بَیانِ عَیان

گفتارهای عاقلانه و عارفانه!

بَیانِ عَیان

گفتارهای عاقلانه و عارفانه!
بَیانِ   عَیان
بیان عیان، رسانه ای در حوزه علوم انسانی و در شاخه عرفان و دین است. مردم و جوانان امروز، خواهان تغذیه عقل و جان هستند تا در سایه سار این هوای پاک، جان هایشان را از غبارهای زمانه پاک سازند. عقل آنان را باید با برهان و جانشان را باید با عرفان سیراب کرد نه با خرافه و گزافه.
بیاییم با یکدیگر، محترمانه، صادقانه و در جهت کاهش معضلات، گفتگو کنیم. این تنها راه ممکن برای زیست انسانی است. بیاییم باور کنیم، افرادی که مثل ما فکر نمی کنند، الزاماً دشمن حقیقت نیستند. بیاییم باور کنیم، حقیقت الزاماً در چنگال! ما نیست.

[بیان عیان]

برای آگاهی از بروزرسانی [بیان عیان] لطفا ایمیل خود را در این قسمت وارد کرده و پنجره باز شده را تایید کنید. سپس ایمیل ارسال شده را باز کرده و لینک ارسال را بفشارید

Delivered by FeedBurner

پیوندهای مفید برای علاقمندان


یکی از آسیب های محیط های علمی آن است که برخی تنگ نظران، نقد و جرح علمی را برنمی تابند و تحقیق را زبون می شمارند و به جای آن، تقلید را ارج می نهند.
در این که تقلید، سرانجام به بن بست عقلی منجر خواهد شد همین نکته بس که اگر اصالت با تقلید باشد، دیگر همه مکتب ها، اندیشه ها و تمام پیروانشان، حق دارند که در آیین و کیش و تفکر خود بمانند و همگی به یک اندازه مُحقّ باشند و این یعنی بن بست اندیشه انسانی. 

تاریخ و سنت الهی نشان داده است که تنگ نظران همواره بوده اند و همواره هم خواهند بود و در هر جامعه ای هم نقش خود را ایفا می کنند، از جامعه شرقی گرفته تا غربی... .

 اما آنچه در نقد تنگ نظران می توان گفت:  اینان، گمان می کنند که متفاوت اندیشان، حتماً بیماری و مرضی دارند که مثل آنها فکر نمی کنند! یا الزاماً به جایی وابسته اند یا حتماً از کسی پول می گیرند و ... . انگار گمان می کنند که تفاوت اندیشه یعنی جرم و جنایت... . مزاج صفراوی مزاجانِ تنگ نظر گاهی آنچنان غلیظ می شود که دیگران را به جرم اظهار نظرهای روشمندانه در علوم مختلف، متهم به انواع رذایل و ذمائم می کنند و این رذیله فرهنگی در جوامعی که از فرهنگ مطالعه پایینی برخوردار هستند، بالاتر است. 

اما اگر متفاوت اندیشان، روشمندانه و مستدل، به حقیقتی رسیده باشند، نزد خداوند کریم، مأجورند(حتی اگر یافته شان درست نباشد). البته متفاوت اندیشان باید به نقدها و نظرهای دیگران هم نظر بدوزند و پذیرای مَحبّت علمی دیگران باشند. 

متفاوت اندیشان، نه در کف، سنگ دارند و نه با کسی جنگ؛ بلکه خواه ناخواه طور دیگری فکر می کنند! همین و بس... نه از کسی برای متفاوت بودن پول می گیرند، نه مزدور و وابسته هستند و نه مبتلا به بیماری های روانی...

بیاییم تفاوت اندیشه های روشمند را درک کنیم... . 

دو مصداق عینی مؤیِّد:

یک.دانشمندان علوم طبیعی در عصر شکوفایی علمی در غرب، نظراتشان مساوی با کفر و شرک بود اما 
اکنون این نظریات، نه تنها مساوی کفر و شرک نیست، بلکه دلیل توحید است! 

 
دو. 50 سال پیش علامه طباطبایی به خاطر دیدگاه های فلسفی از برخی ناسزا می شنید و الان، مورد تحسین است.
 


کتابنما/پویش ارائه محتوای کتب در قالب متن، صوت و نما

بیان عیان 
بیان های عارفانه و عاقلانه 
https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A


(1) مصرعَکی از دیوان شمس جلال الدین بلخی 

حسین
۲۵ دی ۹۵ ، ۱۳:۴۵ موافقین ۲ مخالفین ۰ ۷ نظر

مردان قُلدرمآب و راهزنان قدیمی و عیاران بی پروا، که مردم از ایشان ترس و وحشتی فراگیر داشتند، دو صفت نیکو داشتند که گاه موجب سعادتشان می شد و آنها را به توبه می کشاند: 

یک. پایبندی به عهد و پیمانی که بسته بودند؛ یعنی تا پای جان هم که شده، سر قرارشان می ماندند...
دو. حفظ احترام ناموس دیگران 

دریغ از بعضی مردان امروزی، که همین ها را هم ندارند. 

یاد «روزی روزگاری» بخیر ... یاد «مرادبیگ» بخیر ... یاد قلدرمابان قلندرصفت بخیر ... یاد راهزنان با معرفت بخیر... یاد قدیمی ها بخیر... نفس و نفسشان حق بود ...
بیان عیان 
بیان های عارفانه و عاقلانه 
https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A

حسین
۲۴ دی ۹۵ ، ۱۴:۳۷ موافقین ۳ مخالفین ۰ ۷ نظر

                                           
تمامی مخلوقات، مغروق، مبهوت و مقهورِ "دریای وجود"اند... چون هرچه در نظرگاه انسان است، جز وجود نیست.

حقیقت و عصاره وجود را عارفان -خدایشان به سلامت دارد- حضوراً درک کرده اند. حال که درک ذهنی وجود، چُنین شیرین است و عقل را مبهوت می کند؛ درک حضوری اش، چه پرحَلاوت خواهد بود... .

با این تعبیر، چقدر کاخِ پوشالی "هیچ علیه السلام"-که شعار آتئیست های امروزی است- لرزان و سست می نماید... بسا جوانانی که به دلیل شرایط زمانه و مهجوریّت حکمت و عرفان در میان توده جامعه، از درک "جود و وجود خداوند جلّ جلاله" در محرومیت و مهجوریت اند... .
همان جوانانی که از صبح تا شام، با "وجود" سروکار دارند؛ اما دم از "عدم" می زنند، وجود دارند؛ اما خود را ملحق و منضم به عدم می پندارند، از وجود تغذیه می کنند، اما وجودمطلق(خداوند) را "هیچ" می خوانند!

اما وقتی وقتش رَسد، خطاب به آنها گفته شود: «...تخم دغل می کاشتی، افسوس ها می داشتی، حق را عدم پنداشتی، اکنون ببین ای قلتبان!(1)».

کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد و طرحی نو در اندازد؟!

مُروَّح کن دل و جان را!
دلِ تنگِ پریشان را!
گلستان ساز زندان را!
بر این ارواح زندانی...
عجب حلوای قندی تو!
امیر بی گزندی تو!
عجب ماهِ بلندی تو!
که گردون را بگردانی...(1)


اللهم عجّل فرج مولانا صاحب الزمان علیه السّلام...



(1)هر دو شعر از جلال الدین بلخی

کتابنما؛ پویش ارائه محتوای کتب در قالب متن، صوت و ویدئو
بیان عیان 
بیان های عارفانه و عاقلانه 
https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A

حسین
۱۷ دی ۹۵ ، ۱۳:۰۲ موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۰ نظر

 

ابومحمدغزالی در کیمیای سعادت مطلبی را در خصوص انسان، و سیر او از کثرت به وحدت بیان می کند که عصاره آن در پی می آید:

یک) کار انسان عظیم است و خطر وی بزرگ(یعنی انسان عظمت دارد و هرچه عظمت چیزی بیشتر باشد، مهلکات و خطراتی که او را تهدید می‌کند نیز سهمناک تر است). انسان عظمت دارد؛ چراکه وی اگر ازلی نیست، ابدی است، و اگرچه انسان از خاک است؛ اما حقیقت روح او از خاک نیست و ربّانی(خدایی) است.

دو) او اگرچه در ابتدا صفت بهائم و شیاطین را دارست(یعنی در ابتدای زندگی، تنها در پی رفع حاجات دنیوی چون خوردن و لذت بردن است)؛ اما اگر در بوته مجاهدت و تلاش، خود را پاک کند، شایسته حضرت ربوبی خواهد شد( و به صفات ملائکه مزیَّن شود). انسان در مقام اسفل السافلین(عالَم ناسوت)، اسیر شهوت و غضب است؛ اما اگر پادشاهِ شهوت و غضب شود(یعنی بر شهوت و غضب خود چیره شود)، شایسته بندگی حضرت الهیّت شود. در این صورت او به اُنس حضرت حقّ خواهد رسید و بهشت او، نظاره کردن در جمال الهی، خواهد شد و دیگر نزد وی، شهوت چشم و فَرْج و شکم حقیر شود.

سه) این درجه والا(یعنی همان که در بند دو آمد) جز به مجاهدت و معالجت ممکن نگردد که این چنین کوششی دو رُکن دارد که در آیه دوم از سوره مبارکه جمعه آمده است:
﴿هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یتْلُو عَلَیهِمْ آیاتِهِ وَیزَکِّیهِمْ وَیعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَإِنْ کَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُبِینٍ

اوست که در میان قوم بی‌کتاب [عرب‌] پیامبری از میان خودشان برانگیخت که آیات او را بر آنان می‌خواند و پاکیزه‌شان می‌دارد، و به آنان کتاب و حکمت می‌آموزد، و حقا که در گذشته در گمراهی آشکاری بودند.
رکن اول: تزکیه و پاکی از رذیلت ها؛ یعنی اخلاق ناپسند و صفات بهائم است که نزد ارباب به «تخلیه» معروف است(یزَکِّیهِمْ).

رکن دوم: رشد و ترقی معرفتی و آراستگی به صفات ملائک است. هنر پیامبران و اولیای الهی آن است که مِس وجود انسان را با کیمیای مَحبّت الهی، به زر تبدیل می کنند؛ یعنی از هر صفت نقص و رذیلت، صفت کمال بیرون می آورند و به عبارت دیگر از میت و مرده، زنده بیرون می آورند و مرده را زنده می کنند، جسم را می گیرند و روح تحویل می دهند، برکه را می گیرند و به دریا مبدّل می کنند؛ چرا که وجودشان دریایی است: 

﴿ إِنَّ اللَّهَ فَالِقُ الْحَبِّ وَالنَّوَى یُخْرِجُ الْحَی مِنَ الْمَیتِ وَمُخْرِجُ الْمَیتِ مِنَ الْحَی ذَلِکُمُ اللَّهُ فَأَنَّى تُؤْفَکُونَ(انعام/95)
خداوند شکافنده دانه و هسته است، زنده را از مرده بیرون می‌آورد و بیرون آورنده مرده از زنده است، چنین است خدای شما، چگونه به بیراهه می‌روید؟
 این رکن، نزد ارباب به «تحلیه» معروف است(وَیعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ).


چهار) کیمیای سعادت که نام کتاب ابوحامد حجة الاسلام غزّالی طوسی است؛ یعنی از هرچه صفت نقص، جدا شدن و به صفات کمال آراسته گردیدن؛ و این همان تبتّل و بریدگی است؛ چرا که مادامی که بریدگی حاصل نشود، «تحلیه» معنا ندارد:

  وَاذْکُرِ اسْمَ رَبِّکَ وَتَبَتَّلْ إِلَیهِ تَبْتِیلًا(المزمل/8)
﴿و نام پروردگارت را یاد کن و از همه گسسته و با او پیوسته شو

و تبتیل یعنی از همه چیزها گسستن؛ بدست نمی آید مگر با شناخت چند چیز:

حقیقت خود را بشناسد.
خدا را بشناسد.
دنیا را بشناسد.
آخرت را بشناسد.


تمامی ترجمه ها از آقای بهاءالدین خرمشاهی زیدعزه است.  

بیان عیان 
بیان های عارفانه و عاقلانه 
https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A

حسین
۱۱ دی ۹۵ ، ۰۶:۴۷ موافقین ۴ مخالفین ۰ ۷ نظر



کسی‌که از چراغ قرمز متنفر است، هنوز خودخواه است... 
چراغ قرمز، دوست داشتنی است چرا که اگر من ایستاده ام، اما دیگری می رود...


بیان عیان 
بیان های عارفانه و عاقلانه 
https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8KWqUtlvssg1A

حسین
۲۳ آذر ۹۵ ، ۱۹:۴۳ موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۰ نظر