[بَیانِ عَیان]

گفتارهایی عاقلانه و عارفانه!

[بَیانِ عَیان]

گفتارهایی عاقلانه و عارفانه!

[بیان عیان]

[بَیانِ عَیان]
بیان عیان، رسانه ای در حوزه علوم انسانی و در شاخه عرفان و دین است. مردم و جوانان امروز، خواهان تغذیه عقل و جان هستند تا در سایه سار این هوای پاک، جان هایشان را از غبارهای زمانه پاک سازند. عقل آنان را باید با برهان و جانشان را باید با عرفان سیراب کرد نه با خرافه و گزافه.
بیاییم با یکدیگر، محترمانه، صادقانه و در جهت کاهش معضلات گفتگو کنیم. این تنها راه ممکن برای زیست انسانی است. بیاییم باور کنیم افرادی که مثل ما فکر نمی کنند، الزاماً دشمن حقیقت نیستند. بیاییم باور کنیم که حقیقت الزاماً در چنگان و چنگال ما! نیست.

طبقه بندی موضوعی

پیوندها



منبر: سال 88 بود که برای شرکت در جلسه اخلاق یکی از مطرح ترین واعظان کشور به اطراف آرامگاه بوعلی سینا همدان رفتم. زرافشانی خورشید کم کم روی قله الوند خودنمایی می کرد که به "محفل اخلاقیّون" رسیدم. جمع مستان (پیرمردها) و عده کمی جوان، منتظر بودند تا استاد اعظم اخلاق وارد شود. من نیز که از همان اوان کودکی به این مباحث علاقه داشتم، در گوشه ای نشسته بودم. ظاهراً در آخر همان مجلس به ذهنم خطور کرد که نامه ای به استاد اخلاق اعظم بنویسم و سوالاتم را از حضرتشان بپرسم. 
روز بعد، نامه را شخصا به ایشان دادم و قرار شد فردا جواب نامه را پس بگیرم. خوشحال و شاد و خندان و خرامان برگشتم و در انتظارِ صبحِ فردا بودم. فردا با اشتیاق زائدالوصفی، به محضر آن پیر مراد شتافتم تا جواب نامه را بگیرم. پسر ایشان را ملاقات کردم اما خبری از جواب نامه نبود. فرمودند: فردا بیا.

فردا شد. رفتم تا جواب نامه را بگیرم. اما همان پاسخ دیروز را شنیدم. 
فردا شد؛ یعنی روز آخرِ موعظه آن جناب. ناچاراً به محضر استاد اعظم اخلاق شتافتم. ایشون گفت: جواب نامه را نوشته ام اما نامه را برده اند تهران! من هم گفتم: ایشالّا سال بعد که تشریف آوردید، نامه را همراه خودتان بیاورید (تا حداقل از پاسخ شما استفاده کنیم). هنوز هم که هنوز است جواب نامه را دریافت نکرده ام!!

استاد اعظم قصه ما، خیلی منبر میره، خیلی هم معروفه اما رفتار ایشون هنوز هم در ذهن من هست. من هر وقت ایشون رو می بینم، به حرفهایی که سر منبر میزنه توجهی نمی کنم، بلکه اون رفتارشون یادم می یاد. 
قصه تمام/. 

مِمْبر و مانی!!: منظورم از ممبر، تعداد کسانی است که به سخنان یک فرد منبری گوش فرا می دهند و از او تأثیر علمی و عملی می گیرند. براستی چقدر از منبریان، حقّ بزرگ منبر را مراعات می کنند؟ عمل هیچی، چقدر علم و دانش به مردم منتقل می کنند و چقدر خرافه و خواب و رؤیا و کشف و شهود و ... ؟

ترویج سخنان سخیف، اثبات نشده، سست پایه و قرون وسطایی، یکی از چالش ها و معضلات منبرهای دینی خصوصاً در فضای گسترش دنیای مجازی در دوران کنونی است. چقدر از کانال ها و گروه های ضد دینی که سخنان ضعیف و سخیف و نحیفِ برخی روحانیون را "گلچینانه!" تحویل اذهان و اعیان مردم می دهند و اینطور القا می کنند که: «بنگرید! این است روحانیت معظم!» بعدش هم می نویسند: «عمامه ها بالا... بالا... بالاتر...». 
تا کِی، برخی از ما می خواهیم بهانه به دست دیگران بدهیم؟ چرا مطالعه کافی نداریم و با سخنانی سراسر خرافه و گزافه، شتابان و خیزان به روی منبر می جهیم؟ 

چرا سخنان نغز و پر مغز دینی را به شیوه عیان و به طریقه برهان به دیگران تقدیم نمی کنیم؟ 


چرا 
برخی از ما پاکت پول آخر منبر را هدف قرار داده ایم برای تحویل خرافات و احساسات بدون پشتوانه به مردمی که شاید دوست داشته باشند از همین چیزها بشنوند و در خواب و خرافه، خمارانه بخسبند؟ 

چرا برخی از ما منبر و ممبر و مانی را ارج می نهیم و دین خداوندی را به هیچ و پوچ، می فروشیم؟ 


چرا 
برخی از ما گمان کرده ایم قالبِ صناعتِ شعر و خطابه، می تواند عهده دار و جایگزین مسئولیت خطیرِ عقل و حکمت و قرآن و برهان و عرفان باشد؟ 

چرا برخی از ما شین الإسلام شده ایم؟

امام صادق علیه السلام: ای شیعیان، شما به ما منسوب هستید، پس مایه زینت ما باشید 

نه مایه آبرو ریزی ما...
دخلت على الصادق جعفر بن محمد علیه السلام و عنده نفر من الشیعة فسمعته و هو یقول:

 «معاشر الشیعة کونوا لنا زینا و لا تکونوا علینا شینا قولوا للناس حسنا احفظوا ألسنتکم 

و کفوها عن الفضول و قبیح القول‏»

(الأمالی لصدوق ص 400) ‏


مطلب مرتبط:  ولایت پذیری بادنجان و بارهنگ و کدو

بیان عیان؛ بیان های عارفانه و عاقلانه
تلگرام:
 
https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8IaMsFjs0vwZw 

حسین مازوجی
۲۳ آذر ۹۶ ، ۱۴:۴۰ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲ نظر

دو) خدای دین اسلام، حاکمی جبّار و خشن نیست؛ بلکه هستیِ مطلقِ بی‌قید، مهربان، آمرزنده و دوستدار سعادت انسان است. 


سه) دین، همان‌گونه که دشمن گناه است، دشمن تعصّب و جُمود نیز هست. دین، هیچ‌گاه با خشونت و زور در دل‌ها جای نمی‌گیرد. به همین دلیل است که خداوند در قرآن، پیامبران را آگاهی‌دهنده معرفی می‌کند، نه مأمور ِ بازرسی و تفتیش. 


یک نمونه تاریخی: «مُفَضَّل» که از شاگردان امام صادق (درود بر ایشان) بود، روزی «ابن ابی العوجاء» (خدا ناباور) را دید و با شنیدن سخنان الحادی او، برآشفت و به او تندی کرد. ابن ابی العوجاء گفت: «... اگر از یاران جعفر بن محمدصادق هستی، او این‌طور با ما مجادله نمی‌کند. او گفتار ما را بارها شنیده اما دشناممان نداده و در پاسخ، از اندازه بیرون نرفته است. او آرام و بردبار و خردمند و متین است و هرگز خشم و سفاهت بر او چیره نمی‌شود و از جا به در نمی‌رود. سخنان و دلایل ما را می¬شنود. آنچه در خاطر داریم، بر زبان می‌آوریم و گمان می¬کنیم بر او پیروز شده‌ایم. آنگاه با کمترین سخن، دلایل ما را باطل می‌سازد و با کوتاه‌ترین کلام، حجت را بر ما تمام می¬کند، چنان¬که دیگر نمی‌توانیم پاسخی دهیم. اینک تو اگر از اصحاب اویی، چنان¬که شایسته اوست با ما سخن بگو!». پس: توسعه دین و دین‌داری، تنها در فضای گفتگوی عالِمانه و محترمانه به دست می‌آید.


بیان عیان 
بیان های عارفانه و عاقلانه 
تلگرام:
https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8IaMsFjs0vwZw

حسین مازوجی
۲۰ آذر ۹۶ ، ۲۱:۵۸ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

بذر مبارکی را احمد خاتم صلی الله علیه وآله، چهارده قرن پیش در شبه جزیره ای بی آب و علف در دل خاک معرفت نهاد، باران فیض الهی بر آن باریدن گرفت و دم های پاک اولیای الهی در آن دمید. اینک  این مبارک دانه، در اوج  دشمنی ها و فسادپراکنی ها، به درخت تنومندی بدل شده است که ربع ساکنان ربع مسکون را زیر سایه خود، پناه داده است.

چه مبارک بذری بود...

چه مبارک غاری بود...

چه مبارک دم هایی بود...

چه مبارک پیمبری بود...

چه مبارک دینی است، دینِ قرآن و برهان و عرفان...


دین خاتم نه با زور و تهدید در دل ها جای گرفت، نه با پول و تزویر ، و نه با زخم شمشیر...

 مگر چنگیز و لنین و استالین شمشیر نداشتند؟ پس کجاست مسلک و مرامشان؟! 


آری... سرنوشت تاریخ، با پاکان و پاکبازان است... .


بیان عیان 
بیان های عارفانه و عاقلانه 
https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8IaMsFjs0vwZw
حسین مازوجی
۱۴ آذر ۹۶ ، ۲۱:۴۰ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ نظر

یک) یکی از آفات منبرها و خطابه های دینی که روزبه روز شدیدتر می شود، عدم مطالعه کافی واعظان است. اوج زحمت و تلاش برخی واعظان آن است که نیم ساعت قبل از منبر، تند تند نگاهی به فیش های نرم افزار منبر و خطابه بیندازند و سپس با ضمیمه کردن چند خاطره، خرافه، جوک، شعر و ضرب المثل، منبر خود را به پایان برند. آیا براستی، منزلت منبر در دوران گذشته نیز چنین سخیف و نحیف و ضعیف بود؟

 دو) کافی است نگاهی گذرا به قرآن، کتب روایی معتبر مانند کتب چهارگانه، نهج البلاغه، صحیفه سجادیه، دعاهای مأثور و منقول بیاندازیم تا دریابیم، آنچه در در این آثار فاخر موج می زند، عقلانیت و عبودیت و اخلاق است. نه نیازی هست بادنجانی به ولایت علی علیه السّلام اقرار کند، نه نیاز هست واعظ برای تایید و تاکید گزاره های دینی، به انواع خرافات و اخبار مجعول و مجهول دست یازد که اثبات آنها به این سادگی نیست.  

سه) خطری که دینداری امروز را تهدید و تحدید می کند، خطر خرافه گرایی و فاصله گرفتن از معارف اصیل دینی است. این معضل، آنچنان جدی است که نه تنها غیر دینداران، دین و دینداری را  به تمسخر می گیرند، بلکه پشتوانه های عقلانی دین نیز از رهگذر این شیوه، از دینداران بازستانده می شود و آنها را روز به روز منزوی تر می سازد. در روزگاری به سر می بریم که برخی به ناچار، زبان در کام گرفته اند و آنان که مجال سخن دارند، آب و کف تحویل اذهان و اعیان می دهند.  

چهار) باید در برابر این حرکت ناشیانه، آگاهانه ایستاد تا بیش از این، قالب دین از غلبه خرافه تهی نشود. جوان امروز به دنبال تبیین جدید و قابل دفاعی از نبوت، معاد، ولایت، عفت، غیرت و اخلاق است. نه به دنبال درجه ولایت پذیری بادنجان است، نه کدو و نه بارهنگ... کمی قبل از سخنرانی، سخندان باشیم... .


بیان عیان؛ بیان های عارفانه و عاقلانه 

تلگرام: https://t.me/joinchat/AAAAAESGl8IaMsFjs0vwZw

حسین مازوجی
۱۰ آذر ۹۶ ، ۲۱:۳۱ موافقین ۱ مخالفین ۱ ۱ نظر