بَیانِ عَیان

گفتارهای عاقلانه و عارفانه!

بَیانِ عَیان

گفتارهای عاقلانه و عارفانه!
بَیانِ   عَیان
بیان عیان، رسانه ای در حوزه علوم انسانی و در شاخه عرفان و دین است. مردم و جوانان امروز، خواهان تغذیه عقل و جان هستند تا در سایه سار این هوای پاک، جان هایشان را از غبارهای زمانه پاک سازند. عقل آنان را باید با برهان و جانشان را باید با عرفان سیراب کرد نه با خرافه و گزافه.
بیاییم با یکدیگر، محترمانه، صادقانه و در جهت کاهش معضلات، گفتگو کنیم. این تنها راه ممکن برای زیست انسانی است. بیاییم باور کنیم، افرادی که مثل ما فکر نمی کنند، الزاماً دشمن حقیقت نیستند. بیاییم باور کنیم، حقیقت الزاماً در چنگال! ما نیست.

[بیان عیان]

برای آگاهی از بروزرسانی [بیان عیان] لطفا ایمیل خود را در این قسمت وارد کرده و پنجره باز شده را تایید کنید. سپس ایمیل ارسال شده را باز کرده و لینک ارسال را بفشارید

Delivered by FeedBurner

پیوندهای مفید برای علاقمندان و محققان

هنگامی که فرزانه حکومت می کند، مردم به ندرت متوجه وجودش می شوند. پس از فرزانه، بهترین حاکم، رهبری است که دوستش دارند. پس از او ، فرمانروایی است که از او می ترسند، و بدترین، کسی است که او را خوار می شمارند. اگر به مردم اعتماد نکنید، آنها را غیر قابل اعتماد می سازید. فرزانه سخن نمی گوید، عمل می کند. وقتی کارش به انجام می رسد، مردم    می گویند: « چه جالب! ما، خود، آن کار را انجام داده ایم!».

ابزار نظامی ابزار خشونت است. فرزانه از خشونت پرهیز می کند، ابزار نظامی، ابزار ترس است، فرزانه هرگز آن را بکار نمی برد، مگر در زمان اضطراری، و در صورت اجبار با کمال بی میلی آن را به کار می گیرد. صلح و دوستی والاترین ارزش است، اگر در صلح و دوستی خللی پیدا شود، او چگونه می تواند خشنود باقی بماند؟ دشمنان او دیوها نیستند بلکه انسان هایی هستند همانند او. او در آرزوی نابود شدن آنها نیست و هنگام پیروزی جشن نمی گیرد. او چگونه می تواند هنگام پیروزی و کشتن انسان ها به جشن و شادی بپردازد؟
فرزانه تلاش نمی کند قدرتمند شود؛ بنابراین قدرتمند حقیقی است. انسان عادی در تلاش برای رسیدن به قدرت است؛ بنابراین هرگز قدرت کافی بدست نمی آورد. فرزانه، هیچ نمی کند، با این وجود، چیزی ناتمام باقی نمی گذارد. انسان عادی همیشه مشغول کارهای مختلف است، با این وجود کارهای ناتمام زیادی دارد....
فرزانه به عمق توجه می کند نه به سطح، به میوه نه به گل. او از خود کاری نمی کند، در واقعیت تمرکز یافته، و خیالات باطلش از میان رفته است. فرزانه تسلیم آن چیزی است که لحظه حال برای او به ارمغان می آورد. او می داند که بالاخره خواهد مرد، و به هیچ چیز وابستگی ندارد. توهمی در ذهنش وجود ندارد. و مقاومتی در بدنش نیست. او درباره عملش فکر نمی کند، اعمال او از مرکز وجودش جاری می شوند، به گذشته اش نچسبیده؛ پس هر لحظه آماده مرگ است، همانطور که دیگران پس از یک روز کاری سخت برای خواب آماده اند. 

https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A
حسین
۱۵ فروردين ۹۵ ، ۲۰:۲۸ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰ نظر
اگر کاسه خود را بیش از اندازه پر کنید، لبریز می شود.
اگر چاقوی خود را بیش از حدّ تیز کنید، کند می شود.
اگر به دنبال پول و راحتی باشید، دلتان هرگز آرام نمی گیرد.
اگر به دنبال تأیید دیگران باشید، برده آنها خواهید بود.
کار خود را انجام دهید! سپس رها کنید. این تنها راه آرامش یافتن است.

آیا می توانید ذهنتان را از پرسه زدن بازدارید؟ و آن را به یگانگی ابتدایی با هستی برگردانید؟ آیا می توانید بدنتان را همانند نوزادان، دوباره نرم و لطیف کنید؟ آیا می توانید دید درونی تان را پاک کنید، تا چیزی جز نور نبینید؟ آیا می توانید دیگران را دوست بدارید، و آنها را بدون تحمیل خواسته های خود، راهنمایی کنید؟ 

داشتن، بدون احساس مالکیت، عمل کردن، بدون انتظار داشتن، و راهنمایی کردن، بدون سعی در حُکم راندن، فضائل عالی محسوب می شوند.

تائو را نتوان فهمید؛ از الکترون هم کوچکتر است؛ ولی کهکشان های بی شمار در آن جای دارند. اگر مردان و زنان قدرتمند می توانستند در تائو متمرکز شوند همه چیز در هماهنگی کامل بسر می برد. در این صورت دنیا به بهشت تبدیل می شد ؛ همگی در صلح و آرامش بسر می بردند و قوانین در قلبشان حک می شد . وقتی نام و شکل دارید، بدانید که موقّتی هستید... همه چیز در تائو پایان می پذیرد؛ همانطور که رودخانه ها به دریا منتهی می شوند..... تائو را نمی توان جایی یافت، با این وجود، همه چیز در آن کامل می شود و از آن قوت می یابد.

https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A

حسین
۱۴ فروردين ۹۵ ، ۲۰:۳۷ موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲ نظر


همانطور که در مطلب پیشین اشاره شد، تائویسم، یکی از آیین های باستانی چین است که از رنگ توحیدی بالایی برخوردار است. اینک دومین مجموعه از خلاصه آموزه های ایشان: 

تائو را مادرِ بزرگ می نامند، خالی ولی تمام نشدنی. کلماتی بی شمار از آن متولّد می شود. همیشه در درون شما حاضر است. هرگونه که بخواهید می توانید به کارش گیرید. تائو بی نهایت و جاوید است. چرا بی نهایت است؟ هرگز به دنیا نیامده است؛ بنابراین هرگز نمی میرد. چرا جاوید است؟ آرزویی برای خود ندارد، بنابراین در دسترس همه موجودات است.

فرزانه همیشه در آخر می ایستد؛ به همین دلیل از همه جلوتر است. به هیچ چیز، وابستگی ندارد؛ به همین دلیل با همه چیز یگانه است. چون خودش را رها کرده، تماماً راضی و خشنود است.
قبل از تولد جهان، چیزی بی شکل و کامل وجود داشت. آن، آرام است، خالی، تنها، تغییرناپذیر، بی نهایت، حاضر ابدی، مادر جهان است، چون نام بهتری برایش نمی یابم، آن را تائو می نامم. در هر چیزی جاری است، بیرون و درون، و به منبع اصلی بازمی گردد. تائو، پهناور است. جهان، پهناور است، زمین، پهناور است، انسان، پهناور است. این چهار قدرت بزرگ هستی است. انسان از زمین پیروی می کند. زمین از جهان پیروی می کند. جهان از تائو پیروی می کند. تائو از خود پیروی می کند!

https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8IaMsFjs0vwZw

حسین
۱۳ فروردين ۹۵ ، ۲۰:۴۱ موافقین ۳ مخالفین ۱ ۴ نظر



اگر مردان بزرگ را بیش از اندازه ارزشمند شمارید، مردم عادی کوچک شمرده می شوند.
اگر دارایی خود را بیش از اندازه عزیز دارید، دزدی میان مردم رواج پیدا می کند.
فرزانه با خالی کردن ذهن مردم، آنها را رهبری می کند، و با تضعیف جاه طلبی ها، و تحکیم اراده شان، درون آنها را غنی می سازد. او به آنها کمک می کند تا از دانسته ها و آرزوهای خود خالی شوند و در کسانی که تصور می کنند، می دانند، سردرگمی به وجود می آورد.

بی عملی را بیازمایید، و هر چیز در جای خود قرار خواهد گرفت ... خوب مانند آب است، بدون تلاش، همه چیز را سیراب می کند و جمع شدن در پستی را هرگز حقارت نمی شمارد؛ بنابراین مانند تائوست.

نزدیک زمین زندگی کنید، همیشه ساده بیندیشید، در مشاجرات، عادل و بخشنده باشید، در حکومت، سعی در فرمانروایی و تسلط نداشته باشید.
در کار، آن چیزی را انجام دهید که از آن لذت می برید، در زندگی خانوادگی، همیشه در دسترس و حاضر باشید.
وقتی از این که خودتان هستید، خشنودید، و از رقابت و مقایسه (با دیگران) دست کشیده اید، همگان به شما احترام می گذارند. https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A

حسین
۰۴ فروردين ۹۵ ، ۲۰:۴۶ موافقین ۶ مخالفین ۰ ۳ نظر

 

1- خداوند هم ظاهر دارد و هم باطن: ﴿هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِن...﴾ . او در عین اینکه در خلایق آفاقی (بیرونی) و انفسی(درونی) ظاهر است؛ اما کنه ذاتش پنهان است چرا که او اولی و اقدم بر موجودات است و او اصل ِ وجود است. با توجه به همین بیان، می توان گفت خدا، در هیئت موجودات ظاهر است اما در ذات وجودی اش، باطن است. باطن بودن او نیز برای ماست نه برای خودش؛ چرا که او خودش را در می یابد. پنهان بودن ذات او بر مخلوقات هم بدین دلیل است که عارف(شناسنده) باید بر معروف(شناخته شده) احاطه داشته باشد تا ادعای «شناخت» وی، صادق باشد؛ این در حالیست که موجود جزئی نمی تواند بر وجودی که همه حیثیتش از اوست، احاطه پیدا کند؛ یعنی عقلاً محال است.(درست ماننداینکه ماهی درون دریا که تمام هویت و حیاتش از دریاست، نمی تواند بر کلیت دریا احاطه پیدا کند). 

حضرت صادق علیه السلام (1) در قسمتی از کتاب توحید مفضل به مریدش جناب مفضّل طاب ثراه در رابطه با ظاهر بودن و باطن بودن خداوند می فرمایند: «اگر کسی گوید که چرا خدا از خلق پنهان شده؟ جواب گوییم که مستتر و پنهان شدن ذات مقدس نه به آن معنی است که به اراده، خود را مستور گردانیده؛ چنانچه پادشاهان یا دیگران به درب ها و پرده ها و دیوارها پنهان می شوند از رعیت خود، بلکه معنی اش آن است که ذات مقدس از آن لطیف تر و رفیع تر است که عقل، ادراک او تواند کرد؛ چنانکه نفس ناطقه که یکی از مخلوقات اوست؛ ادراک آن به فکر و نظر میسر نیست( چه برسد به خدا). و اگر گویند که چرا خدا، لطیف و متعالی گردیده است از ادراک اوهام؟ گوییم که چون چیزی که خالق هر چیز باشد، می یابد که در صفات مباین( جدا و برتر) همه باشد و والاتر از همه چیز باشد. اگر گویند چه معنی دارد،لطیف بودن و متعالی بودن او؟ جواب گوییم که سؤالی که در اشیاء کنند و طلب معرفت او نمایند، به چهار وجه می تواند بود: 

- آنکه بدانند موجود است یا نه.

- آنکه بدانند کُنه حقیقت ذاتش را.

- آنکه بشناسند، چگونگی و صفات او را. 

- آنکه بدانند علت و غایت وجودش را. 

و هیچ یک از این وجوه را در خالق نمی توان دانست، مگر آنکه وجود دارد. اما دانستن کنه ذات یا صفات، از محالات است و طلب معرفت در این مقام ساقط است؛ زیرا که خالق جل شأنه علت همه چیز است و او را علت نیست .... اما (خدا) از جهت دیگر، به ما از همه چیز نزدیک تر است و آثارش در ما از همه چیز واضح تر است و به دلایل و براهین، وجودش از همه چیز هویداتر است، پس او به یک جهت چنان واضح است که بر هیچ کس مخفی نیست و به یک جهت چنان غامض است که احدی را به ساحت معرفتش راه نیست و عقل نیز که از مخلوقات اوست چنین است که به شواهد ظاهر است و به ذات مستور و پنهان است.( یعنی خداوند هم ظاهر است و هم باطن اما هر یک در مرتبه خود معنا می دهد). 


2- پاسخ حضرت جعفرصادق علیه السلام به برخی ظاهرگرایان که منشاء نظام طبیعت و شگفتی های آن را به خدا نسبت نمی دهند: اگر برای طبیعت، چنین شعور و ادراکی که ورای عقول خلق است، قائلند(یعنی طبیعت را دارای شعور ذاتی و هوشمندی می دانند) پس اقرار کردند به آنچه انکار کرده اند و به صانع حکیم علیم قائل شده اند، اما در نامش خطا کرده اند( و به جای خدا، آن را شعور طبیعت نامیده اند) و اگر طبیعت را بی شعور و اراده می دانند، چنانچه ما به این قائلیم ( یعنی اصل شعور مربوط به طبیعت و سنگ و چوب و آسمان و زمین نیست)، پس نسبت این افعال منطبق بر قوانین حکمت( این نظام طبیعت منظم و شگفت آور) به طبیعتِ بی شعور، امری است واضح البطلان(تناقض است). هر

ذره از ذرات ممکنات فریاد می کنند که من صانع حکیم قدیم (ازلی) علیمی دارم. 


عین القضاة همدانی می فرماید: «علا فى دنوّه و دنا فى علوّه و ظهر فى‏ بطونه‏ و بطن فى ظهوره و احتجب عن الخلائق لشدّة إشراق نوره»(2)

یعنی خداوند در عین رفعت و والایی، در خلایق و موجودات  ظهور دارد و در عین ظهور در مخلوقات، از علوّ و بلندمرتبگی خود جدا نمی شود و در عین اینکه در باطن خویش، ظاهر است، در ظاهر مخلوقات،خلاصه نمی شود و ذاتش از خلایق به جهت شدت ظهور و قرابت و نزدیکی پنهان است؛ اما دل های آگاه او را می یابند چرا که نشانه های او را می یابند.


(1) نقل با اضافات و تقریب 

(2) نقل شده به تلخیص از کتاب شکوی الغریب عین القضات همدانی


بیان عیان 
بیان های عارفانه و عاقلانه 
https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A

حسین
۰۲ فروردين ۹۵ ، ۲۰:۵۷ موافقین ۶ مخالفین ۰ ۵ نظر