقت و معنی منحرف گشته، و به ظواهر بپردازد.

8ـ حیاء نداشتن: در مقابل حرکات ناشایست و اعمال زشت و کارهای نامشروع و نامناسب که کاملا بی‏پروا و بی‏باک باشد، و هیچ گونه آداب و ظواهر احکام و برنامه دینی و اخلاقی را رعایت نکند.

9ـ افتخار: روی عناوین و جهات دنیوی و امور مادی افتخار و مباهات نمودن، و خود را به دیگران امتیاز دادن و بالا بردن.

10ـ سستی کردن در مقام عمل: که به دانسته خود عمل نکند، و از علم خود نتیجه و ثمر عملی نگیرد، و روش و کردار او بر خلاف علم او باشد.

حضرت عیسی علیه السّلام فرمودند: «شقی‏ترین و بدترین مردم آن کسی باشد که در میان مردم با علم و فضل شهرت پیدا کرده، ولی در مقام عمل مقصر و سست و مجهول باشد».

 

(1) إحیاء علوم الدّین، ج1، ص52 / المراد من منیة المرید، ص 91
(2) مصباح الشّریعة، ترجمه جناب آقای مصطفوی



حسین
۲۲ مرداد ۹۷ ، ۱۳:۵۹ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۴ نظر

هرگز مباد که صدای مردم را نشنویم... 

مسرِفان تن پرور و مُترَفان آرمیده به کنج قصرها، کجا می توانند صدای بینوایان را بشنوند؟

حسین
۲۰ مرداد ۹۷ ، ۱۹:۰۶ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر